حسین(ع) و اندیشه ها

حسين (ع) و انديشه ها

امام حسين (ع) با يك قيام مظلومانه مهياي فداكاري براي احياي دين و فضيلت گرديد و ياران او عالما و عامدا با او جان به كف گرفته و جنگيدند. مرحوم سيد شرف الدين عاملي، زندگاني امام مجتبي (ع).

آنچه تاريخ جانبازي حسين (ع) به ما مي‌آموزد اين است كه: براي ياري هر حقي و نابودي هر باطلي قيام كنيم. علامه اميني، الغدير ج۳ ص ۲۶۴.

 اگر مورخين حقيقت اين روز را مي‌دانستند و درك مي‌كردند كه: (عاشورا چه روزي است) اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند! موريس دو كبري، حسين پيشواي انسانها ص۴۸.

 براي امام حسين (ع) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد ليكن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي داد. واشنگتن ايرونيك، مورخ آمريكائي. 

من براي مردم هند چيز تازه اي نياوردم فقط: نتيجه اي كه از مطالعات و تحقيقاتم در باره تاريخ زندگي قهرمانان كربلا بدست آورده‌ام ارمغان ملّت هند مي‌كنم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم، واجب است همان راهي را بپيمائيم كه حسين بن علي (ع) پيمود! گاندي مصلح بزرگ هند، حماسه خورشيد ص۲۳.

 و گاهي از تظاهرات دامنه دار مردم در روزهائي امثال عاشورا سوء استفاده هائي عظيم نيز مي‌شود! و اينجاست كه عاشورا دردناكتر مي‌گردد و بايد عاشورائي براي عاشورا گرفت! ژرف بين بزرگ، محمد رضا حكيمي، سرود جهشها ص۵۱. 

فرق علي (ع) با معاويه اين است كه: اصحاب معاويه فريفته جاه و زر و زور و مقام و منصب بودند، ولي ياران علي (ع) فريفته اخلاق و فضيلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانشان هم پديدار بود. وقتي يزيد ملعون مأمورانش را به قتل و خون ريزي حسين (ع) تحريك مي‌كرد مي‌گفتند: كم تهب لنا، چه مبلغ مي‌دهي تا او را بكشيم؟! اما انصار حسين (ع) مي‌گفتند: نموت معك، با تو هستيم، جنگ مي‌كنيم و كشته مي‌شويم (اگر هفتاد بار كشته شويم باز آرزو مي‌كنيم در ركابت شمشير زنيم)! زندگاني اميرالمؤمنين (ع)، ص۶. 

در تاريخ كسي كه براي ترويج دين در آتيه عالما عامدا جان داده باشد جز حسين (ع) نيست. ماربين فيلسوف آلماني، سياست الحسينيه ص۵۱.

منبع:حسین (ع) پرچمدار آزادی - سید محمد حسینی شیرازی

گریستن و گریاندن در مصیبت سیدالشهداء

گريستن و گريانيدن

اشك و ندبه مثبت در مصيبت سيدالشهداء و [۱] برادران و يارانش شيوه ديگري است كه كارايي بسزايي در جاودانگي نهضت حسيني داشته و مورد تأكيد عترت طاهره بوده است.

آن بزرگواران در سوگ امام شهيدان و اصحابش هم خود اشك ريخته و گريه مي‌كردند [۲] و هم ديگران را بر گريه و ندبه و تباكي [۳] تشويق مي‌كردند. زيرا در بسياري از روايات به طرق مختلف به گريستن و گرياندن توصيه شده است. از جمله امام علي بن موسي الرضا - عليه آلاف التحية و الثنا - به ريان بن شبيب (دايي معتصم) فرمود: اگر مي‌خواهي بر چيزي بگريي، بر حسين بن علي عليه السلام مويه كن چرا كه سر آن بزرگوار از بدن جدا شد.[۴]اين گونه احاديث انگيزه اي قوي براي شيفتگان امام حسين عليه السلام ايجاد نمود تا خود را از اين بارش مغفرت و ريزش رحمت رحماني محروم نسازند.

اگر اين گريه‌ها و يادها نبود، چه بسا حادثه نينوا از خاطره‌ها محو مي‌شد و يا از طراوت و نشاط مي‌افتاد. و كسي امروز امام حسين عليه السلام را نمي شناخت و راه حسين گم شده بود.

پی نوشتها:

[1] نك: البكاء للحسين عليه السلام از مير جهاني. 

[۲] نك: بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۴۳۴. تباكي يعني خود را به گريه واداشتن و تعاون و همراهي و همياري در آن. 

[3] امالي شيخ صدوق، ص ۱۱۲. 

