متن ادبی درباره امام زمان(ع)

خوشا ساغر از دست ساقی گرفتن. به یاد جلوه ی آن یار نوشیدن. خوشا مستی مستان و خوشا بر درگه میخانه بنشستن. و آنگه خاک پای یوسف اعصار بوسیدن.

مرارت انتظار و حلاوت امید در عرصه ی دل رجز می خوانند.
تلواسه ای شیرین و التهابی زیبا تاریخ را فرا گرفته است.






شقایق های شوق و شکیبایی به راه گل نرگس، نگران شده اند.
یلدای منتظران، سرشار از نور نیایش است و آبشار اشک از فراز گونه ها بر نشیب دشت بی قراری، جاری است.
آیا کسی هست که مضطرین را اجابت کند و دست نوازش بر تارک دلخستگان کشد؟
ما وارثان سرشک سرخ زهراییم و در تمنای منت یار.






ای بهار آفرینش، ای یادگار اهل کسا، یا مهدی!
سوگند به سپیده ی رویت،
به طلوع دیده ات،
به مژگان سیاهت،
به محراب ابروی مهسایت،
به غنچه ی لبهایت،
به قامت رعنایت،
به شهد کلامت






و سوگند به قنوت و رکوع و سجود زیبایت،
ما بی شکیب تیغه ی ذوالفقار توییم ای امیر ظهور و قیام!
ما «لثار» حسینیم و دل به راه تو نثار کرده ایم.
ای تکسوار سمند سعادت،
ای تنها ترین شمشاد شرافت!






در کدامین نخلستان هستی با دلدار خود به راز و نیاز نشسته ای؟
در کدامین چاه سر فرو برده و راز دل می گشایی؟
کاش می دانستیم بیت الاحزانت را کجا برپا کرده ای؟






ای یوسف فاطمه!
ای یار سفر کرده!



هزاران هزار دیده در فراق تو یعقوب وار خون می گریند و فقط با تماشای قامت تو بینا می شوند.
ما در کنار دروازه ی دل هایمان، شاخه گل های ارادت به دست گرفته و هر آدینه منتظریم که چونان رسول اعظم(ص) که از مکه به مدینة النبی هجرت کرد، از مکه طلوع کنی و به مدینة المهدی دل ها پا گذاری.






«روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما که دادیم دل و دیده به توفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
سینه گو شعله ی آتشکده ی پارس بکش
دیده گو آب رخ دجله ی بغداد ببر»






کاش لحظه ای در ضیافت نگاهت به زیارت خدا مشرف می شدیم و در صحن چشم سیاهت به پابوس خورشید عشق می آمدیم.






کاش، آنی در آسمان سیمای زیبایت به تماشای بدر دیده و هلال ابرویت می نشستیم و رنج روزگار هجران به اشک اشتیاق، می زدودیم.






یا صاحب الزمان! جوانان برای خرسندی ات جان در دایره ی شهادت گذاشتند و مردان مان موی در ساحت انتظار، سپید کردند و پیران مان بی تاب لحظه ی دیدارت از سرای دنیا کوچیدند؛
و دریغا که نیامدی یا مهدی!






می دانیم که خود، حجاب لقای مولاییم و دل از غیر برنتابیده و به یگانگی نمی اندیشیم؛
ولی سوگند به حقیقت انتظار، که در کنار خُم عشقت به صبوری ایستاده ایم.
ملامت اغیار و بیگانه پرستان، توان و تاب ما نخواهد ربود اگرچه دل از طعن بد اندیش، می سوزد.
در هنگامه ی غیبت که از دیده های بی سویمان پنهانی، دردهای ناگفته، توان گفتن؛ چه آن گاه که آیی و رخ به جلوه آرایی، ظهور تو درمان درد دیرین و مرهم زخم زمان فراق خواهد شد.






سریر عدل و عطوفت ارض در انتظار اجلال جلوس موعود منتظران است و هستی، نام غریب زمین و آشنای آسمان را با نای نیاز، زمزمه می کند.









هنوز زخم مدینه و جراحت جاوید نینوا بر سینه ی دلسوختگان، باقی است.
هنوز آوای هل من معین حسین از ورای آفاق به سوی انفس عاشقان، جاری است. هنوز بیت الاحزان ام ابیها در مدینه ی دل ها برپاست.






سحاب سیاه ستم بر مقیمان خاک، بی محابا می بارد و سردی دی، فراگیر ستیغ حادثه هاست.
اندوهی گران بر گرده ی گیتی نشسته است و جائران بر توسن سلطه به جفا دیدگان می تازند و طعم تلخ استکبار بر کام وارثان زمین، ریزان است.




«السلام علیک یا ایها العلم المنصوب!»
سلام بر تو ای پرچم افراشته ی هدایت. سلام بر آن هنگام که قیام تو آغاز شود؛ و آن زمان که از پرده ی غیبت به درآیی.






سلام بر شامگاهان و صبحگاهان حضورت.
شکرا که بارانی از سپیده بر دشت خشک انتظار بارید و شعبان، مبدأ تاریخ عاشقان شد.
نهر اشک شیعه از حرا تا سامرا پیمود و عندلیب عشق در سراپرده ی گل، شعفناکی آغازید.
همتای رسول یار می آید.






یوسف اعصار امید با صد کرشمه بر محمل ارادت کنعانیان نشیند و ایوب شکیبایی و یعقوب انتظار از بحر حسرت به ساحل وصال رسیده و همپای هزاران شقایق اشتیاق به زیارت نور دیدگان نایل می شود.
سلام صنوبران صفا و سروهای سرور و سپیدارهای سعادت بر امیر قیام و سالار ظهور.
السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
ای لثار حسین!






تو پاسخ «ربّ ارنی»ی موسایی.
نهضت آسمانی ات نیز پاسخ «کیف تحیی الموتی»ی ابراهیم است.
قیام قیامت آسایت رساترین لبیک به آوای «هل من ناصر» سیدالشهداست.
کاش آن زمان که بر درب سرای سترگ ولایت، آتش افکندند، بودی و بر زخم های مهتاب نیلی شیعه، مرهم می نهادی.






ای کاش در نینوا بودی و علمدار عرصه ی عشق می شدی.
اینک بی تو در بهتی عظیم در لهیب فراق می سوزیم.
دل های سیاهمان حجاب دیدار با موعود منتظران است و چه اندیشیم که جز لقای تو سیاهی نزداید و نورانی نکند.
باز آی و بی قراری دل و بی شکیبی دیده ی ما به شهد وصل، شفابخش و عطر کرامت خویش بر عرصه ی اهل نیاز، گستر.






کجا نشان تو جوییم ای مهر فروزنده ی هدایت و نصر!
با که گوییم حدیث تلخ هجران و انتظار؟
شکایت فرقت یار به آفریدگار بریم که او دانای اندوه درون ماست.
ای آخرین عشوه ی عرش،
ای اولین امیر غایب از نظر!
مولای من، یوسف فاطمه!






بر ما مپسند که با تیر ملامت، هلاک مان کنند.
عمری است جبین بر خاک کویت ساییده ایم و حق را در محراب ولایت تو به پرستش نشسته ایم.
یا ابا صالح المهدی، یا حجت الله علی خلقه!
قیام روح خدا خمینی کبیر، سراج انقلاب اسلامی ما افروخت تا روشنای راهی باشد که فراروی مستضعفان برای نیل به نور نهضت نورآگین توست.






لوای انقلاب، اینک به دست طلایه دار ایثار و حماسه، زعیم منتظران ولی عصر و صاحب نصر، رونق باغ ولایت، خامنه ای عزیز است که عاشقانه، عرصه ی عشق و انتظار را علمداری کند. عمر عاری از گزند و مشحون از عزت او را از تو می خواهیم ای امام مهربان و شکیبا! عمری به بلندای آفتاب و سطوت کوهساران. 

