واژة اربعین در قرآن و معنای آن


 واژة اربعین در قرآن و معنای آن

واژه اربعین به معنای چهل از بین اعداد از اهمیّت خاصی بر خوردار و اسراری در آن نهفته است. این واژه در چهار آیه قرآن کریم آمده است، که عبارتند از:

۱ {وَ إِذْ واعَدْنا مُوسی أَرْبَعینَ لَیْلَةً} [۱] «و (به یاد آرید) زمانی که چهل شب با موسی وعده نهادیم».

۲ {قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعینَ سَنَةً یَتیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفاسِقینَ} [۲] «خدا گفت: این سرزمین چهل سال بر آنها (به سزای گناهانشان) حرام شد، (در این مدت) همواره در روی زمین (بیابان سینا) سرگردان خواهند ماند. پس بر این گروه نافرمان اندوه مخور».

۳ {وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً} [۳] «و با موسی سی شب وعده گذاشتیم (سی شبانه روز که جهت آماده شدن برای دریافت تورات عبادت کند) و آن را با ده شب دیگر کامل کردیم، پس قرار وعده پروردگارش به چهل شب پایان یافت».

۴ {وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلی والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لی فی ذُرِّیَّتی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمینَ} [۴] «و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش خوشی کند، (خاصه مادر) زیرا مادرش (بار وجود) او را به سختی حمل کرده و به سختی فرو نهاده و (دوران) بارداری و (شیرخواری تا) از شیر گرفتن او سی ماه است (که مجموع کمترین مدت زمان حمل شش ماه، و بیشترین مدت زمان شیر دادن دو سال است، یا بیشترین زمان حمل یک سال، و کمترین زمان شیر دادن هجده ماه). تا آن گاه که به کمال نیروی (جسمی و عقلی) خود و به چهل سالگی رسید گفت: پروردگارا، مرا الهام کن و توفیق ده تا نعمتی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشته ای (نعمت ظاهری مادی و نعمت معنوی عقل و ایمان) سپاس گزارم و عمل صالحی که تو از آن خشنود شوی به جا آورم، و فرزندانم را برای من صالح گردان، که من به سوی تو بازگشتم و بی تردید از تسلیم شدگانم».

پی نوشتها:

[۱]: . بقره، ۵۱.
[۲]: . مائده، ۲۶.

[۳]: . اعراف، ۱۴۲.

[۴]: . احقاف، ۱۵.

چرا باید برای تعجیل در ظهور امام زمان(عج) دعا کنیم؟


اگر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، سرانجام کشته می‌شود، پس چرا ما باید برای تعجیل در ظهورش دعا کنیم؟

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور، حکومت اسلامی تشکیل می‌دهند و معنویت و عدالت را در جهان رونق می‌بخشند و با ظلم و فساد مبارزه می‌کنند تا آن جا که زمین محل امنی برای بندگان خدا می‌گردد.
بنابراین هدف آن حضرت، به ثمر رساندن رسالت انبیا و ائمه علیهم السلام است؛ هدفی که هزاران سال پیامبران و افراد صالح به دنبال آن بوده اند و خون‌های پاکی در راه تحقق آن ریخته شده است، به این امید که روزی این وعدۀ الهی در زمین تحقق یابد. البته باید به این نکته هم توجه کرد که خود آن حضرت نیز منتظر آن واقعه است و به همین دلیل به مردم بارها توصیه کرده است تا برای تعجیل ظهورش دعا کنند، [۱] چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی تواند این همه ظلم و ستم و فساد و معصیت الهی را ببیند و ساکت باشد، در حالی که یک انسان عادی وقتی گوشه ای از ظلم و جنایت‌های مستکبران را می‌بیند، ناراحت می‌شود و گاهی قادر به مشاهدۀ آن‌ها نیست!
آیا درست است که بگوییم: بهتر است این وضعیت ادامه داشته باشد، اما حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چند سالی بیش تر عمر کند؟! در حالی که انسان‌های معمولی هم راضی اند تا با شهادت خود ریشۀ ظلم و فساد و جنایت را از بین ببرند. امام حسین علیه السلام فرمود:
در جامعه ای که به حق عمل نشود و باطل ترک نگردد، مؤمن مشتاق لقای پروردگار خود می‌شود. [۲]

به طور خلاصه باید گفت:

۱. تحمل وضع کنونی برای آن حضرت بسیار سخت است و ما نباید راضی به ادامۀ این حال باشیم؛ چنان که خود حضرت راضی نیستند.

