وجه تسمیه عاشورا


وجه تسميه عاشورا

در كتاب‌هاي لغت چنين آمده است: عاشورا با (الف مقصوره) و عاشوراء با (الف ممدوده) را روز دهم و بعضي روز نهم دانسته اند. زهري گفته است: جز در چند مورد، اسمي كه بر وزن فاعولاء باشد شنيده نشد. از ابن بزرج نقل شده: «ضاروراء» به معناي «ضرّا» (سختي) و «ساروراء» به معناي «سرّا» (گشايش و شادماني و «دالولا» به معناي «دلاّل» به كار رفته است. صاحب مجمع البحرين در اين باره گفته است: «عاشورا يك نام اسلامي است و آن روز دهم محرّم است و گاهي «الف» بعد از «عين» حذف مي‌گردد و «عشورا» تلفظ مي‌شود». نيز گفته اند: عاشورا كلمه اي است عبري و معرّب «عاشور» كه دهم تشري يهود باشد كه روزه آن روز «گپور» [كفّاره] است و چون آن روز را به ماه‌هاي عربي انتقال دادند، روز دهم اولين ماه تازيان شد. چنان چه در ماه‌هاي يهود هم در اولين ماه و روز دهم است.

منبع:در افاق حماسه عاشورا -سعید خودمحمدی خیرآبادی- صفحه۱

عظمت قیام امام حسین(ع)