امام زمان(ع) در ادیان دیگر

انديشه‌ مهدويت منحصر به شيعيان و يا مسلمانان نيست؛ بلكه همه يا اغلب اديان و مذاهب موجود در جهان، به گونه‌اي به “موعود” باور دارند. و يا دست‌كم آنچه كه مسلّم و قطعي است، متون ديني و معارف ديني اديان ابراهيمي به اين مسأله تصريح كرده‌اند. در زيارت‌نامه‌ امام زمان، در مفاتيح الجنان، چنين مي‌خوانيم: «سلام بر آن مهدي كه خداي عزو جل به همه‌‌ امت‌ها وعده داده است كه به وسيله‌ او سخنان و انديشه‌ها را متحد كند و پريشاني را از ميان بردارد و زمين را پر از عدل و قسط نمايد». (مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب الامر، ص 701).

ملل و اقوام مختلف در اصل اعتقاد به ظهور يك منجي در آخرالزمان تقريباً اتفاق نظر دارند و هر كدام بر اساس فرهنگ خود نامي بر آن نهاده‌اند. هر چند درباره‌ مصداق او، ويژگي‌هاي شخصيتي او، چگونگي ظهور او، مشخصات دوران حضور او و هدف او اختلافات زيادي ميان مسلمانان و ديگران وجود دارد.

اما آنچه را كه مي‌توان به عنوان تفاوتي آشكار ميان انديشه‌ مهدويت در نزد شيعيان و اين انديشه‌ در ميان ساير ملل و اقوام مشاهده كرد، اين است كه اين انديشه در نزد شيعيان يك انديشه‌ جهاني و نوعي فلسفه‌ جهاني است. به اين معنا كه مهدي در انديشه‌ اسلامي، اختصاصي به امت خاصي ندارد. قيام و دعوت او قيام و دعوتي جهاني است و نه قومي و قبيله‌اي و نژادي. او براي نجات بشريت مي‌آيد و نه براي سروري دادن نژاد و قومي خاص. او ياور مظلومان است و هدفش ظلم‌ستيزي و عدالت‌گستري است؛ به تعبير ديگر، ويژگي بارز انديشه‌‌ مهدويت در نزد شيعيان اين است كه مهدي را موعودي جهاني با هدفي جهاني و برنامه‌اي جهاني دانسته و او را مخصوص قوم و قبيله يا دين و مذهب خاصي نمي‌دانند. ريشه‌ اين اعتقاد هم در خود اسلام و تشيّع به معناي واقعي كلمه‌ نهفته است. زيرا اسلام و دعوت اسلامي، دين و دعوتي جهاني است و تشيّع به معناي حقيقي كلمه‌ همان اسلام ناب است. و انديشه‌ مهدويت كه در تشيع مطرح است، در حقيقت انديشه‌اي برآمده از متن اسلام و حاكي از جهاني انديشي اسلام و برنامه‌ريزي آن در جهت جهاني‌سازي عدل و صلح و صميميّت و معنويت است.

پس اگر چنين است، نبايد اجازه داد كه همچون برخي از اديان و مكاتب ديگر، اين انديشه به شكل يك انديشه‌ قومي و قبيله‌اي توصيف شود. به تعبير شهيد مطهري نبايد اين انديشه بلند و جهاني را به شكل يك “آرزوي كودكانه” و قومي و قبيله‌اي ترسيم كرده، آن را تا سطح فردي كه مي‌آيد به قصد انتقام‌گيري و كينه‌توزي پايين كشانيد. “گويي حضرت حجت فقط انتظار دارند كه كي خداوند تبارك و تعالي به ايشان اجازه بدهند كه مثلاً بيايند ما مردم ايران را غرق در سعادت كنند يا شيعه را غرق در سعادت كنند، آن هم شيعه‌اي كه ما هستيم كه شيعه نيستيم”. (مرتضي مطهري، مهدي موعود: در مجموعه آثار، ج 18، صص 181 – 180). چنين تصوير و تفسيري از مهدويت بسيار شبيه تفسير يهوديت از منجي موعود است. توضيح آن كه،‌ موعود پاياني يهوديان، كسي است كه مي‌خواهد قوم يهود را نجات دهد و آنان را از سختي و فلاكت برهاند. يهوديان در سراسر تاريخ محنت‌بار و پر از رنج و سختي خود، همواره به اميد ظهور “مسيحا” همه‌ انواع تحقير و شكنجه را تحمل كرده‌اند. آنان معتقدند كه در آخرالزمان منجي و موعودشان خواهد آمد و آنان را از ذلت و درد و رنج رها خواهد ساخت و قوم يهود را فرمانرواي جهان خواهد كرد.

انجيل لوقا

پس شما نيز مستعد باشيد ٫ زيرا در ساعتی که گمان نمی بريد پسر انسان می آيد . انجيل لوقا باب ۱۲ ٫ شماده ۴۰

زلزله های عظيم در جايهای و قحطيها و وباها پديد می آيد و چيزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر شد …..و دلهای مردمان ضعيف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقايعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود و آنگاه پسر انسان را خواهد ديد که بر ابری سوار شده ٫ با قوت و جلال عظيم می آيد . انجيل لوقا ٫ باب ۲۱

زبور داود

هان بعد از اندکی زمانی شرير نخواهد بود و اما حليمان ٫ وارث زمين خواهند شد و از فراوانی سلامتی متلذذ خواهند گرديد … صالحان ٫ وارث زمين خواهند بود و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود و عاقبت شريران منقطع خواهند شد . زبور داود ٫ مزمور37

کتاب اشعيای نبی

روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت و خوشی او در ترس از خداوند خواهد بود ….. مسکينان را به عدالت ٫ داوری خواهد کردو به جهت مظلومان زمين ٫ به راستی حکم خواهد نمود …… گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله با شير و پرواری باهم زندگی می کنند و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو خرس خواهد چريد ……. و در تمام کوه مقدس من ٫ ضرر و فساد نخواهند کرد ٫ زيرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود ٫ مثل آبهايی که دريا را می پوشاند. کتاب اشعيای نبی ٫ از کتاب مقدس ٫ باب ۱۱

کتاب مذهبی زردشتيان

جاماست از قول استادش زردشت خبر می دهد : پيش از ظهور سوشيانس ( نجات دهنده دنيا ) ٫ پيمان شکنی و دروغ و بی دينی در جهان رواج می آيد و مردم از خدا دوری جسته ٫ ظلم و فساد و فرومايگی آشکار می گردد . و همينها نيز اوضاع جهان را دگرگون ساخت ٫ زمينه را برای ظهور نجات دهنده ٫ مساعده می گرداند . از کتاب موعود ٫ به نقل از کتاب زند و هومن ٫ يسن ٫ صفحه ۲۵

کتاب مذهبی هندوها

پس از خرابی دنيا ٫ پادشاهی در آخر الزمان پيدا می شود که پيشوای خلايق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود آورد و همه کس را از مومن و کافر بشناسد و هر چه از خدا خواهد بر آيد . کتاب ديد . کتاب آسمانی هندوها

دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلی در آخر الزمان که پيشوای ملائکه و پريان و آدميان باشد و حق و راستی با او باشد . کتاب باسک ٫ از کتابهای آسمانی هندوها

کتاب مذهبی بودائيان

در کتاب دادنک از قول بودا نقل می کند : بعد از آن که مسلمانی به هم رسيد ٫ در آخر ٫ ميان عالم از ظلم و فسق و گناه و ريای زاهدان و خيانت امينان و حسودی بخيلان و عمل نکردن دانايان به دين جز نام او نماند . پادشاهان و پيشوايان و رئيسان ٫ بی رحم و ظالم شوند٫ رعيت بی انصاف و نافرمان و متقلب شود و همه در خرابی نظم دنيا بکوشند و همه جا را کفر و ناسپاسی فراگيرد ٫ آن وقت دست راستين جانشين ممطا ( يعنی محمد پيغمبر اسلام ) ظهور کند و خاور و باختر عالم را بگيرد آدميان را به راه خوبيها رهبری کند . او فقط و تنها ٫ حق و راستی را قبول می کند و بس.

تاثیر هالییود در دیدگاه مردم نسبت به مهدویت










اهمّیت مسئله ظهور و لزوم آمادگی فکری و عملی منتظران از جمله حقایقی است که بر هیچ شیعه منتظری پوشیده نیست و نگاهی گذرا به عملکرد رسانه های جهانی در کشورهای غیرمسلمان، بیانگر جدّی گرفتن خطر اعتقاد به منجی و تبلیغات وسیع تخریبی در جهت نفی و خرافاتی نشان دادن اعتقاد به منجی به طور عام و برنامه ریزی گسترده پیرامون مسئله مهدویت در جهت زدودن حسّ عمیق انتظار و مهدی ستیزی، به طور خاص است.