۲. دست آوردهای ظهور و قیام آن حضرت بسیار عظیم است؛ یعنی حاصل تلاش‌های هزاران پیامبر الهی است که در طول تاریخ آمده و زحمت کشیده اند.

۳. این طور نیست که حضرت به زودی از دنیا برود، بلکه خود حضرت مدتی طولانی حکومت می‌کند و بعد از ایشان نیز حکومت ادامه خواهد داشت.

۴. ما تنها برای رهایی و آسایش خود این فرج را طلب نمی کنیم (هرچند که عده ای چنین هستند)، بلکه خواهان غلبۀ دین حق و به اهتزاز درآمدن پرچم توحید هستیم که آرزوی خود امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز می‌باشد.

علاوه بر این، به شهادت رسیدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قطعی نیست؛ زیرا در برخی از روایت‌ها آمده است که آن حضرت به مرگ طبیعی رحلت می‌کنند. [3] لذا طبق این فرض، پرسش مذکور جایی ندارد.

پی نوشتها:

[۱]: کمال الدین، ص۴۸۵، ح۴.

[۲]: تحف العقول، ص۲۴۵.

[3]: بحارالانوار، ج۵۳، ص۹۳، ح۱۰۳.

منبع:کتاب پرسش ها و پاسخ ها - پژوهشکده مهدویت - صفحه ۳۱۰

چقدر چله نشینی

چقدر چلّه نشینی؟… چهل… چهل… تا چند؟
چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند -
به دانه دانه ی تسبیح مادرم، موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف!

که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند
که روزها همه مثل هم اند - سرد و سیاه -
غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند
کشانده اند مرا روزها به تنهایی
گمان کنم که مرا منتظر نمی خواهند!

تو نیستی و جهانم پر از فراموشی ست
جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند…
تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت
تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!
تو نیستی و… چقدر از زمان من باقی ست
چقدر بی تو بگویم، غزل، غزل یک بند

به چشم‌های کسی احتیاج دارد که
زند به شاخه ی ادارک خاکی اش پیوند
به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی
زلال، آبی، روشن - شبیه تو - باشند

چقدر چلّه نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟
چقدر بی تو سرودن قصیده‌های بلند؟

شاعر:امیر اکبرزاده

اهمیت زیارت امام حسین در روایات


اهمیّت زیارت امام حسین علیه السلام
امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ إِحْدَی وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» [1] (نشان‌های مؤمن پنج چیز است، اوّل: پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز (واجب و نافله)، دوّم: زیارت اربعین حضرت سیّد الشّهداء علیه السلام، سوّم: انگشتر در دست راست نمودن، چهارم: پیشانی بر خاک گذاردن، پنجم: بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم).

در روایات به شیعیان و دوستداران اهل بیت صلی الله علیه و آله وسلم سفارش به زیارت شده، خصوصاً زیارت امام حسین علیه السلام، چرا که برکات زیادی در بر دارد. نظر شما را به روایاتی در این زمینه جلب می‌کنم. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ فَإِنَّ زِیَارَتَهُ تَدْفَعُ الْهَدْمَ وَ الْغَرَقَ وَ الْحَرَقَ وَ أَکْلَ السَّبُعِ وَ زِیَارَتُهُ مُفْتَرَضَةٌ عَلَی مَنْ أَقَرَّ لِلْحُسَیْنِ بِالْامامةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ» [2]
(زیارت امام حسین علیه السلام را به شیعیان ما دستور دهید، زیرا زیارت آن حضرت موجب دفع ویرانی و غرق شدن و آتش سوزی و طعمة درندگان شدن می‌گردد و زیارت او از جانب خداوند واجب است بر هر کسی که اقرار به امامت آن حضرت نمود).

ابوالحسن فارسی گوید: «بسیار به زیارت سرورمان حضرت امام حسین علیه السلام می‌رفتم. فقیر شدم و بخاطر کهولت سن ضعیف شدم. زیارت را رها کردم. یک شب در خواب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را دیدم در حالی که امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام همراه ایشان بودند. بر ایشان گذشتم! امام حسین علیه السلام فرمودند: ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم این مرد بسیار به زیارت من می‌آمد، امّا اکنون با من قطع رابطه نموده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: آیا از کسی مانند امام حسین علیه السلام هجرت کرده (دوری گزیده) و زیارت او را رها می‌نمایی؟ گفتم: ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم! حاشا که از مولایم حضرت امام حسین علیه السلام دوری کنم. امّا ضعیف و پیر شده‌ام و به همین دلیل رفتن به زیارت ایشان برایم سخت شده است و بخاطر فقر، زیارت ایشان را رها کرده ام.

 پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: هر شب به پشت بام منزلت برو با انگشت سبابه به روی حرم حضرت امام حسین علیه السلام اشاره کن و بگو: «السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی جَدِّکَ وَ أَبِیکَ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی أُمِّکَ وَ أَخِیکَ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الْأَئِمَّةِ مِنْ بَخوش السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الدَّمْعَةِ السَّاکِبَةِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْمُصِیبَةِ الرَّاتِبَةِ لَقَدْ أَصْبَحَ کِتَابُ اللَّهِ فِیکَ مَهْجُوراً وَ رَسُولُ اللَّهِ فِیکَ مَحْزُوناً وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلَامُ عَلَی أَنْصَارِ اللَّهِ وَ خُلَفَائِهِ السَّلَامُ عَلَی أُمَنَاءِ اللَّهِ وَ أَحِبَّائِهِ السَّلَامُ عَلَی مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَعَادِنِ حِکْمَةِ اللَّهِ وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ کِتَابِ اللَّهِ وَ أَوْصِیَاءِ نَبِیِّ اللَّهِ وَ ذُرِّیَّةِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ ثُمَّ سَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّ زِیَارَتَکَ تُقْبَلُ مِنْ قَرِیبٍ وَ بَعِیدٍ» پس آنچه را که می‌خواهی طلب نما، پس همانا زیارت تو از نزدیک و دور قبول می‌شود» [3] .

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ عَارِفاً بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَوَابَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَقْبُولَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ غَفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ» [4] (هر کسی حسین علیه السلام را با معرفت به حق و مقام او، زیارت کند، خداوند ثواب هزار حج پذیرفته و هزار عمره پذیرفته را برایش بنویسد و گناهان گذشته و آینده او را ببخشد). 

و نیز از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده که حضرت فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَتَجَلَّی لِزُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَبْلَ أَهْلِ عَرَفَاتٍ وَ یَقْضِی حَوَائِجَهُمْ وَ یَغْفِرُ ذُنُوبَهُمْ وَ یُشَفِّعُهُمْ فِی مَسَائِلِهِمْ ثُمَّ یَثْنِی بِأَهْلِ عَرَفَاتٍ فَیَفْعَلُ بِهِمْ ذَلِکَ» [5] (خداوند تبارک و تعالی پیش از جلوه کردن بر اهل عرفات بر زائران قبر حسین علیه السلام جلوه می‌کند و حاجاتشان را بر می‌آورد و گناهانشان را می‌بخشد و خواهشهای آنان از طرف دیگران را می‌پذیرد و سپس به اهل عرفات می پردازد و با آنان نیز چنین می‌کند).

در روایت دیگری امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «إِنَّ زَائِرَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ زَائِرُ رَسُولِ اللَّهِ» [6] (زائر حسین بن علیc زائر رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم است).

 امام حسن مجتبی علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم سؤال کردند: «یَا أَبَتِ مَا جَزَاءُ مَنْ زَارَکَ فَقَالَ مَنْ زَارَنِی أَوْ زَارَ أَبَاکَ أَوْ زَارَکَ أَوْ زَارَ أَخَاکَ کَانَ حَقّاً عَلَیَّ أَنْ أَزُورَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ حَتَّی أُخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ» [7]
(ای پدرجان پاداش کسی که شما را زیارت کند چیست؟ حضرت صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: پسرم هر که زنده و مرده مرا یا پدر تو یا برادرت و یا خودت را زیارت کند، بر من است که در روز قیامت دیدارش کنم و او را از گناهان نجات دهم). 

امام صادق می‌فرماید: «مَنْ لَمْ یَأْتِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ حَتَّی یَمُوتَ کَانَ مُنْتَقَصَ الدِّینِ مُنْتَقَصَ الْإِیمَانِ وَ إِنْ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ کَانَ دُونَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الْجَنَّةِ» [8] (هر که تا زنده است به زیارت قبر حسین علیه السلام نرود، دین و ایمانش ناقص باشد و اگر به بهشت هم برود، مقامش در آن جا از همه مؤمنان پایین تر باشد).

 و در روایت دیگر حضرت فرمودند: «مَنْ لَمْ یَأْتِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ وَ هُوَ یَزْعُمُ أَنَّهُ لَنَا شِیعَةٌ حَتَّی یَمُوتَ فَلَیْسَ هُوَ لَنَا بِشِیعَةٍ وَ إِنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَهُوَ مِنْ ضِیفَانِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» [9]
(هر کس به زیارت قبر امام حسین علیه السلام نرود تا بمیرد، در حالی که گمان می‌کند، از شیعیان ماست، او از شیعیان ما نیست و اگر از اهل بهشت باشد، مهمان بهشتی‌ها است و در بهشت خانه ندارد.

