ثواب مؤذن در روايات



ثواب مؤذن در روايات

يكى از كارهاى بسيار با ارزش در اسلام اعلان وقت نماز و مناجات با خدا در صبح و شام و حتى در ابتداى ظهر است بطورى كه مؤ منين وقت شناس يا خود مبادرت به اذان نمايند و يا با شنيدن آن، اذان مؤ ذن را حكايت كنند.
استاد ما (حضرت آيت الله شيخ هاشم قزوينى رضوان الله عليه) كه يكى از اعاظم مدرسين حوزه علميه مشهد بود در درس، شاگردان خويش را به گفتن اذان توصيه مى كرد.
متاءسفانه همانگونه كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) پيش بينى كرده بود اين كار حالا از رسم افتاده و ديگر كمتر كسى به سراغ اذان گفتن مى رود. مگر همان اذانى كه از راديو و تلويزيون و يا بلندگوهاى مساجد شنيده مى شود.
خواننده عزيز! شايد شما هم مثل من اذان گفتن برايت دشوار باشد و احيانا چنين كارى را دون شأن و مقام و شخصيت خود بدانى، كه كنار خيابان با كوچه و بازار يا ميان منزل بايستى و اذان بگويى. اما افسوس
از اينكه ما جدا در جمع آورى ثواب و بدست آوردن حسنات همت نمى كنيم. خداوند مى خواهد وقتى هنگام مناجات و دعوت به پيشگاهش مى رسد، انسان فرياد بزند الله اكبر و اعلام نمايد حى على الصلاة بشتابيد بسوى نماز، بشتابيد بسوى رستگارى. بشتابيد بسوى بهترين عمل. همه بدانند زمان مهمترين كار رسيده و در اين هنگام همه كارها بايد تحت الشعاع نماز قرار گيرد و انسان از همه كارها دست بكشد.
در كتاب مجموعه ورام مى نويسد: سابقا مردم چنين بودند، وقتى صداى اذان بلند مى شد، آهنگرى كه پتك را براى كوفتن بر آهن بلند كرده بود بر زمين مى نهاد و مى گفت: منادى خدا ندا مى دهد كارى مهمتر پيش آمده است يا خياط كه سوزن را به دست گرفته بود و آماده بود تا نخ را در آن قرار دهد و بدوختن ادامه دهد، نخ و سوزن را كنار مى نهد و مى گفت خير و بركت در كارى نيست كه چنين موقعى انجام گيرد، بايد نداى پروردگار را اجابت كرد.
اينك به ثواب مؤ ذن و ارزش آن توجه نماييد:
امام باقر (عليه السلام) فرمود: هر كس ده سال در راه خدا اذان بگويد. خداوند او را مى آمرزد. هر تر و خشكى كه صدايش را بشنود او را تصديق مى كند و هر كسى را مسجد با او به نماز بايستد، از نماز آن نمازگزار سهمى مى برد و هر كس با صداى او نماز بخواند به تعداد آنها به مؤ ذن حسنه مى دهد. (1)
امام صادق (عليه السلام) فرمود: در روز قيامت مؤذنين سربلند مى باشند. (يعنى اذان گويان از همه مردم گردنشان افراشته تر است و براى دريافت ثواب و عطاى خداوند سربلندند).
در عوالى اللئالى از بلال روايت شده كه گفت: شنيدم از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود: هر كس در راه خدا اذان بگويد گر چه يك نماز باشد اما براى خدا و بدون چشمداشتى از غير، فقط براى تقرب به خدا باشد. غفرالله له ما سلف من ذنوبه و من عليه بالعصمة فيما بقى من عمره و جمع بينه و بين الشهداء فى الجنه (2) خداوند گناهان گذشته او را مى آمرزد و بر او منت مى نهد به اينكه در بقيه عمر او را از ارتكاب معاصى نگه دارد و بين او و شهدا در بهشت جمع نمايد.
امير المؤ منين (عليه السلام) فرمود كه به رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) عرض كرديم: آقا شما چنان ما را تشويق فرموديد كه بيم آن داريم كه امت شما در راه گفتن اذان به يكديگر با شمشير حمله كنند. فرمود: اما هر كسى اذان نخواهد گفت. (۳)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: يحشر المؤ ذنون يوم القيامه اطول اعناقا ينادون بشهادة ان لا اله الا الله.
مؤ ذنين در روز قيامت از همه مردم گردن افراشته تر محشور مى شوند در حالى كه شهادت به لا اله الا الله مى دهند.
معنى گردن افراشته تر يعنى سربلند مى كنند تا به رحمت خدا و عنايتش نايل شوند. برخلاف كسانى كه تبهكارند. قرآن كريم مى فرمايد: ولوترى اذا المجرمون ناكسوا رؤ وسهم عند ربهم، و آن هنگام كه ببينى تبهكاران در مقابل خدايشان سر بزير انداخته اند…