در میان تولیدات پرخرج هالیوودی و محصولات پرجلوه و تماشایی آن در دهه های اخیر، بخشی به ساخت فیلم های آخرالزّمانی اختصاص یافته و دست مایه تهیه کنندگان قرار گرفته که به دنبال فروش گیشه خود هستند و بدین منظور از جلوه های بصری و تکینک های پیشرفته سینمایی استفاده می کنند.

بخش بزرگی از سرمایه گذاری مدیران صهیونیست هالیوود، با انگیزه های سیاسی، در اختیار سازندگان قرار می گیرد. این سرمایه گذاری ها به سفارش لابی یهود، بیشتر برای تولید محصولات جذّاب ضدّ اسلامی و ضدّ تشیع هزینه می شود. با این توصیف، هیچگاه از هزینه های گزاف برخی فیلم های هالیوودی متعجّب نخواهیم شد.

بحث مهدویت ستیزی در سینمای هالیوودی از سال 2000 م. به بعد شدّت گرفت. به این صورت که باور انتظار، هدف قرار می گیرد؛ نه بحث منجی آخرالزّمانی. از آنجا که بحث منجی آخرالزّمان در همه ادیان تقریباً مشترک و انکارناپذیر است، به جای انکار آن باور، انتظار آخرالزّمانی «تورات» و «انجیل» در سینمای هالیوودی عرضه شد.

هالیوود به عنوان مرکز فیلم سازی «آمریکا»، در سال، هفتصد فیلم تولید می کند و نزدیک به 78% سینماها و تلویزیون های جهان از آن تغذیه می شوند. این در حالی است که در آمریکا بیش از 60% پرفروش ترین فیلم های هالیوود در خصوص آخرالزّمان است. یهودیان، مؤسّسان اصلی سینمای هالیوود بوده اند و از آنجا که در غرب، بحث موعودگرایی در تمامی ابعاد، فوق العادّه جدّی است، به همین دلیل متفکران غربی بخش مهمّی از افکارشان را صرف این مسئله می کنند.

خرافه هایی از طرف صهیونیست ها به سینمای هالیوود راه یافته است؛ مانند افسانه آخرالزّمان و پیش گویی های مربوط به آن که در محتوا و مضمون، فیلم هایی نظیر «نوسترآداموس»، «آرمگدون» و «روز استقلال» قابل مشاهده است. مهم ترین تأثیر این دسته از فیلم های خرافی، آن است که حسّ اعتماد به نفس را در مخاطبان جهان سومی نابود می سازد و هم زمان، اعتماد و انقیاد نسبت به صاحبان اصلی را (که به زعم این فیلم ها آمریکاییان و یهودیان هستند) ترویج می نماید.1

برخی مواقع، هالیوود ارزش های اسلامی را به صورت ظریف، به نفع خودش مصادره می کند و از آن خود می داند. خرافه دیگری که صهیونیست ها آن را در قالب سینمایی مصادره به مطلوب کرده اند، مسئله ظهور منجی و سفر به سرزمین موعود است؛ امّا منجی این قبیل فیلم ها آن منجی ای نیست که بشریت در انتظار اوست.2

در سال های اخیر و پس از آغاز هزاره سوم نیز تعداد زیادی از فیلم هایی که تولید می شوند یا باورهای آخرالزّمانی صهیونیست ها را تبلیغ می کنند یا مردم را از موعودی دیگر می ترسانند؛ موعودی که به اذن خداوند، در مقابل تمامی جنگ، کشتار و خونریزی و به اصطلاح آرمگدون، صهیونیستی خواهد ایستاد.

در فیلم های هالیوودی، به نوعی ضدّمسیح را همان منجی مسلمانان نشان می دهند و دیگر آنکه در برابر این شیطان می بایست یک ناجی را معرفی نماید. در فیلم های هالیوود، این نجات دهنده زمین که به نوعی پدر معنوی انسان ها نیز معرفی می شود، یک آمریکایی یا یک یهودی است.

آمریکا با نشان دادن آینده تاریک و خونین بشر در فیلم های خود سعی دارد خود را منجی آینده بشریت معرفی کند. آنها می خواهند آخرالزّمان را به این شکل به جهان نشان دهند که: نبرد خیر و شر در جغرافیای خاصّی از زمین به وقوع خواهد پیوست.

برخی از فیلم های چالش برانگیز هالیوود در زمینه مهدویت، مانند فیلم3 پیش گویی های نوسترآداموس که بیست و شش سال پیش ساخته شده، تلاش می کند که دجّال (ضدّمسیح) را به عنوان کسی معرفی کند که از شرق اسلامی ظهور کرده و پوشش اسلامی دارد و با سلاح اتمی به قصد نابودی جهان، به آمریکا می رود؛ ولی با درایت و مدیریت شخصی رئیس جمهور آمریکا نابود می شود.

آرمگدون4 یکی دیگر از محصولات هالیوود است که به مسیح و منجی اشاره دارد. تکنسین ها و کمپانی های نفتی آمریکا به نجات زمین می آیند و کشورهای اسلامی در اوج عقب ماندگی، چشم انتظار کمک ایالات متّحده هستند.

از جمله فیلم هایی که اشاره به پایان دنیا و بحران آخرالزّمان در جهان داشته، مجموعه فیلم هایی با نام آرمگدون می باشد که از سال 1932 تا 2005م. ساخته شده اند و نشان دهنده فعّالیت های صهیونیست های مسیحی و بنیادگرایی مسیحیت پروتستان بوده و در واقع نام و عنوانی برای جنگ آخرالزّمان، یعنی برای ظهور و بازگشت دوم مسیح(ع) و ایجاد جنگ هسته ای در محلّ آرمگدون (بیت المقدّس کنونی) است که به نابودی و تخریب اکثر شهرهای جهان منجر می شود و سرنوشت خیر و شر و تکلیف بشر در همین جنگ پایانی تعیین می شود و نماد خیر، غرب و اسراییل و نماد شر، مسلمانان و اعراب قلمداد می شوند.5

در مجموع می توان گفت: سینمای هالیوود به شیوه های زیر در صدد اسلام ستیزی و موعودستیزی برآمده است:

1. نشان دادن یک آمریکایی یا یک یهودی به عنوان منجی آخرالزّمان؛

2. نشان دادن مسلمانان به عنوان ضدّمسیح و ضدّمنجی آنها؛

3. القای غلبه نهایی تمدّن غرب و منجی غربی و شکست حتمی مسلمانان اهریمنی؛

4. تهاجم فرهنگی و مقابله با مسلمانان، از طریق ترویج ارزش های مادّی گرایانه، مانند انحرافات جنسی، خشونت و جادوگری؛

5. ترسیم ضدّیت اسلام با تکنولوژی و پیشرفت؛

6. جلوه دادن یهودیان و قوانین آنها در همه عرصه ها و تحقیر اسلام و مسیحیت.

بی شک جهان غرب در صدد تحقیر و تخریب معنای آخرالزّمان و آماده سازی اذهان عمومی برای پذیرش تفسیر غربی آخرالزّمان از طریق سینماست.


بازی های رایانه ای و اینترنت در تخریب فرهنگ مهدویت


زمانی کلوپ ها جایگاه مشخّصی داشتند و افراد معدودی به آن مکان ها مراجعه می کردند؛ امّا امروزه کامپیوتر در درون خانه ها، تلفن های همراه و. .. همه وسایلی هستند که لحظه ای افراد را تنها نمی گذارند. بازی ها در نظر اوّلیه، یک سرگرمی است؛ ولی دقّت در نماد ها، محتوا و پیام های آنها به خوبی ما را به خطری که از ناحیه بازی ها ـ به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ـ به افراد منتقل می گردد، واقف می سازد.

امروزه درصد زیادی از مردم جهان، اعمّ از کودک، نوجوان، جوان و. .. به انواع بازی های رایانه ای مشغول و سرگرم می باشندکه این محصولات نیز مانند دیگر آثار هنری، فرهنگی، نجات بخشی و برتری غرب و بی هویتی، خرافه گویی، خشونت و وحشی گری دیگران را می رسانند.