اگر زائر امام علیه السلام پیاده به زیارت حضرت علیه السلام برود، خداوند ثواب بیشتری به او عنایت می‌کند، امام صادق علیه السلام به عَلِیِّ بْنِ مَیْمُونٍ الصَّائِغ فرمودند: «یَا عَلِیُّ زُرِ الْحُسَیْنَ وَ لَا تَدَعْهُ قَالَ قُلْتُ مَا لِمَنْ أَتَاهُ مِنَ الثَّوَابِ قَالَ مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَی عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً فَإِذَا أَتَاهُ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ شَرٍّ وَ لَا غَیْرَ ذَلِکَ فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا یَا وَلِیَّ اللَّهِ مَغْفُوراً لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِهِ وَ اللَّهِ لَا تَرَی النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَداً» [10]
(ای علی! امام حسین علیه السلام را زیارت کن و او را رها نکن. راوی می‌گوید: عرضه داشتم، هر کس به زیارت ایشان برود، چه ثوابی برای او می‌نویسند؟ حضرت علیه السلام فرمودند: هر کس پیاده به زیارت ایشان بیاید، خدا به ازای هر قدمی که بر می‌دارد، یک حسنه برای او می‌نویسد و یک گناه از گناهان او را محو می‌نماید و بر درجه او یک درجه می‌افزاید[نزد خدا گرامی تر می‌شود] هنگامی که به زیارتگاه حضرت رسید، خداوند بر او دو فرشته مأمور می‌کند، هر کار خوبی که انجام می‌دهد برای او می‌نویسند، امّا اگر کار بدی انجام دهد، برای او در نامة اعمال او نمی نویسند، چه از دهان او باشد یا از غیر آن و هنگامی که از زیارت باز می‌گردد و به بدرقه او می‌روند و می‌گویند: ای دوست خدا! خدا تو را بخشیده است، تواز سپاه خداوند و سپاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و سپاه اهل بیت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم هستی، به خدا سوگند هرگز آتش را به چشم نخواهی دید و آتش تو را نخواهد دید و هرگز خوراک دوزخ نخواهی بود).

فرزند مرحوم علّامه حلّی،علّامه را در خواب دید، و از احوال ایشان در آخرت سؤال کرد، علّامه فرمود: «لَولا کِتابُ الاَلفَینِ وَ زِیارَةُ الحُسَینِ لَأهلَکتَنِی الفَتاوی» یعنی: اگر کتاب الفین و زیارت امام حسین علیه السلام نبود، فتواهایم مرا هلاک می‌کرد. (آن مرحوم در کتاب «الفین» دو هزار دلیل و برهان برای حقانیت و تقدم و افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام بر سایرین و بطلان خلافت دیگران اقامه نموده است) [۱1] . 

امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَا مِنْ أَحَدٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ یَتَمَنَّی أَنَّهُ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَیْنِ لِمَا یَرَی مِمَّا یُصْنَعُ بِزُوَّارِ الْحُسَیْنِ مِنْ کَرَامَتِهِمْ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی» [12] (هیچ کس نیست در روز قیامت مگر اینکه آرزو می‌کند، ای کاش امام حسین علیه السلام را زیارت کرده بودم، آن هنگامی که می‌بیند که با زوار امام حسین علیه السلام چه می‌کنند، چقدر نزد خداوند مورد کرامت واقع می‌شوند).

 امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ» [13] (هر کس ابا عبد الله علیه السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است). 

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «مَنْ أَرَادَ أَنْ یَکُونَ فِی جِوَارِ نَبِیِّهِ وَ جِوَارِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ فَلَا یَدَعْ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ» [14] (هر که می‌خواهد در جوار پیامبرش صلی الله علیه و آله وسلم و جوار امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه باشد، زیارت امام حسین علیه السلام را رها نکند).

و در روایت دیگری فرمودند: «وَ اللَّهِ لَوْ أَنِّی حَدَّثْتُکُمْ فِی فَضْلِ زِیَارَتِهِ لَتَرَکْتُمُ الْحَجَّ رَأْساً وَ مَا
حَجَّ أَحَدٌ وَیْحَکَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اتَّخَذَ کَرْبَلَاءَ حَرَماً آمِناً مُبَارَکاً قَبْلَ أَنْ یَتَّخِذَ مَکَّةَ حَرَماً» [15] (به خدا قسم اگر در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام با شما سخن می‌گفتم، قطعاً حج را بطور کلی رها می‌کردید و هیچکدام از شما حج نمی رفت، مگر نمی دانی که خداوند سبحان قبل از اینکه مکه را حرم خود بگیرد، کربلا را حرم امن و مبارک خود گرفت… ). 

امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیَارَةِ الْحُسَیْنِ مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَیْهِ حَسَرَاتٍ قُلْتُ وَ مَا فِیهِ قَالَ مَنْ أَتَاهُ تَشَوُّقاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ صَدَقَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ نَسَمَةٍ أُرِیدَ بِهَا وَجْهُ اللَّه» [16] (اگر مردم می‌دانستند، زیارت امام حسین علیه السلام چقدر فضیلت و ثواب دارد، به درستی که از شوق می‌مردند و نفسهایشان از روی حسرت بند می‌آمد. (راوی به امام عرض می‌کند) گفتم: چقدر فضیلت دارد، حضرت علیه السلام فرمودند: هر کس امام حسین علیه السلام را زیارت کند، از روی اشتیاقی که به او دارد، خدا برایش هزار حج مقبول و هزار عمره مبروره و اجر هزار شهید از شهدا بدر و اجر هزار روزه دارد و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب هزار بنده آزاد کردن (مراد از آن رضای خدا باشد) می‌نویسد). 

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «زَائِرُ الْحُسَیْنِ مُشَفَّعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لِمِائَةِ رَجُلٍ کُلُّهُمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النَّارُ مِمَّنْ کَانَ فِی الدُّنْیَا مِنَ الْمُسْرِفِینَ» [17]
(زائر امام حسین علیه السلام شفیع صد نفر در روز قیامت می‌باشد، کسانی که آتش دوزخ برایشان واجب شده است و کسانی که در دنیا از مسرفین بودند).
انبیاء و ملائکه هم زائر امام حسین علیه السلام هستند، در زیارت مطلقه امام حسین علیه السلام می‌خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا مَلَائِکَةَ رَبِّی الْمُحْدِقِینَ بِقَبْرِ الْحُسَیْنِ».

 امام صادق علیه السلام فرمودند: «بین قبر امام حسین علیه السلام تا آسمان هفتم رفت و آمد فرشتگان است» [18]
و نیز فرمودند: «از آن جاست (یعنی کربلا) محل عروج ملائکه به سوی آسمان». هیچ ملک مقرب و پیامبر مرسلی نیست، مگر این که از خداوند اجازه می‌گیرد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود (پس همیشه چنین است که) گروهی فرود آمده و گروهی بالا می‌روند و نیز از آن حضرت نقل شده است که آگاه باشید که هزار سال پیش از دفن جدم امام حسین علیه السلام در کربلا، فرشتگان به زیارت آن جا رفته اند و هیچ شب نیست مگر اینکه جبرئیل و میکائیل به زیارت آن حضرت علیه السلام می‌روند. در زیارت جامعه می‌خوانیم:
«السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِکَةِ». هر کسی که به زیارت امام حسین علیه السلام می‌رود، در حقیقت به انبیاء و ملائکه و امامان خصوصاً به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خود اقتداء کرده است، چرا که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مرتب به زیارت جدشان می‌روند و بیاد مصائبشان اشک می‌ریزند.
به فرمایش امام صادق زیارت امام حسین علیه السلام بر هر شیعه و محبّی واجب است، حضرت خطاب به خانم مسنّی به نام أُمَّ سَعِید الْأَحْمَسِیَّة فرمودند: «یَا أُمَّ سَعِیدٍ تَزُورِینَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ قَالَتْ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ لِی زُورِیهِ فَإِنَّ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ وَاجِبَةٌ عَلَی الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ» [19] (ای‌ام سعید آیا قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کرده ای؟‌ام سعید گوید: به حضرت علیه السلام عرضه داشتم، بله. حضرت علیه السلام فرمودند: ایشان را زیارت کنید، زیرا زیارت نمودن قبر امام حسین علیه السلام بر مردان و زنان واجب است).