[4] بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶. ج ۱۰۱، ص ۱۰۳ به نقل از عيون الاخبار، ج ۱، ص ۲۹۹

منبع:بایدها و نبایدهای عزاداری - ناصر باقربیدهندی - صفحه۱۳

صلاحیت علمی و عملی اهل منبر

صلاحيت‌هاي علمي و عملي

تبليغ دين علاوه بر ايمان و باور دروني دعوتگر، نيازمند تفقه (فهم عميق) در دين و مجهز شدن به علوم و دانش‌هايي است كه به نوعي شناسايي و شناساندن آن به ديگران با بهترين شيوه و نيكوترين روش دخيل است. در واقع بدون ترديد علم و دانش مهم ترين سرمايه مبلغ و بي مايگي در علوم ديني مشكل ساز است. و اگر مبلغي استاد نديده باشد و مطالعه مستمر نداشته باشد نمي تواند معارف ژرف و در عين حال بلند قرآن و اهل بيت عليهم السلام را به خوبي درك كند و كسي كه خود مطلبي را به خوبي درك نكرده، قادر نيست آن را درست به ديگران تفهيم نمايد. به تعبير شاعر:  

ذات نايافته از هستي بخش /كي تواند كه شود هستي بخش/ خشك ابري كه بود ز آب تهي نايد از وي صفت آب دهي 

بنابراين پيش از كسب مهارت‌هاي لازم و فراگيري فن خطابه و سخنوري همان به كه از قبول سخنراني خودداري نمايند. به قول مولوي: مدتي مي‌بايدت لب دوختن وز سخندانان سخن آموختن تا نياموزد نگويد صد يكي ور بگويد، حشو گويد بيشكي

منبع:بایدها و نبایدهای عزاداری - ناصر باقربیدهندی - صفحه۲۵

وظایف اهل منبر

وظايف اهل منبر

قيام عاشورا، و مجالس و محافلي كه مورد توجه وجود مقدس بقية اللَّه الاعظم حضرت مهدي (عج) هستند، همچون سلاحي نيرومند و كارآمد در دست عالمان ديني و گويندگان مذهبي و ذاكران حسيني است. نقش اينان كه در راه حفظ اين گوهر گرانبها و گسترش آن تلاش و ايثار مي‌نمايند، همچون نقش انبياءدر ابلاغ پيام الهي خويش رقم زده شده است. لذا رسالت اين فرزانگان در جامعه ولايي بهره برداري مناسب از عاشورا به تناسب زمان و مكان است. بقاء دين در طول تاريخ و درخشان ماندن چهره آن عمدتاً مديون روشنگري و تحريف زدايي همين گروه است. اين همه آثار نيك از بناهاي خير عام المنفعه، مانند بيمارستان ها، پل ها، آب انبارها… و موقوفات براي نگهداري ايتام و اطعام بي نوايان و بسياري از كارهاي خير ديگر، نتيجه بهره برداري صحيح روحانيون حقيقي از مجالس حسيني است. امروز نيز آن گراميان بايد ضمن معرفي رهبران دين و عرضه معارف اسلام و استفاده شايسته از عواطف پاك مردم و جهت دادن به آنها در مسير تقوا، به حفظ و انتقال روحيه جهادگري و «فرهنگ شهادت طلبي» از طريق ياد شهداي كربلا بپردازند و مردم را به طاعت خداي رئوف و مهربان ترغيب و از معصيت دور نمايند. و معلوم است كه گذاردن وظيفه اي چنين سنگين و خطير، جز از بزرگمندان دين شناس و تقواپيشه برنمي آيد.

منبع:بایدها و نبایدهای عزاداری - ناصر باقربیدهندی - صفحه۲۵.

دقت و اعتراض مردم به تحریف فرهنگ عاشورا

دقت و اعتراض مردم به تحریف

شاید گفته شود که مردم چگونه می‌توانند به چیزی که از آن آگاهی ندارند، اعتراض کنند؟ این موضوع تا حدودی درست است و راه درمان آن نیز، همان ارتقای سطح دانش عمومی و تاریخی مردم است. البته مسأله در این جا دو بعد می‌یابد:
نخست آن که آن‌ها که می‌دانند باید تذکر دهند، و آن‌ها که تردید می‌کنند، باید در رفع تردید خود کوشیده و پاسخ آن را بخواهند. دیگر آن که برخی مسایل، با فطرت و عقل سلیم از سوی عامه مردم قابل درک است و به سواد و اطلاعات چندانی نیاز ندارد. از این روست که قرآن، عامه مردم را در برابر انحراف، مسئول می‌داند و آن‌ها را از پیروی و تقلید کورکورانه باز می‌دارد و گاه به این سبب آن‌ها را سرزنش می‌کند. [۱] برای مثال، آیا مردم رفتار متناقض برخی خطیبان را متوجه نمی شوند؟ آیا بی محتوایی و موهون بودن سخنرانی ها، مداحی‌ها و روضه‌ها را درنمی یابند؟ آیا دروغ بودن برخی خواب‌های نقل شده را درک نمی کنند؟ آیا نامناسب بودن و عدم تناسب برخی روش‌ها را با روح فرهنگ عاشورا و فرهنگ حسینی لمس نمی کند؟ آیا ریایی بودن یک عمل یا یک مجلس را نمی فهمند؟ به طور حتم مردم می‌توانند به خوبی این مسایل را تشخیص دهند. بنابراین، وظیفه دارند، با روش‌های مناسب تذکر، و از خود واکنش نشان دهند. هم چنین بانیان مجالس، باید در برگزاری درست مجالس سیدالشهدا علیه السلام، دقت و کوشش بیش تری روا دارند.

پی نوشت:

[۱]: جاثیه، ۱۸؛ یونس، ۸۹؛ بقره، ۱۷۰؛ لقمان، ۲۱.

منبع:بنیادها و آسیب های عزاداری امام حسین علیه السلام - علی آقاجانی - صفحه ۱۵۱