منجی موعود در بازی های رایانه ای، همان کسی نیست که شیعیان او را مهدی، مسیحیان او را عیسی، زرتشتیان او را سوشیانت و قوم های دیگر او را با نام های دیگر می خوانند. بسیاری از بازی های رایانه ای در راستای تخریب فرهنگ، در قالب محصولات فرهنگی غربی، برای تحقّق بخشیدن به آرمان غربی ها، یعنی سیطره غرب بر اسلام، راهی بازارهای کشورهای مسلمان شده است؛ محصولاتی که پس از استفاده از آنها، شخص از هویت و فرهنگ خود دل زده می شود. این بازی ها بیشتر، سرمایه اجتماعی جهان اسلام و تشیع را هدف گرفته اند.

مقام معظّم رهبری می فرماید: بازی های رایانه ای به شوالیه های مجازی قدرتمند و جذّاب ناتوی فرهنگی و جنگ صلیبی غرب تبدیل شده اند که در حال تخریب و تغییر تدریجی ارزش ها و هنجارهای انقلاب اسلامی و جهان اسلام هستند. این شوالیه های رایانه ای در جنگ های صلیبی قرن جدید بدون هیچ گونه حسّاسیتی، تا عمق خانه هایمان نفوذ کرده اند و ما در بی خبری، با آغوش باز به استقبال آنها رفته ایم و هزینه هایی برای آنها می دهیم.

برخی بازی های رایانه ای با محتوای صهیونیستی و آمریکایی طرّاحی شده و اسلام ستیزی و مهدی ستیزی در شکل، فرم و محتوای آنها موج می زند و کودکان در گیرودار خشونت بازی ها شلیک خود را به سمت سربندهایی با نام های مقدّس به طرف مسلمانان متوجّه کرده و به مراحل بالاتر صعود می کنند.

بعد از کنفرانس تلآویو6 (1365 هـ. ش.) یک بازی رایانه ای به نام «یا مهدی» ساخته شد که اسم اصلی اش Persian Gulf Inferno (جهنّم خلیج فارس) است ـ کودک چنان شرطی می شود که با شنیدن الله اکبر و یامهدی تیراندازی می کند و بالأخره در روح کودک، بذر نفرت از این دو واژه کاشته می شود تا روزی استکبار بتواند از محصول آن فایده برد.7


تقسیم بندی بازی های رایانه ای در زمینه آخرالزّمانی


الف) القای آخرالزّمان تکنولوژیک: یک منجی شجاع در قالب بازی «ماتریکس»8 (برای فیلم ماتریکس Enter The Matrix) ساخته شده است. در این بازی کاربر به همراه یک گروه از آرمان شهری به نام زایون (Zion) وظیفه نجات جهان را از دست انسان نماها به عهده می گیرد.9

ب) در القای آخرالزّمان تخیلی: به طوری که موجودات ناشناخته فضایی زمین، نسل بشریت را به مخاطره انداخته، این بار یک منجی بسیار دانا با قدرت ماورایی انسانی به مبارزه با این موجودات می پردازد؛ به عنوان مثال در بازی «سام ماجراجو» کاربر، به عنوان یک منجی در نقش سام استون ظاهر می شود. سام به خاطر شجاعت فوق العادّه اش در مبارزه با این موجودات، به اسطوره ای تبدیل شده و به کمک ماشین زمان به گذشته برمی گردد تا جنگ علیه این یاغیان را به نفع بشریت تمام کند؛

ج) القای آخرالزّمان دینی: در این نوع آخرالزّمان انسان های شیطان صفت در قالب گروه های تروریستی قصد گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاک و خدایی را دارند و کاربر در این نوع بازی، به عنوان منجی و در نقش جاسوسی خبره و با ایمان، یا سربازان ماهر و معتقد (عمدتاً سربازان از ارتش آمریکا و انگلیس) به عنوان پلیس صلح جهانی ظاهر شده و به مبارزه با دشمنان بشریت می پردازند. در بازی هایی مانند «اسلحه مرگبار»، «گروه ضربت» و «بازگشت به قلعه یی ولفن اشتاین» از این قبیل هستند یا بازی «دلتافورس»10 (Delta Force) که در این بازی، دشمن در قالب چهره ای عربی و گاه فارسی با تکلّم جملاتی مانند: حاجی یکی دارد می آید و. .. ظاهر شده و بر روی جعبه های دشمن نمادهایی اسلامی چون: «لااله الاالله»، «محمّد رسول الله» و آرمی شبیه آرم آستان قدس رضوی که متأسّفانه کودک و نوجوان ما با علاقه، تحت تأثیر این بازی ها قرار می گیرند.11

با این مطالب عنوان شده در خصوص بازی های رایانه ای دیگر نمی توان آنها را تنها به عنوان ابزار جذّاب برای تفریح و سرگرمی کودکان نگاه کرد؛ بلکه باید به آنها از دید دشمنان تفکر اسلامی نگریست و با تولید جانشین های مناسب با این گونه بازی ها، با توجّه به عمق منابع ملّی و مذهبی به مبارزه با آنها پرداخت.

از جمله شیوه های مقابله دشمن با فرهنگ مهدوی و ایجاد چالش در این زمینه استفاده و بهره گیری از عرصه اینترنت و وب می باشد. سایت ها به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم در برابر فرهنگ صحیح مهدویت موضع می گیرند و مطلب می نگارند.

منظور از مقابله غیرمستقیم تقابل با فرهنگ مهدوی، از طریق نفی اصول و پایه های اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی است که در حقیقت پشتوانه و تثبیت کننده این تفکر هستند؛ مانند سایت های ضدّ تشیع و فرق ضالّه.

مقابله مستقیم، به تقابلی اطلاق می شود که هدف آن، مستقیماً معارضه با تفکر مهدوی است. از جمله تأثیرگذارترین ابزارهای رسانه ای دیجیتال در همه دنیا که در همه خانه ها، دسترسی به آن آسان است، اینترنت می باشد. از جلمه سایت های اینترنتی که به عنوان هجمه های مجازی دشمنان قلمداد می گردند، می توان به موارد زیر اشاره نمود.


1. سایت های وهّابیت:


وهّابیت به دلیل پشتیبانی های سیاسی وسیعی که از آن می شود، بیشترین هجوم خود را به فرهنگ اصیل شیعه وارد می آورد و در راستای چالش مهدویت، شبهات مرتبط با مهدویت در تیراژ وسیع و در قالب کتاب، نشریه، لوح فشرده و… توسط وهّابیون در مناطق شیعه نشین توزیع می گردد.


2. سایت های بهائیت:


بهائیت که سابقه تشکیل آن حدوداً صد و پنجاه سال است، با کمک انگلیس، اسراییل و صهیونیست ها توانسته از نظر مادّی و تبلیغاتی پیشرفت زیادی نماید. بهائیت از برداشت ناصحیح از آموزه مهدویت ریشه گرفته است. بنابراین نمونه هایی از تهاجم های آنان در برابر تفکر مهدوی، در سایت ها منتشر می گردد.


3. سایت های عرضه کننده تفکرات غلط درباره مهدویت:


این گونه سایت ها آگاهانه یا ناآگاهانه به رواج برداشت ناصحیح خود از فرهنگ مهدوی می پردازند و در این زمینه، از تعلّقات شیعیان به مهدی(عج) بهره می گیرند؛ یک دسته از این سایت ها در بردارنده تفکرات و شیوه های غلط ارتباط با حضرت و تبلیغ وسیع ملاقات ها، مشاهده ها، کرامت ها، خواب ها و موارد دیگر است که تأثیر مخرّب این برداشت ها در صورت نبود پشتوانه صحیح عقیدتی، قابل اغماض نیست. دسته دیگر، سایت هایی هستند که بدون ارائه بحث های تخصّصی حدیثی و علمی، به تطبیق شرایط کنونی با شرایط هنگام ظهور می پردازند و زمانی را برای ظهور مشخّص می کنند.

سایت هایی مانند «آرمگدون نیوز» (اخبار آرمگدون) هر روز ده ها صفحه مطالب را به صورت خبر در مورد آخرالزّمان عرضه می کند که کاملاً اخبار غریبه است. تیمی در این سایت وظیفه دارد با رصد وقایع مختلف جهان، آنها را به وقایع آخرالزّمان ربط دهد.