 در روایت دیگر فرمودند: «عَجَباً لِأَقْوَامٍ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ شِیعَةٌ لَنَا وَ یُقَالُ إِنَّ أَحَدَهُمْ یَمُرُّ بِهِ دَهْرَهُ وَ لَا یَأْتِی قَبْرَ الْحُسَیْنِ جَفَاءً مِنْهُ وَ [تَهَاوُناً وَ عَجْزاً وَ کَسَلًا] تَهَاوَنَ وَ عَجَزَ وَ کَسِلَ امّا وَ اللَّهِ لَوْ یَعْلَمُ مَا فِیهِ مِنَ الْفَضْلِ مَا تَهَاوَنَ وَ لَا کَسِلَ قُلْتُ جُعلّت فِدَاکَ وَ مَا فِیهِ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ فَضْلٌ وَ خَیْرٌ کَثِیرٌ امّا أَوَّلُ مَا یُصِیبُهُ أَنْ یُغْفَرَ لَهُ مَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ وَ یُقَالَ لَهُ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ» [۲۰] (تعجّب است از گروهی که می‌پندارند شیعه هستند ولی گفته می‌شود روزگار بر ایشان می‌گذرد و احدی از ایشان به زیارت قبر حسین علیه السلام نمی روند، چه از روی جفا بوده و چه تنبلی و سستی کرده و چه عاجز و ناتوان باشند و چه کسلی و بی حالی منشأ آن باشد، به خدا سوگند اگر می‌دانستند در زیارت آن حضرت چیست هرگز تنبلی و کسلی را به خود راه نمی دادند. عرض کردم: فدایت شوم: چه فضیلتی در آن می‌باشد؟ حضرت فرمودند: فضل و خیر بسیاری در آن می‌باشد، اولین خیری که به زائر می‌رسد آن است که گناهان گذشته اش را خداوند آمرزیده و به او خطاب می‌شود: از ابتداء شروع به عمل بکن).

 امام رضا علیه السلام می‌فرماید: «إِنَّ لِکُلِّ امام عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِی زِیَارَتِهِمْ وَ تَصْدِیقاً بِمَا رَغِبُوا فِیهِ کَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» [۲۱] (همانا هر امامی به گردن دوستداران و شیعیانش عهد و پیمانی دارد. و همانا از جمله نشانه‌های کمال وفاداری و نیکو به پا داشتن این عهد، زیارت نمودن قبور امامان است. پس هر کس امامان را از روی اشتیاق به زیارت ایشان و تصدیق نمودن به (ثواب) آنچه بدان رغبت نموده اند، زیارت نماید. امام روز قیامت نزد خداوند از آنها شفاعت می‌کنند).

پی نوشت:

[۱]: . بحارالأنوار، ج۹۵، ص۳۴۸.

[۲]: . همان، ج۹۸، ص۱.

[۳]: . همان، ص۳۷۶.
[۴]: . همان، ج۹۷، ص۲۵۷.

[۵]: . همان، ص۱۶۵.

[۶]: . همان، ص۱۵۰.

[۷]: . الامّالی للصدوق، ص۵۹.

[۸]: . بحارالأنوار، ج۹۸، ص۴.
[۹]: . همان.

[۱۰]: . کامل الزیارات، ص۱۳۳.

[۱۱]: . روضات الجنات، ج۲، ص۲۸۲.

[۱۲]: . کامل الزیارت، ص۱۳۵.
[۱۳]: . تهذیب الاحکام، ج۶، ص۴۶.

[۱۴]: . کامل الزیارات، ص۱۳۵.

[۱۵]: . وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۱۴.

[۱۶]: . بحار الأنوار، ج۹۸، ص۱۸.

[۱۷]: . کامل الزیارات، ص۱۶۵.

[۱۸]: . من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۷۹.

[۱۹]: . کامل الزیارات، ص۱۲۲.

[۲۰]: . همان، ص۲۹۲.

[۲۱]: . الکافی، ج۴، ص۵۶۷.

منبع:شرح زیارت اربعین - سید محمود شکیبا - صفحه ۱۳.