عظمت قيام امام حسين

نهضت امام حسين (ع) نهضتي مقدّس، متعالي و روحاني بود، پاكي، خلوص، بي اعتنايي به دنيا، بري بودن از اغراض شخصي و آز و جاه طلبي و خودخواهي از ويژگي‌هاي اين قيام است. انقلاب آن حضرت درس قسط، عدالت، توحيد، شرافت، ايثار و فداكاري به مردم داد. فرزند پيامبر (ص) با خون خويش درخت اسلام را كه رو به خشكيدگي گذاشته بود، آبياري كرد و در تاريكي ظلم و فساد بني اميه درخششي به وجود آورد كه آن محيط ظلماني را نور و روشنايي بخشيد و بزرگ راه سعادت را نمايان كرد و ابرهاي تيره و تاري از آسمان بر جوامع اسلامي؛ بلكه انساني پراكنده شد و چهره اسلام را چنان كه هست بر جهانيان آشكار ساخت. به همين جهت
است كه سوره «الفجر» سوره «الحسين»نامگذاري شده است. از امام صادق (ع) نقل شده است كه اين سوره درباره حسين (ع) نازل شده و سوره حسين (ع) است و چون آن جناب با اخلاص كامل در راه خدا خاندان و اموالش را فدا نمود، بااطمينان و اشتياق فراوان به ديدار معبود خود شتافت و مصداق واقعي «نفس مطمئنه» واقع شد و در نزد پروردگار در جوار رحمتش قرار گرفت. لذا امام صادق (ع) فرمود: مقصود از«نفس مطمئنه» حسين و ياران اوست كه صاحب نفس مطمئنه اند كه در روز قيامت رضوان خدا براي ايشان است و خداوند از ايشان راضي است. او كسي است كه با نيل به درجه رفيع شهادت جاودانگي يافت، به ميزاني كه در راه موضوعي فدا و فاني مي‌شود ارزش آن را به خود مي‌گيرد و كسب مي‌نمايد. حسين بن علي (ع) كسي است كه تمام هستي و متعلقات خويش را با اخلاص در راه خدا كه اصل و منشأ تمام كمالات و تقدّس هاست، فدا و فاني نموده است. پس جاي شگفتي نيست كه بگوييم تمام تقدّس‌ها و كمالات و جاودانگي به وجود فدا شده اش انتقال يافته است هم چنين بي جهت نيست كه محبّت و عشق به آن حضرت در دل‌هاي مؤمنان جايگزين شده به همان گونه كه محبّت و علاقه به خداوند در آن دل‌ها جاي دارد. از رسول اكرم (ص) نقل شده است: «همانا براي شهادت حسين (ع) حرارتي وجود دارد كه هيچ گاه سرد نمي شود. » و نيز فرمود: «براي حسين (ع) در دل‌هاي مؤمنان محبّتي است. »آري! حضرت سيد الشهداء (ع) - كه از روي خلوص به پيشگاه معبود خويش سر عبوديّت فرود آورده و بر آن
مداومت ورزيده - به اوج كمال و قرب ذي الجلال رسيده و آن قدر شرافت و قداست پيدا كرده كه صحيح است او را به خدا نسبت دهند، مثلاً بگويند: دست او دست خدا، خون او خون خدا و گوش و زبان و چشم او گوش و زبان و چشم خداست و اين بدان جهت است كه توجه به خدا، فداشدن در راه او و استمرار بر طاعتش، چنان انقلابي در وي به وجود آورد كه عظمت خداوندي به او نسبت داده مي‌شود، زيرا او از معنويت ارتباط با خداوند متأثّر گشته است. در اين باره حديثي از امام باقر (ع) نقل شده است كه همين معنا را مي‌رساند و مي‌فهماند كه آدمي با رشته ارتباط و بندگي خالصانه خدا به مقامي مي‌رسد كه در فكر نگنجد و شرافت و قداست و ابديت ذات اقدس ربوبي او را متأثّر مي‌سازد و آن خصوصيات به او انتقال مي‌يابد: «… ان الله جل ّ جلاله قال: ما تقرّب الي ّ عبد من عبادي بشي ءٍ أحب ُّ الي ّ ممّاافترضت عليه وانّه يتقرب الي ّ بالنافلة حتّي أُحِبّه فاذا احببته كنت ُ سمعه الذي يسمع ُ به و بصره الذي يبصر به ولسانه الذي ينطق به ويده الّتي يبطش بها، ان دعائي اجبته و ان سألني أعطيته». حسين بن علي (ع) كه در راه خدا و در راه افكار عاليه اش شهيد شد وجود مادّي خود را نفي كرد اما به صورت منبع فضيلت و مركز شرافت و عظمت وجود جاودانه خود را اثبات نمود عقل و دين حكم مي‌كند كه بزرگان و افراد برگزيده را در حال حيات و ممات ارج نهيم و آنان را دوست بداريم و از
ياد نبريم و در سالروز وفات و شهادتشان مجالس يادبود برپا كنيم، به ويژه كه آن شخص تمام هستي خودش را در طبق اخلاص نهاده و از هيچ فداكاري در راه خدا دريغ نورزيده باشد. از اين جهت است كه در اقطار مختلف اسلامي به نام آن حضرت اقامه مجالس مي‌كنند و چنين نيست كه تكريم و تعظيم آن حضرت اختصاص به شيعيان داشته باشد؛مثلاً در كشور مصر در روز ولادت آن حضرت و خواهر بزرگوارش حضرت زينب مجالس جشن و سرور برپا مي‌دارند ودر باره فضايل ايشان قلم فرسايي مي‌كنند و كتاب‌ها و مقاله‌ها مي‌نويسند. حسين بن علي (ع) براي هدفي بس عالي در راه معبود خود با نفس نفيس جهاد نمود. براي احياي فضيلت، رافت و برقراري آزادي و بيداري بشر قيام كرد. پس سزاوار است كه تمام جوامع انساني - خواه مسلمان خواه غير مسلمان - به پاس احترام و بزرگ داشت آن شخصيت عظيم الشأن سال روز شهادت آن حضرت را بزرگ به شمارند و به سوك و ماتم بنشينند. او ابر مرد عالم و شخصيّت بسيار بزرگواري است كه تمام مكارم و فضايل را دارا بود؛ به گونه اي كه ابعاد گسترده بسيار وسيع جودش همگان را متحيّر ساخته است. از لحاظ نسب نيز كسي به پايه امام حسين (ع) نمي رسد: جدّش رسول خدا، سيدالمرسلين و خاتم النبيين و پدرش علي مرتضي، سيّد الوصيين و مادرش فاطمه زهرا، سيدة نساء العالمين و برادرش امام حسن مجتبي و عمويش جعفر طيار و عموي پدرش حمزه سيد الشهداء است. فكر او بر محور ابديت و ماوراي محسوسات دور مي‌زند. او شهادت را برگزيد و منيّه را بر دنيّه و كرامت قداست را بر لئامت اطاعت بدسگالان و نابكاران ترجيح داد. فرزند پيامبر (ص) چندان ثبات و استقامت و شجاعت و بردباري و صبر از خود بروز داده كه نظر همه متفكّران و بزرگان را به خود جلب نموده و همگان در برابر عظمتش سر تعظيم فرود آورده اند. هر كس كه در باره احوال و رفتار آن حضرت مطالعاتي داشته باشد غير ممكن است مجذوب فضايل و شخصيّت او نگردد و از مصايبي كه براي نجات اسلام و بشريت متحمل شده متأثر و اندهگين نشود.