یا سایت «آرمگدون الرت» (هشدار آخرالزّمان) به مراتب، افراطی تر از سایت قبلی است که این سایت به گونه ای اخبار خود را درج می کند که گویا فردا آخرالزّمان است و زمان ظهور مسیح(ع) فرارسیده است.

به طور کلّی این سایت ها از پشتوانه مهدویت ستیزان صهیونیستی و غربی برخوردار هستند.

یکی از راه های مؤثّر مقابله با این هجوم های مجازی، تقویت عقاید و باورهای دینی، به ویژه در مورد ولایت و مهدویت است و ایجاد سایت های جامع پویا، به روز و چندزبانه درباره آموزه مهدویت به منظور تبیین این آموزه، مؤثّر می باشد.


راهکارهای مقابله و ایستادگی در برابر مهدی ستیزی


در مقابل روحیه استکباری که هم در دوران غیبت و هم در دوران ظهور، مهم ترین عامل دشمنی و ستیز با امام است، می بایست به کارهایی مانند شناسایی اهداف و راهکارهای دشمن و آگاهی سازی افراد و جوامع نسبت به این امر، مقاومت و مقابله در مقابل توطئه ها و تحرّکات دشمن پرداخت.

با ترمیم، تبیین و ایجاد اعتمادسازی باید حربه تخریب دشمن را خنثی نمود و با روشنگری و خرافه زدایی برای تعمیق ایمان و اعتقادات مردم گام برداشت و توطئه تحریف را ریشه کن نماییم.

اثبات اصل مهدویت در یک محفل علمی با مخاطبانی که اهل علم و اهل تفکر و استدلالند، جزء آسان ترین کارهاست و در این هیچ تردیدی نیست. ایمان و اعتقاد مردم هم خوب است؛ منتها تعمیق این ایمانی که مردم به امام زمان(ع) دارند، کار بسیار ظریفی است. بخش مهمّ کار ایجاد مراکز تخصّصی مهدویت این است که عشق، محبّت و سوز و گدازی که مردم به طور طبیعی نسبت به حضرت دارند، در سطح عموم و به خصوص جوانان، با یک نگاه عالمانه و آگاهانه همراه نمایند.

یک راهکار مناسب این است که فرقه ها و جریانات انحرافی را معرفی و ضعف ها و نواقص نظام هایی چون لیبرال دمکراسی و. .. را بازگو نماییم و با ارائه استراتژی ای مطابق با روایات درمقابل استراتژی های دیگر گام برداریم و در خصوص تعمیق و تبیین اندیشه مهدویت تلاش نماییم؛ از جمله راهکارهای مهم در ترویج و تفهیم فرهنگ مهدوی، می توان به موارد زیر اشاره کرد:


1. تئوری پردازی درباره مهدویت


آموزه های دینی مهدویت دارای دامنه و پیشینه تاریخی است و جزو بینادی ترین اعتقادات مسلمانان شمرده می شود و در میان دیگر ادیان نیز با عنوان مصلح جهانی مورد توجّه قرار گرفته است. با توجّه به اهمّیت موضوع مصلح جهانی در میان ادیان، لازم است اندیشمندان با تئوری پردازی و گفتمان ها، نقدها، نظرها، نکته سنجی ها و اظهارنظرهای ژرف درباره آموزه مهدویت به قوّت عملی این موضوع بین ادیان بیفزایند.

خارج ساختن بحث مهدویت از عرصه های سنّتی و واردکردن آن در محیط های پژوهشی علمی موجب می شود که مسئله مهدویت بر زندگی انسان ها اثر گذارد و آنان را با امام عصر(عج) مرتبط سازد.


2. شفّاف ساختن جنبه های شخصیت و حکومت امام مهدی(عج)


نوشتن دائره المعارف، دانش نامه، پایان نامه و رساله تحصیلی، ایجاد سایت های قوی، انتشار مجلّه های تخصّصی فیلم سازی و آثار ادبی و هنری در این باره چاره ساز است. دکترین مهدویت سزاوار آن است که در قالب رمان، فیلم، نمایش نامه و آثار هنری در سطح جهان ترویج شود.


3. رشد و اعتلای فرهنگ مهدویت و مفهوم انتظار


در این باره بررسی و تبیین روایت ها و سخنان تاریخی موجود در کتاب های اعتقادی و منابع مهمّ اسلامی مثمر ثمر خواهد بود.

ارائه غلط موضوع مهدویت یکی از عوامل مؤثّر در گریز اشخاص از مسئله مهدویت یا نداشتن باور عمیق به امام عصر(عج) می باشد. وجود پاره ای از سخنان نادرست و بی اساس درباره شخصیت آسمانی امام مهدی(عج) موجب شده است که چهره ای غیرواقعی و اسطوره ای از ایشان ترسیم گردد. پس باید کوشش شود که با بررسی تطبیقی روایت ها و دقّت نظر در آنها، چهره ای معقول، مهربان و روزآمد از امام عصر(ع) ترسیم شود.


4. توسعه فرهنگ مهدویت


در این راستا ایجاد کرسی مهدی شناسی در حوزه و دانشگاه، راه گشا است. در تمامی دانشگاه های جهان برای شناخت افکار اندیشمندان بزرگ، کرسی های تدریس و پژوهش وجود دارد و تخصّص پاره ای از استادها، تنها تدریس افکار یک اندیشمند است؛ به عنوان مثال برخی استادان در زمینه تدریس اندیشه های ارسطو تبحّر دارند و بهتر است در کشور عزیز اسلامی ما نیز باید برای هر یک از ائمّه اطهار(ع)، از جمله امام مهدی(ع) کرسی درس امام شناسی و مهدی شناسی گذارده شود و افرادی پرورش یابند که در زمینه بزرگان هدایت و وحی، صاحب نظر باشند.


5. لزوم شناخت دشمن، تدارک و مهیا شدن برای مقابله و دفاع در برابر مهدی ستیزان


پس از شناخت و درک وجود دشمنان و معاندان در برابر مفهوم مهدویت و اسلام و آگاهی از فعّالیت ها و تلاش های آنان در جهت تخریب فرهنگ مهدویت، آنچه از نظر عقل و دین اسلام لازم و حقیقی است، لزوم شناخت دشمن و تدارک و مهیا شدن برای مقابله و دفاع در برابر آن است. بدین سان به منظور ایجاد آگاهی و بیداری در تمامی انسان ها نسبت به نیاز به امام، نخست بایستی با استفاده از ابزارهای کارآمد به تبیین ضرورت نیاز به امام و بی مانندی آن پرداخت و دوم آنکه نقد و بررسی جریان و نظام های مدّعی نجات بشریت، زمینه پذیرش حکومت طیبه مهدوی را بیشتر فراهم می آورد.12


6. ایجاد آگاهی و بیداری مسلمانان و شیعیان نسبت به حقیقت و ماهیت دشمنان اسلام و مهدی ستیزان


پس از شناخت ماهیت دشمن و روش ها و اهداف آن بایسته است با ارائه معارف مهدویت به دور از خرافه پرستی و بدعت گذاری در اندیشه مسلمانان و ارائه آن به زبان جهانی و روزآمد مسلمانان و به ویژه شیعیان، نسبت به حقیقت و ماهیت چالش مهدویت آگاه ساخت.


7. معاد باوری اندیشمندان و عمل گرایی خالصانه:


با تکیه بر اندیشه معاد و توجّه به تداوم بشریت در دنیای دیگر، می توان فارغ از فتنه ها و فسادانگیزی های دجّال و دجّال ها ره پویید و به اردوی خداباوران و مهدی یاوران جهان رسید.

تقویت باورهای مهدویت و انتظار در نسل جوان، آشنا کردن امّت ها به ویژه نسل جوان، با آرمان ها، ارزش ها و باورهای بنیادین فرهنگ والای مهدوی، زمینه ساز استقرار و برپایی حکومت سراسر عدل منجی موعود خواهد بود.