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) لو يعلم الناس ما فى الاذان و الصف الاول ثم لايجدوا الا ان يستهموا لفعلوا
اگر مردم بدانند براى اذان گو و ايستادن در صف اول جماعت چقدر ثواب است در اين دو مورد ازدحام مى شود و چاره اى جز قرعه كشى نمى باشد. (4)
در روايت ديگر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمايد: اذان گويان گردن افراشته ترين مردم خواهند بود و هر كس هفت سال اذان بگويد در قبر عذاب نمى شود. باز مى فرمايد: يكتب للموذن عند اذانه اربعون و مائة حسنة و عند الاقامه عشرون و مائة حسنة. (5)
به مؤ ذن در هنگام اذان صد و چهل حسنه مى دهند و براى اقامه صد و بيست حسنه.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: هر كس دوازده سال اذان بگويد بهشت براى او واجب مى شود و در هر باركه اذان مى گويد شصت حسنه و در هر اقامه سى حسنه به او مى دهند. (6)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: سه نفرند كه بيم از حساب ندارند و از صبحه آسمانى و فزع اكبر نخواهند ترسيد: اول شخصى كه قرآن را حفظ كند و عمل به آن نمايد او به پيشگاه خداوند به صورت سيدى بزرگوار خواهد آمد. دوم مؤ ذنى كه هفت سال بدون اجر و پاداش اذان بگويد. سوم بنده اى كه اطاعت خدا كند.
(7)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: هر كس يك سال با نيت صادق اذان بگويد روز قيامت او را بر در بهشت نگه مى دارند و مى گويند هر كس را مايلى شفاعت كن. (8)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمايد: مؤ ذن در هنگام اذان چون شهيدى است كه در خون خود مى غلتد و هر تر و خشكى با زبان خودش گواهى به اذان او مى دهد. وقتى بميرد زمين به بدن او كارى ندارد. (9)
در خبر ديگر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: روز قيامت يك منادى فرياد مى زند: ميهمانان خدا كجايند؟! پس روزه داران مى آيند. سپس منادى ديگرى فرياد مى زند: رعايت كنندگان ماه و خورشيد كجايند؟ (يعنى كسانى كه توجه به وقت نمازها براى اذان داشته اند كجايند؟! ) پس مؤ ذنين مى آيند. آنگاه سوار بر ناقه بهشتى مى گردند در حالى كه تاج كرامت بر سر دارند و به جانب بهشت رهسپار مى شوند. (10)
جابربن عبدالله انصارى گفت: از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه سه مرتبه فرمود: اللهم اغفر للموذنين گفتم يا رسول الله! ممكن است براى اذان گفتن با شمشير به جان هم بيافتيم ؛ براى ما دعا نكردى آن چنان كه براى مؤ ذنين دعا مى كنى؟!
فرمود: جابر! بدان در آينده مردم اذان را به ضعفا مى سپارند. گوشتهايى كه بر آتش جهنم حرام است، گوشت مؤ ذنين است. (11)
در روايتى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و
آله و سلم) مى فرمايد: اما الاذان فانه يحشر المؤ ذنون من امتى مع النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين. (12)
اذان گويان امتم با پيامبران و صديقين و شهداء و صالحين محشور مى شوند. اين روايت نيز در ثواب مؤ ذن بسيار روح افزا است. مرحوم صدوق (رضوان الله عليه) در كتاب مجالس نقل مى كند امام صادق (عليه السلام) به نقل از پيامبر اكرم فرمود: هر كس براى خدا اذان بگويد و نظر ديگرى نداشته باشد، خداوند ثواب چهل هزار شهيد و چهل هزار صديق به او مى دهد و به شفاعت او چهل هزار گنهكار را مى بخشد و روانه بهشت مى كند. بدانيد مؤ ذن وقتى بگويد اشهد ان لا اله الا الله نود هزار فرشته بر او صلوات مى فرستند و برايش استغفار مى كنند و در روز قيامت در سايه عرش خداست تا خداوند از حساب مردم فارغ شود. همچنين ثواب گفتن اشهد ان محمدا رسول الله را چهل ميليون فرشته مى نويسند.
و هر كس مداومت داشته باشد صف اول جماعت را و سعى كند كه تكبير اول امام را درك كند و مسلمانى را نيازارد، خداوند به او نيز همان اجر و پاداش مؤ ذن را در دنيا و آخرت دهد. (13)