ثواب مؤذن در روايات



ثواب مؤذن در روايات

يكى از كارهاى بسيار با ارزش در اسلام اعلان وقت نماز و مناجات با خدا در صبح و شام و حتى در ابتداى ظهر است بطورى كه مؤ منين وقت شناس يا خود مبادرت به اذان نمايند و يا با شنيدن آن، اذان مؤ ذن را حكايت كنند.
استاد ما (حضرت آيت الله شيخ هاشم قزوينى رضوان الله عليه) كه يكى از اعاظم مدرسين حوزه علميه مشهد بود در درس، شاگردان خويش را به گفتن اذان توصيه مى كرد.
متاءسفانه همانگونه كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) پيش بينى كرده بود اين كار حالا از رسم افتاده و ديگر كمتر كسى به سراغ اذان گفتن مى رود. مگر همان اذانى كه از راديو و تلويزيون و يا بلندگوهاى مساجد شنيده مى شود.
خواننده عزيز! شايد شما هم مثل من اذان گفتن برايت دشوار باشد و احيانا چنين كارى را دون شأن و مقام و شخصيت خود بدانى، كه كنار خيابان با كوچه و بازار يا ميان منزل بايستى و اذان بگويى. اما افسوس
از اينكه ما جدا در جمع آورى ثواب و بدست آوردن حسنات همت نمى كنيم. خداوند مى خواهد وقتى هنگام مناجات و دعوت به پيشگاهش مى رسد، انسان فرياد بزند الله اكبر و اعلام نمايد حى على الصلاة بشتابيد بسوى نماز، بشتابيد بسوى رستگارى. بشتابيد بسوى بهترين عمل. همه بدانند زمان مهمترين كار رسيده و در اين هنگام همه كارها بايد تحت الشعاع نماز قرار گيرد و انسان از همه كارها دست بكشد.
در كتاب مجموعه ورام مى نويسد: سابقا مردم چنين بودند، وقتى صداى اذان بلند مى شد، آهنگرى كه پتك را براى كوفتن بر آهن بلند كرده بود بر زمين مى نهاد و مى گفت: منادى خدا ندا مى دهد كارى مهمتر پيش آمده است يا خياط كه سوزن را به دست گرفته بود و آماده بود تا نخ را در آن قرار دهد و بدوختن ادامه دهد، نخ و سوزن را كنار مى نهد و مى گفت خير و بركت در كارى نيست كه چنين موقعى انجام گيرد، بايد نداى پروردگار را اجابت كرد.
اينك به ثواب مؤ ذن و ارزش آن توجه نماييد:
امام باقر (عليه السلام) فرمود: هر كس ده سال در راه خدا اذان بگويد. خداوند او را مى آمرزد. هر تر و خشكى كه صدايش را بشنود او را تصديق مى كند و هر كسى را مسجد با او به نماز بايستد، از نماز آن نمازگزار سهمى مى برد و هر كس با صداى او نماز بخواند به تعداد آنها به مؤ ذن حسنه مى دهد. (1)
امام صادق (عليه السلام) فرمود: در روز قيامت مؤذنين سربلند مى باشند. (يعنى اذان گويان از همه مردم گردنشان افراشته تر است و براى دريافت ثواب و عطاى خداوند سربلندند).
در عوالى اللئالى از بلال روايت شده كه گفت: شنيدم از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود: هر كس در راه خدا اذان بگويد گر چه يك نماز باشد اما براى خدا و بدون چشمداشتى از غير، فقط براى تقرب به خدا باشد. غفرالله له ما سلف من ذنوبه و من عليه بالعصمة فيما بقى من عمره و جمع بينه و بين الشهداء فى الجنه (2) خداوند گناهان گذشته او را مى آمرزد و بر او منت مى نهد به اينكه در بقيه عمر او را از ارتكاب معاصى نگه دارد و بين او و شهدا در بهشت جمع نمايد.
امير المؤ منين (عليه السلام) فرمود كه به رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) عرض كرديم: آقا شما چنان ما را تشويق فرموديد كه بيم آن داريم كه امت شما در راه گفتن اذان به يكديگر با شمشير حمله كنند. فرمود: اما هر كسى اذان نخواهد گفت. (۳)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: يحشر المؤ ذنون يوم القيامه اطول اعناقا ينادون بشهادة ان لا اله الا الله.
مؤ ذنين در روز قيامت از همه مردم گردن افراشته تر محشور مى شوند در حالى كه شهادت به لا اله الا الله مى دهند.
معنى گردن افراشته تر يعنى سربلند مى كنند تا به رحمت خدا و عنايتش نايل شوند. برخلاف كسانى كه تبهكارند. قرآن كريم مى فرمايد: ولوترى اذا المجرمون ناكسوا رؤ وسهم عند ربهم، و آن هنگام كه ببينى تبهكاران در مقابل خدايشان سر بزير انداخته اند…
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) لو يعلم الناس ما فى الاذان و الصف الاول ثم لايجدوا الا ان يستهموا لفعلوا
اگر مردم بدانند براى اذان گو و ايستادن در صف اول جماعت چقدر ثواب است در اين دو مورد ازدحام مى شود و چاره اى جز قرعه كشى نمى باشد. (4)
در روايت ديگر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمايد: اذان گويان گردن افراشته ترين مردم خواهند بود و هر كس هفت سال اذان بگويد در قبر عذاب نمى شود. باز مى فرمايد: يكتب للموذن عند اذانه اربعون و مائة حسنة و عند الاقامه عشرون و مائة حسنة. (5)