یکی از ابعاد عظیم تکلیف حسّاس و بزرگ جوانان در عصر غیبت و انتظار، حفظ دین و نگهبانی از مرزهای عقیدتی و حراست از باورهای مقدّس است. در زمان غیبت حضرت ولی عصر(عج) ممکن است شبهه هایی در ذهن ایجاد گردد یا عواملی به سست کردن پایه های اعتقادی جوانان برخیزند. بایستی در برابر این شبهات، مقاومت کرد. در این راستا، جوانان می توانند با مطالعه کتب دینی، شرکت در مجالس مذهبی و آشنایی بیشتر با مفاهیم اسلامی و شناسایی و پژوهش در ارزش های اصیل اسلامی و دینی، خود را در برابر هجوم دشمنان دین حفظ نمایند.

سنگین ترین رسالت جوانان مؤمن در حفظ دین این است که بر اهل بیت(ع) و سیره آنها تمسّک جویند و با مطالعه دقیق و بررسی منطقی و عاقلانه، به حقیقت مهدوی دست یابند تا از لغزش های دینی و اعتقادی در امان باشند. در احادیث و تعالیم ائمّه(ع) بر این تأکید شده که در عصر غیبت، راه امامان را طی نمایند و از تعالیم و احکام ایشان پیروی کنند. در این عصر، با سرمشق قرار دادن و الگو گرفتن از تعالیم انبیا می توانند بعد دین داری و دین باوری خویش را تقویت و اعتلا بخشند و به عنوان منتظران واقعی حضرت، اعلام آمادگی نمایند.

بی تردید، نقش والدین و خانواده در تربیت کودکان و نوجوانان نقش بنیادی و مهمّی است؛ زیرا کودکان آئینه تمام نمای اعتقادات، باورها، ارزش ها، ایمان و تربیت والدین و بزرگترهای خانواده هستند. بر این اساس، یکی از شیوه های مهمّ نهادینه کردن اندیشه مهدویت، رفتار والدین است که تأثیر آن بسیار فراتر از گفتار است. نوجوانان و جوانانی که بدانند دوست داشتن و منتظر حضرت مهدی(عج) بودن، ثواب شهادت در رکاب آن حضرت و فضیلت های بسیاری دارد، پیوند و محبّت امام در درونش نهادینه شده و باورهای مهدوی وی تقویت می گردد.

نقش استادها و معلّمان در مقاطع مختلف تحصیلی و دانشگاه، در گسترش فرهنگ مهدوی مؤثّر بوده است؛ به طوری که اگر نسبت به امام مهدی(عج) معرفت داشته باشند و بتوانند این شناخت را به جوانان و نوجوانان القا کنند، می توانند در این عرصه تأثیرگذار باشند.

پیرو آنچه محقّقان و پژوهشگران جمع آوری کرده اند، بیش از دویست آیه درباره حضرت حجّت(عج) در قرآن وجود دارد. برخی از آیات به طور مستقیم بر امام عصر(عج) و موضوعات مربوط به ایشان دلالت می کند. آشنایی با این آیات می تواند ما را با صفات و ویژگی های یاوران امام عصر(عج)، خصوصیات شخصیتی امام زمان(عج) و دیگر موارد مربوط به حضرت مأنوس کند و زمینه ظهور آن منجی بشریت، زودتر محقّق گردد و نسل جوان را به عنوان مهدی باوران مهدی یاور مطرح کند.

از راهکارهای تقویت باورهای مهدوی و راهکار علمی تربیت نسل مهدوی در جهت فداکاری در فردای ظهور در رکاب امام مهدی(عج) این است که جوانان ما با نشاط، امید و اقتدار به کسب قدرت بدنی و آمادگی نظامی و روانی برای یاری رساندن به حضرت بقیّه الله(عج) پرداخته و در مسیر آرمان ها و اهداف مقدّس حضرت حرکت نمایند.


پی نوشت ها:


1. قاسمی، 1390: 102.

2. همان، 103.

3. نام واقعی اش میشل دونوترام Michel de Naterdame در خلال سال های 1503 تا 1560م. می زیست. عطّار و پیشگوی فرانسوی که بسیاری از حوادث و جنگ های آینده پس از اتّفاق افتادن پیشگویان به وی نسبت داده اند و کتاب یک هزار پیشگویی را تألیف کرده شامل پیشگویی هایی نامعلوم که امروزه وی را مشهور کرده است.

4. آرماگدون Armageddon یا هرمجدون واژه ای یونانی که ترکیب دو کلمه هر به معنی کوه یا تپه و «مجدون» به معنی بلند و مشرف. نام منطقه ای در بیست کیلومتری جنوب شرقی «بندر حیفا» در شمال «فلسطین اشغالی» و در طول تاریخ شهری استراتژیک بوده که از طرف صهیونیسم مسیحی به عنوان محلّ نبرد اسلام و صهیونیست در آخرالزّمان تلقّی شده است.

5. علوی طباطبایی، 1379: 73.

6. در دسامبر 1948 مطابق با 1365هـ. ش. در «دانشکده تاریخ دانشگاه تلاویو» (فلسطین اشغالی) با همکاری «مؤسّسه مطالعاتی شیلوهه» ـ که یک مؤسّسه مطالعاتی غیرانتفاعی است و متّصل به صهیونیسم ـ کنفرانسی با حضور سیصد شیعه شناس درجه یک جهان برگزار شد و ظرف مدت سه روز در آن سیصد مقاله 100% تفصیلی تحقیقی و مبتنی بر عمده ترین متد تحقیقی و عمیق ترین روش ها ارائه شد. به قول مارتین کرامر ـ که یکی از شیعه شناسان جهان و دبیر این کنفرانس بود ـ هدف اصلی از برپایی این کنفرانس شناخت مفاهیم محوری در تمدن شیعه اثناعشری و بعد بالطّبع شناسایی انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت ایران بود. در این کنفرانس افرادی مانند دانیل برومبرگ، ماروین زونیس، مایکل ام جی فیشر و دیگر شیعه شناسان، شرق شناسان و اسلام شناسانی غربی حضور داشتند. در بحث مبارزه با تفکر مهدی باوری ابتدا امام حسین(ع) و بعد امام زمان(ع) را مطرح و هر دو را عامل پایداری شیعه می دانند؛ نگاه سرخ و نگاه سبز. در این کنفرانس که افرادی شیعه شناس و سرشناس مانند برناردلوییس و مارتین کرامر و. .. حضور داشتند این دیدگاه مطرح می شود که شیعه به اسم امام حسین(ع) و با امام زمان(عج) قیامشان را حفظ می کنند.

7. جعفری، 1388: 51.

8. فیلمی علمی و تخیلی به نویسندگی و کارگردانی براندون واچوفسکی است که در سال 1999 م. اکران شد، آمیزه ای است از اکشن و هنرهای رزمی و یک فیلمنامه چند لایه است که حقیقت را از بشر مخفی و به آن اجازه می دهد یک زندگی متقاعد کننده و شبیه سازی شده داشته باشد

9. حق وردی، 1387: 1.

10. دلتا فورس (Delta Force) یک گروه خشن آمریکایی است که توسط کلنل چارلز بکویت ـ یکی از فرماندهان ارتش آمریکا ـ در سال 1977 تأسیس شد. این گروه، سال ها قبل از آن و در دهه 1970م. تحت نظر نیروهای ویژه هوابرد «انگلیس» (اس. ای.اس) آموزش می دیدند؛ امّا پس از مدّتی کار خود را با سرپرستی به «کویت» به طور مستقل آغاز کردند. «نیروهای دلتا» مهارت های بسیار و خاصّی در تکنیک های مختلف جنگی، نظامی، ضدّشورشی و نفوذی دارند.

11. جعفری، 1388: 135.

12. پورسیدآقایی، 1380: 52 ـ 64.

صدرالله زین العابدی


فهرست منابع:


1. «استراتژی دشمنان در جنگ علیه امام زمان(ع)»، مجتبی الساده، (1387)، ترجمه سید شاهپور حسینی، ماهنامه موعود، ش 94.

2. «تهاجم یا تفاوت فرهنگی»، حسن بلخاری، (1378)، تهران، نشر حسن افرا.

3. «تاریخ عصر غیبت»، مسعود پورسید آقایی، (1380)، ج 29، تهران نشر مؤسّسه انتشارات حضور.

4. «بازی های رایانه ای از جنس آخر الزّمان»، مهدی حق وردی، (1387)، ماهنامه موعود عصر، شماره 87.