پی نوشتها:

1.معنى مد بصره و مد صوته بايد همين باشد طبق تصريح علامه مجلسى (رضوان الله عليه) بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱. 

2.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۱۸. 

۳.جعفريات، ص ۲۴۵ به نقل از مستدرك الوسائل.

4.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۰. 

5.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۱. 

6.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۱. 

7.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۱. 

8.مستدر الوسائل، ص ۲۲ و حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

9.مستدرك الوسائل، ص ۲۲، حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه، ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

10.مستدرك الوسائل، ص ۲۲، حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه، ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

11.مستدرك الوسائل، ص ۲۲، حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه، ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

12.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۱۶. 

13.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۳۰ روايت شماره ۲۲.

منبع:اذان و اقامه در اسلام - موسی خسروی - صفحه۲۶

روایاتی درباره اجابت ندای مؤذن و آماده شدن برای نماز


​چند روايت در مورد اجابت مؤ ذن (يعنى اجابت نداى مؤ ذن و آماده شدن براى نماز) ذكر مى شود تا شايد توفيق اين اجابت نصيب همه ما بشود. 

امام (عليه السلام) مى فرمايد: اجابت مؤ ذن كفاره گناه است و رفتن به مسجد اطاعت خدا و پيامبر اوست وهر كه مطيع خدا و پيامبر باشد خداوند او را با صديقين و شهدا داخل بهشت مى كند و در بهشت رفيق حضرت داود (عليه السلام) است و به اندازه حضرت داود (عليه السلام) به او ثواب مى دهند. (1)

پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: پذيرفتن نداى مؤ ذن رحمت است و ثواب آن بهشت خواهد بود. هر كه نپذيرد با او در قيامت به خصومت مى پردازم. خوشا به حال كسى كه اجابت كند منادى خدا را و راهى مسجد شود. اجابت نخواهد كرد و به مسجد نمى رود مگر مؤ منى كه اهل بهشت باشد. (2)
باز فرمود: هر كه اجابت كند اذان مؤ ذن را و بپذيرد (سخن) علما را، روز قيامت در زير پرچم من خواهد بود و در بهشت همسايه من است و خدا به او ثواب شصت نفر شهيد را مى دهد.
قال من سمع الاذان فاجاب كان عندالله من السعداء هر كس صداى اذان را بشنود و اجابت كند خداوند او را سعادتمند مى گرداند.
قال من لا يجيب داعى الله فليس له فى الاسلام نصيب و من اجاب اشتاقت اليه الجنه (3). هر كس پيام خدا را بپذيرد در اسلام نصيبى ندارد و هر كه بپذيرد، بهشت مشتاق اوست.
و بالاخره مى فرمايد: من اجاب داعى الله استغفرت له الملائكه و يدخل الجنة بغير حساب. هر كه دعوت منادى خدا را بپذيرد ملائكه براى او استغفار مى كنند و بدون حساب وارد بهشت مى شود. (۴)
از امير المؤ منين (عليه السلام) نقل شده كه مى فرمايد: هر كه صداى اذان را بشنود در حالى كه در مسجد است و خارج شود منافق است مگر اينكه تصميم داشته باشد برگردد، يا طهارت ندارد، مى رود خود را طاهر كند. (۵)
عنه انه قال ليوذن لكم افصحكم و ليؤ مكم افقهكم. (6)
على (عليه السلام) مى فرمايد: بايد فصيح ترين شما اذان بگويد و فقيه ترين شما امامت نمايد.

1.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۵۴. 

2.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۵۴. 

3.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۵۵. 

۴.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۵۵. 

۵.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۶۱. 

6.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۶۱.

تربیت عاطفی کودکان

تربیت عاطفی کودکان

از هدف‌های اساسی در تربیت کودکان، پرورش عاطفی آنهاست. منظور از عاطفه در این بحث، استعداد و گرایش درونی و پشتوانه نوع دوستی در انسان است. بر پایه این استعداد فطری، انسان با مهر و محبت به هم نوع خود، با او انس و الفت قلبی می‌یابد.
استعداد عاطفی در انسان سبب رشد بسیاری از کمالات می‌شود. این کمالات شامل امتیازهایی است که بر اساس «دیگرخواهی» در انسان پدید می‌آید، از قبیل محبت و ازخودگذشتگی، گذشت، بخشش، همکاری، دل سوزی، غم گساری و به طورکلی، مقدّم داشتن دیگران بر خود. بی وفایی، فراموش کاری، قدرنشناسی، خشونت، بی رحمی، خودخواهی و بی خبری از دیگران و مانند آنها، از کاستی‌های روحی و اخلاقی هستند که ریشه در فقر عاطفی دارند. [1]خانواده نخستین کانونی است که باید در آنجا عاطفه انسانی را در کودکان پرورش داد. مهر و عطوفتی که کودک از مادر و دیگر بستگان نزدیک، همچون پدر، خواهر و برادر دریافت می‌کند، در هیچ کس دیگر نمی بیند و هیچ دایه و پرستاری نمی تواند نقش طبیعی مادر را در زندگی طفل بازی کند و جای خالی او را پر سازد.
زمانی که مادر با هیجان عاطفی خاصی طفل را در آغوش خود می‌فشارد و به او شیر می‌دهد یا وقتی به زبان کودکانه و با تمام وجود با فرزند خود سخن می‌گوید و برق عشق و محبت از چشمان او می‌جهد و تا اعماق وجود طفل نفوذ می‌کند، هنگامی که مادر فرزند خود را شب در کنار خود پناه می‌دهد و او را نوازش می‌کند، شیرینی محبت را به طفل خردسال خود می‌چشاند و گرمای عشق و عاطفه را به ذره ذره وجود او می‌رساند. همین گرمای مطبوع محبت است که بذرهای عاطفه را در وجود کودک می‌پروراند و او را با کیمیای محبت آشنا می‌سازد.
کودکانی که این نیروی معنوی را از خانواده نمی گیرند، از پرورش عاطفی محروم می‌مانند. بررسی‌های انجام شده درباره کودکانی که در پرورشگاه‌ها بزرگ می‌شوند یا به علت جنگ، متلاشی شدن خانواده یا به هر علت دیگر، دور از خانواده رشد می‌کنند، نشان می‌دهد این گونه کودکان با وجود مراقبت‌های بسیار، از خلأ عاطفی شدیدی رنج می‌برند. بدون تردید، بسیاری از ناآرامی‌های روحی و روانی، بزهکاری‌ها و کج روی‌های اخلاقی و اجتماعی، بیماری‌های روانی، افسردگی‌ها و مانند آن در کمبود عاطفی ریشه دارند.
نگهداری حیواناتی مانند سگ و گربه در خانه‌ها و پناه بردن به این حیوانات زبان بسته در کشورهای غربی و صرف هزینه‌های سرسام آور برای این منظور، در واقع، کارهایی برای پر کردن خلأ عاطفی است. [2] بدین ترتیب، والدین باید، با توجه به روحیات فرزندان خود و ابراز علاقه به آنها، فضای زندگی کودک خود را سرشار از مهر و محبت کنند تا فرزندانی سیراب از عاطفه تحویل جامعه دهند، نه اینکه به علت کمبود محبت، در نوجوانی و جوانی دچار عقده‌های روانی شوند.