به مؤ ذن در هنگام اذان صد و چهل حسنه مى دهند و براى اقامه صد و بيست حسنه.
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: هر كس دوازده سال اذان بگويد بهشت براى او واجب مى شود و در هر باركه اذان مى گويد شصت حسنه و در هر اقامه سى حسنه به او مى دهند. (6)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: سه نفرند كه بيم از حساب ندارند و از صبحه آسمانى و فزع اكبر نخواهند ترسيد: اول شخصى كه قرآن را حفظ كند و عمل به آن نمايد او به پيشگاه خداوند به صورت سيدى بزرگوار خواهد آمد. دوم مؤ ذنى كه هفت سال بدون اجر و پاداش اذان بگويد. سوم بنده اى كه اطاعت خدا كند.
(7)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: هر كس يك سال با نيت صادق اذان بگويد روز قيامت او را بر در بهشت نگه مى دارند و مى گويند هر كس را مايلى شفاعت كن. (8)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مى فرمايد: مؤ ذن در هنگام اذان چون شهيدى است كه در خون خود مى غلتد و هر تر و خشكى با زبان خودش گواهى به اذان او مى دهد. وقتى بميرد زمين به بدن او كارى ندارد. (9)
در خبر ديگر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: روز قيامت يك منادى فرياد مى زند: ميهمانان خدا كجايند؟! پس روزه داران مى آيند. سپس منادى ديگرى فرياد مى زند: رعايت كنندگان ماه و خورشيد كجايند؟ (يعنى كسانى كه توجه به وقت نمازها براى اذان داشته اند كجايند؟! ) پس مؤ ذنين مى آيند. آنگاه سوار بر ناقه بهشتى مى گردند در حالى كه تاج كرامت بر سر دارند و به جانب بهشت رهسپار مى شوند. (10)
جابربن عبدالله انصارى گفت: از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه سه مرتبه فرمود: اللهم اغفر للموذنين گفتم يا رسول الله! ممكن است براى اذان گفتن با شمشير به جان هم بيافتيم ؛ براى ما دعا نكردى آن چنان كه براى مؤ ذنين دعا مى كنى؟!
فرمود: جابر! بدان در آينده مردم اذان را به ضعفا مى سپارند. گوشتهايى كه بر آتش جهنم حرام است، گوشت مؤ ذنين است. (11)
در روايتى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و
آله و سلم) مى فرمايد: اما الاذان فانه يحشر المؤ ذنون من امتى مع النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين. (12)
اذان گويان امتم با پيامبران و صديقين و شهداء و صالحين محشور مى شوند. اين روايت نيز در ثواب مؤ ذن بسيار روح افزا است. مرحوم صدوق (رضوان الله عليه) در كتاب مجالس نقل مى كند امام صادق (عليه السلام) به نقل از پيامبر اكرم فرمود: هر كس براى خدا اذان بگويد و نظر ديگرى نداشته باشد، خداوند ثواب چهل هزار شهيد و چهل هزار صديق به او مى دهد و به شفاعت او چهل هزار گنهكار را مى بخشد و روانه بهشت مى كند. بدانيد مؤ ذن وقتى بگويد اشهد ان لا اله الا الله نود هزار فرشته بر او صلوات مى فرستند و برايش استغفار مى كنند و در روز قيامت در سايه عرش خداست تا خداوند از حساب مردم فارغ شود. همچنين ثواب گفتن اشهد ان محمدا رسول الله را چهل ميليون فرشته مى نويسند.
و هر كس مداومت داشته باشد صف اول جماعت را و سعى كند كه تكبير اول امام را درك كند و مسلمانى را نيازارد، خداوند به او نيز همان اجر و پاداش مؤ ذن را در دنيا و آخرت دهد. (13)

پی نوشتها:

1.معنى مد بصره و مد صوته بايد همين باشد طبق تصريح علامه مجلسى (رضوان الله عليه) بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱. 

2.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۱۸. 

۳.جعفريات، ص ۲۴۵ به نقل از مستدرك الوسائل.

4.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۰. 

5.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۱. 

6.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۱. 

7.مستدرك الوسائل، ج ۴، ص ۲۱. 

8.مستدر الوسائل، ص ۲۲ و حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

9.مستدرك الوسائل، ص ۲۲، حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه، ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

10.مستدرك الوسائل، ص ۲۲، حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه، ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

11.مستدرك الوسائل، ص ۲۲، حديث شماره ۱ در جامع احاديث شيعه، ج ۴، ص ۶۲۹ نقل شده با مختصر تغيير لفظى. 

12.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۱۶. 

13.بحار الانوار، ج ۸۴، ص ۱۳۰ روايت شماره ۲۲.

منبع:اذان و اقامه در اسلام - موسی خسروی - صفحه۲۶