5. دایره المعارف بریتانیکا واژه مهدی و اسلام و زردتشت دایره المعارف دین و اخلاص واژه مهدی موسوعه المورد منیر بعلبکی.

6. اسماعیل شفیعی سروستانی، حسن بلخاری، علی کورانی، (1382)، «پیشگویی های آخرالزّمان» (مجموعه مقالات)، تهران: نشر موعود عصر.

7. «غرب و آخرالزّمان»، اسماعیل شفیعی سروستانی، (1390)، تهران: نشر هلال.

8. «آخرالزّمان در مذاهب غرب بریتانیکا»، مرتضی دهقان، (1379)، دکترین مهدویت.

9. «تصویر منجی در رسانه های غربی»، مجید شاه حسینی، (1384)، تهران: نشر موعود عصر.

10. «هالیوود و فرجام جهان»، سیدابوالحسن علوی طباطبایی، (1387)، تهران: نشر هلال.

11. «اسطوره های صهیونیستی سینما»، محمّدحسین فرج نژاد، (1387)، تهران: نشر هلال.

12. «نقش هالیوود دراسلام ستیزی»، علی قاسمی، (1390)، تهران: فصل نامه مطالعات سیاسی، سال چهارم، ش 17.

13. «صهیونیسم مسیحی و انگاره موعودگرایی»، محسن قنبری آلانق، (1388)، قم: نشر مؤسّسه آموزشی امام خمینی(ره).

14. «مسیح و فرجام جهان (مسیحیت سیاسی و اصول گرایی آمریکا)» رضا هلال، (1383)، ترجمه قیس زعفران، تهران: نشر هلال.

15. «پروتکل های دانشوران صهیون»، نویهض عجاج، (1381)، ترجمه حمیدرضا شیخی، مشهد: نشر آستان قدس.

16. «زرسالاران یهودی و پارسی استعمار بریتانیا و ایران»، عبدالله شهبازی، (1379)، ج3، تهران: انتشارات مؤسّسه مطالعات و پژوهش های سیاسی.

17. «مثلث مقدّس»، اسماعیل شفیعی سروستانی، (1388)، تهران: نشر هلال.

18. «غرب شناسی»، سیداحمد رهنمایی، (1382)، تهران: نشر صدف.

19. «مهدی آن گونه که غرب معرفی می کند»، زهیر دهقان آرانی، (1391)، قم: دو ماهنامه امان شماره 36.

20. «آخرالزّمان و آینده نگری سینمایی»، امین خندقی، (1391)، قم: انتشارات مؤسّسه فرهنگی ولاء منظر.

21. «مهدی انکاری انتظارستیزی»، محمّدصابر جعفری، (1381)، تهران: نشر انتظار موعود.

22. «اندیشه نوین اسلامی در رویارویی با استعمار غرب»، محمّد بهی، (1377)، مشهد: نشر آستان قدس رضوی.

23. «عملکرد صهیونیسم نسبت به جهان اسلام»، علی بناب، (1385)، قم: نشر مؤسّسه امام خمینی(ره).

24. «پیشگویی های نوسترآداموس»، شرف الدّین اعرجی، (1376)، ترجمه: یوسف عزیزی، تهران

شعر درباره امام زمان

خصوصیات جسمی،اخلاقی وکرامات امام زمان(ع)

 

در این مقاله به خصوصیات جسمی،اخلاقی وکرامات امام زمان(عج)می پردازیم:

الف) خصوصيات جسمى

1. سن و چهره
عمران پسر حصين مى‌گويد: به رسول خدا(ص) گفتم: اين مرد (مهدى) را برايم توصيف كن و شمّه‌اى از حالات او را بيان فرما. پيامبر(ص) فرمود: «او از فرزندان من است؛ اندامش چونان مردان بنى اسرائيل سخت و ستبر است؛ به هنگام سختى و گرفتارى امّت من قيام مى‌كند؛ رنگ چهره‌اش به عرب‌ها شباهت دارد؛ قيافه‌اش چون مرد چهل ساله مى‌نمايد؛ صورتش چون پاره ماه مى‌درخشد؛ زمين را پر از عدل و داد مى‌كند؛ آن‌گاه كه آكنده از ظلم و ستم شود. بيست سال زمام امور را در دست دارد و همه شهرهاى كفر، چون قسطنطنيه، روم و… را مى‌گشايد..».(1)
امام حسن مجتبى(ع) مى‌فرمايد: «… خداوند عمر حضرت مهدى(عج) را در روزگار غيبت طولانى مى‌گرداند. پس از آن با قدرت بى‌پايانش او را از چهره جوانى كم‌تر از چهل‌سال ظاهرمى‌كند».(2)
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «زمانى كه حضرت قائم(عج) ظهور مى‌كند، مردم او را انكارمى‌كنند و كسى بر او درنگ نمى‌كند؛ جز آنان كه خداوند در عالم ذر(3) از آنان پيمان گرفته است. آن حضرت در چهره جوانى كامل و موفّق - معتدل - ظاهر مى‌شود».(4)
اميرمؤمنان مى‌فرمايد: «هنگامى كه مهدى(عج) قيام مى‌كند، سن او بين سى تا چهل سال خواهد بود».(5)
مروى مى‌گويد: به امام رضا(ع) عرض كردم: نشانه و علامت قائم شما به هنگام قيام و ظهور چيست؟ امام فرمود: «نشانه‌اش اين كه سن حضرت زياد است؛ ولى از نظر چهره‌جوان مى‌نمايد؛ به گونه‌اى كه اگر كسى به او نظر كند، مى‌پندارد او در سن چهل‌سالگى يا كم‌تر است. نشانه ديگرش اين كه گذشت روزگار او را پير نمى‌كند تازمانى كه اجلش فرارسد».(6)
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «به‌طور حتم، ولىّ خدا صد و بيست سال همانند ابراهيم خليل عمر خواهد كرد و به چهره و رخسار جوانى كامل و سى ساله ظاهر خواهد شد».(7)
مرحوم مجلسى مى‌گويد: شايد مراد مدت حكومت و سلطنت حضرت باشد يا اين كه عمر حضرتش به همان مقدار بوده است؛ امّا خداوند آن را طولانى كرده است.
مراد از كلمه موفّق، معتدل بودن اعضاست و كنايه از اين كه در سنين متوسط و يا آخر سنين جوانى است.(8)
درباره سن حضرت به‌هنگام ظهور، اقوال ديگرى نيز هست. ارطات مى‌گويد: حضرت مهدى(عج) شصت ساله است.(9) ابن‌حمّاد مى‌گويد: حضرت مهدى(عج) هيجده ساله است.(10)

2. مشخصات بدنى
ابوبصير مى‌گويد: به امام صادق(ع) گفتم: از پدر شما شنيده‌ام كه امام زمان(عج) سينه‌اى گشاده و كتف‌هايى باز و عريض دارد. حضرت فرمود: «اى ابا محمد! پدرم زره پيامبر(ص) را پوشيد؛ ولى برايش بلند بود؛ به‌طورى كه بر زمين مى‌رسيد. من نيز آن را پوشيدم؛ ولى بر قامتم بلند بود؛ ولى آن زره بر قامت حضرت قائم چنان مناسب و اندازه است كه بر بدن رسول خدا(ص) اندازه بود و قسمت پايين آن زره كوتاه است؛ به‌طورى كه هر بيننده گمان مى‌كند اطراف آن را گره زده‌اند».(11)
ريان پسر صلت مى‌گويد: به امام رضا(ع) عرض كردم: آيا شما صاحب اين امر هستيد؟
فرمود: «من امام و صاحب امر هستم؛ ولى نه آن صاحب امرى كه زمين را از عدل و داد پرمى‌كند؛ آن‌گاه كه از ستم و بيداد پر شده باشد. چگونه مى‌توانم صاحب آن امر باشم، درحالى كه ناتوانى جسمى مرا مى‌بينى؟ حضرت قائم كسى است كه وقتى ظهور مى‌كند، در سن پيران است؛ ولى به نظر جوان مى‌آيد. اندامى قوى و تنومند دارد؛ به‌طورى كه اگر دست را به سوى بزرگ‌ترين درخت دراز كند، آن را از ريشه بيرون مى‌آورد و اگر ميان كوه‌ها فرياد برآورد، صخره‌ها مى‌شكند و از جا كنده مى‌شود. عصاى موسى و انگشتر سليمان همراه اوست».(12)