پی نوشتها:
[1]: تربیت دینی فرزندان، ص ۷۹.

[2]: نک: راهنمای پدران و مادران، صص ۱۸۵ ۱۹۰.

منبع:گفتارهایی در رابطه با روابط والدین با فرزندان - شکیبا السادات جوهری- صفحه ۴۰

محبوبیت اهل منبر



محبوبيت

مبلّغي كه در دل‌ها نفوذ كرده و از محبوبيت والا در جامعه برخوردار است حرفش بيشتر موثر واقع مي‌شود، پس هر كس مي‌خواهد با سخنوري مسؤوليت الهي خود را انجام دهد و مي‌خواهد از سخنراني‌هاي خود نتايج مثبت و سودمندي بگيرد بايد چنان زندگي كند كه در بين مردم محبوب باشد. عوامل محبوبيت به طور فهرست وار عبارتند از: خودشناسي و خودسازي، ساده زيستن، خدمت به مردم، تواضع به جا و نرمخويي، دفاع از ستمديدگان، عمل به گفته ها، و كرامت و عزت نفس، جلب رضايت حق، استقامت، داشتن شرح صدر، برخورداري از حيا و عفت، داشتن مطالعه در زمينه‌هاي مختلف؛ صراحت لهجه، واقع بيني و حقيقت گرايي، مقدم داشتن منافع ملي و مصالح ميهني بر اغراض و منافع شخصي، بي طمعي.

منبع:بایدها و نبایدهای عزاداری -  صفحه۲۶

رباب مادر سکینه و علی اصغر


رباب مادر سكينه و علي اصغر

رباب دخترِ سوم مردي مسيحي بود كه در زمان خليفه دوم، اسلام آورده بود. او به همسري امام حسين (ع) در آمده بود، ظاهراً تنها همسر امام حسين بود كه با كاروان حسيني به كربلا آمد و از نزديك شاهد آن مناظر دل خراش و تكان دهنده بود. رباب مادر دل سوخته علي اصغر و سكينه است. او از نزديك شاهد پرپر شدن شش ماهاش بود كه قوم دغا حنجرش روي دست پدر پاره پاره گردند. فرزندش علي اصغر نشان بارز مظلوميت امام حسين (ع) است. او نيز به سهم خود در مقابل تبليغات شوم و مسموم كننده دستگاه حكومت غاصب ايستاد و اجازه نداد تا با تحريف كربلا خون پاكان روزگارش را به هدر دهند. او در مجلس ابن زياد سر پاك حسين را به دامن گذارد و گفت: واحسينا فلانسيت حسيناً… ؛ واي حسينم! هرگز فراموشت نمي كنم… » چنان با اين مرثيه خواني خود، آهي از دل داغديده اش بر كشيد
كه احساسات پاكش حاضران مجلس را متأثر كرد…

منبع:زنان در نهضت عاشورا - ملیحه خادری- صفحه۲۰

 
اربعین