منبع:در افاق حماسه عاشورا - سعید خود محمدی خیرآبادی- صفحه۲۵

استفاده از صلیب چگونه باب شد؟

اعترافات مسیحیان به تحریف عهد جدید

اعترافات مسيحيان

اعترافات مسيحيان يكي از اعترافات كنندگان به تحريف عهد جديد (كلنل اينكرسال) آمريكائي است، كه تحت عنوان (چه كسي عهد جديد را نوشت؟ ) مي‌نويسد: علماي نصاري تصديق دارند كه اگر اناجيل (چهارگانه) متي، مارك، لوقا، و يوحنا را نوشته اند بايد به زبان عبري نوشته باشند… ولي يك نسخه از آن‌ها به زبان عبري يافت نشده و تمامي آنها به زبان يوناين است. تولستوي نويسنده معروف روسي نيز مي‌گويد: من نظر خوانندگان را به اين مطلب متوجّه مي‌سازم كه در ضمن بياناتم در تعلیمات مسيح، گمان نبرند انجيل‌هاي چهارگانه را كتب مقدس، محل اعتماد و عتبار مي‌دانم، زيرا اين مطلب توهّم و گمراهي روشن است. باز همين دانشمند مي‌گويد: خوانندگان كتابم بدانند اصل تعليم حقيقي مسيح، مقدّس و خوب است، اما اين فقرات نوشته شده، اين سفرها و حروف، اناجيل مقدّسي كه ما آنها را به مجرد گفته مردمان مقدّس بدانيم، نيستند. و (گنت گاتن) نويسنده مسيحي مي‌نويسد: ليبراليسم (به مكتبي گفته مي‌شود، كه در بين پيروان كليسا بوجود آمد و عقايد و احكام را بازيچه خود قرار داد. اين مكتب از قرن۱۲ ميلادي شروع به كار نموده و رهبران مشهور آن (لوتر) و (يكلف) (مان هوس) و… بوده اند (تاريخ اصلاحات كليسا) ) در تلاش خود براي بيان مسيحيت اجبارا پاره اي از مباني مسيحيّت را تحريف كرده، محقّقان ليبرال، مسيحيّت كنوني را با اين حقيقت آشنا ساختند كه: كتاب مقدّس، سراسر ملهم خدا نيست. (شماره۶ و۷ سال۱۴ نور عالم به نقل از كتاب به سوي اسلام يا آئين كليسا؟ ) كتابي كه مي‌خوانيد: مجموعه اي از خرافات و موهومات از (كتاب مقدّس! ) مسيحيان است. اين كتاب به خوبي ماهيّت مسيحيّت (دين تحريف شده) را به شما نشان مي‌دهد، و ادعاهاي پوچ مبلّغين استعماري كليسا را برمبلا مي‌سازد.

منبع:خرافات در مکتب مسیحیان - سید محمد شیرازی - صفحه۳

سرگذشت عهد جدید



سرگذشت عهد جديد

سرگذشت عهد جديد عهد جديد مشتمل اناجيل چهارگانه: متي، لوقا، مرقس و يوحنا است. بعد از اناجيل، كتاب‌هاي اعمال رسولان و مكاشفه يوحنا اضافه شده است. اين كتاب نيز به اعترافات دانشمندان مسيحي، در صندوق عهد در بيت المقدّس پس از ويراني‌هاي بيت المقدّس از بين رفته، اثري از آن به جا نماند. پس از مدّت‌ها بعضي از شاگردان مسيح به دست خود قسمتي از احكام و دستورات مسيح را با تحريف و غرض‌هاي سياسي به صورت انجيل‌هاي فعلي در آورده آن را به مسيح (ع) نسبت دادند. (به صفحه۹۶۷ از كتاب قاموس مقدّس تأليف دانشمند مسيحي دكتر پست مراجعه فرمائيد. ) گذشته از اين تحوّلات در سال (۳۸۴) به دستور (داماسيوس) و در سال (۱۵۹۰) ميلادي به دستور (سيستوس) پنجم عهد جديد باطل شناخته شد مجدّدا نوشته شد و براي سوّمين بار به دست (كليمنضوس) هشتم عهد جديد باطل گرديده و نسخه ديگري نوشته شد كه فعلا در بين كاتوليكها موجود است. (به تفسير طنطاوي ص۱۰۴ جلد سوّم مراجعه كنيد. )

منبع:خرافات در مکتب مسیحیان - سید محمد حسینی شیرازی - صفحه۳