ب) كمالات اخلاقى

حضرت مهدى(عج) مانند پيشوايان معصوم ديگر داراى كمالات اخلاقى ويژه‌اى است. از آن‌جا كه معصومين(ع) انسان‌هاى كاملى هستند و از هر جهت اسوه و الگوى بشريت هستند، اخلاق نيكو را نيز در بالاترين حد دارا مى‌باشند.
حضرت رضا(ع) مى‌فرمايد: «مهدى(عج) داناترين، بردبارترين و پرهيزگارترين مردمان است. او از همه انسان‌ها بخشنده‌تر، شجاع‌تر و عابدتر است».(13)

1. ترس از خدا
كعب مى‌گويد: خشوع و ترس حضرت مهدى(عج) در برابر خداوند، مانند خشوع عقاب در برابر دو بالش است.(14) شايد مقصود كعب اين باشد كه هر چند عقاب پرنده‌اى قدرتمند است، امّا اين نيرو بستگى تمام به ميزان يارى بال‌هايش دارد؛ اگر بال‌ها لحظه‌اى او را يارى نكنند، از آسمان به زمين سقوط مى‌كند. حضرت مهدى نيز هر چند قدرتمندترين رهبران الهى است، ولى اين قدرت از ذات حق تعالى است. اگر خداوند، لحظه‌اى حضرتش را يارى نكند، توان ادامه فعّاليت را ندارد. از اين رو، حضرتش در برابر ذات الهى، كمال خشوع و خضوع و ترس را دارد.
طبق نقل ابن‌طاووس‌(15) خشوع حضرت در برابر خداوند به خشوع دو طرف انتهاى نيزه تشبيه شده است. سرعت عمل و دقت نشانه‌گيرى در كار نيزه بستگى به دو سر آن كه همانند دو بال هستند، دارد و اگر يك سرش كج باشد، نيزه به خطا مى‌رود.
شايد منظور اين است كه قدرت مهدى(عج) از خداوند است و بستگى تمام به يارى حق دارد.

2. زهد
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «چرا در ظهور حضرت مهدى تعجيل مى‌كنيد؟ خدا مى‌داند كه پوشاك او سخت و خشن، خوراكش نان جو و حكومتش، حكومت شمشير است و مرگ در سايه شمشير».(16)
عثمان بن حمّاد مى‌گويد: در مجلس امام صادق(ع) حاضر بودم كه شخصى به حضرتش عرض كرد: على بن ابى‌طالب لباسى سخت مى‌پوشيد كه ارزش آن چهار درهم بود؛ امّا شما لباس ارزشمندى بر تن داريد! حضرت در پاسخ فرمود: «على(ع)در زمانى آن لباس را مى‌پوشيد كه مورد انكار و اعتراض قرار نمى‌گرفت. بهترين لباس هر زمان، لباس مردم آن دوران است. هنگامى كه قائم ما قيام كند، نظير لباس على(ع) را مى‌پوشد و از سياست و خط مشى آن حضرت پيروى مى‌كند».(17)

ج) لباس

در روايات از لباس مخصوصى براى حضرت قائم(عج) به هنگام ظهور ياد شده است؛ گاهى از پيراهن رسول خدا(ص) سخن گفته شده و گاه از پيراهن يوسف(ع) به عنوان لباس حضرت به هنگام ظهور نام برده شده است.
يعقوب پسر شعيب مى‌گويد: امام صادق(ع) فرمود: «آيا نمى‌خواهى پيراهنى را كه حضرت قائم به هنگام ظهور، بر تن دارد به تو نشان دهم؟» عرض كردم: البته مايلم آن را ببينم. حضرت، صندوقچه‌اى را خواست و آن را گشود و از آن پيراهن كرباسى بيرون آورد و آن را باز كرد و در گوشه آستين چپ آن لكه خونى بود.
امام(ع) فرمود: «اين پيراهن پيامبر(ص) است و در روزى كه چهار دندان پيشين حضرت را (در جنگ احد) شكستند، آن را بر تن داشت و حضرت قائم(عج) در حالى كه اين پيراهن را بر تن دارد، قيام مى‌كند. من آن خون را بوسيدم و بر ديده خود نهادم. آن‌گاه حضرت لباس را پيچيده و برداشت».(18)
مفضل بن عمر مى‌گويد: امام صادق(ع) فرمود: «مى‌دانى پيراهن يوسف چه بود؟» گفتم: خير، فرمود: «چون براى ابراهيم(ع) آتش افروختند، جبرئيل براى او پيراهنى آورد و بر تن او پوشاند تا گرما و سرما به او آسيب نرساند و چون وفات او فرا رسيد، آن را در جلد دعايى نهاد و به بازوى فرزندش اسحاق آويخت. او نيز آن را به يعقوب داد. آن‌گاه كه يوسف متولد شد، يعقوب آن را در بازوى يوسف قرار داد. بر يوسف نيز حوادثى گذشت تا اين كه عزيز مصر شد. چون يوسف آن را در آن‌جا از جلد بيرون آورد، يعقوب(ع) بوى آن را شنيد و اين سخن خداوند در قرآن است كه در حكايت يوسف از قول يعقوب مى‌فرمايد: «و من بوى يوسف را استشمام مى‌كنم، اگر مرا به خطا نسبت ندهيد»(19) و آن همان پيراهنى است كه از بهشت فرود آمده است».
عرض كردم: قربانت گردم؛ آن پيراهن به دست چه كسى رسيده است؟ فرمود: «به دست اهل آن است؛ پيراهن همراه قائم ماست؛ آن‌گاه كه ظهور كند». سپس فرمود: «هر پيامبرى كه دانش يا چيز ديگرى را به ارث برده است، همه آنها به محمد(ص) رسيده است».(20)

د) اسلحه

رسول خدا(ص) به على(ع) فرمود: «هنگامى كه قائم ما قيام مى‌كند و زمانى كه مأموريت ظهورش فرا مى‌رسد، شمشيرى همراه دارد كه به وى ندا مى‌دهد: اى ولىّ خدا! قيام كن و دشمنان خود را بكش».(21)
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «حضرت مهدى(عج) به هنگام ظهور، پيراهن پيامبر(ص) را كه در جنگ احد پوشيده بود و عمامه و زره آن حضرت را كه بر قامت او آراسته است، مى‌پوشد و ذوالفقار (شمشير) پيامبر(ص) را در دست مى‌گيرد و شمشير مى‌كشد و در مدّت هشت ماه از كشته بى‌دينان، پشته‌ها مى‌سازد».(22)
جابر جعفى مى‌گويد، امام باقر(ع) فرمود: «امام مهدى(عج) از مكه بين ركن و مقام به همراه وزير و سى صد و اندى (سيزده) نفر از يارانش ظهور مى‌كند؛ در حالى كه عهد و دستور العمل پيامبر(ص) و پرچم و اسلحه آن حضرت با اوست. آن‌گاه ندا كننده‌اى از آسمان مكه به نام و ولايت حضرتش ندا مى‌دهد؛ به‌طورى كه تمامى اهل زمين آن نام را مى‌شنوند و اسم حضرت، اسم پيامبر(ص) است».(23)

ه ) چهره‌شناسى امام

يكى از ويژگى‌هاى حضرت مهدى(عج) اين است كه شخصيت درونى انسان‌ها را از چهره‌شان مى‌شناسد و افراد صالح را از ناصالح تشخيص مى‌دهد و مفسدان را با همان شناخت به سزاى اعمالشان مى‌رساند.
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «هنگامى كه حضرت قائم، قيام مى‌كند، احدى نمى‌ماند، مگر آن كه حضرت او را مى‌شناسد: كه فردى صالح و نيك است يا منحرف و فاسد».(24)
نيز مى‌فرمايد: «هنگامى كه قائم ما قيام كند، دشمنان ما را از چهره‌هاى‌شان مى‌شناسد. آن‌گاه آنان را از پيشانى (سر) و پاهاى‌شان مى‌گيرد (و دستگير مى‌كند) و خود با يارانش، آنان را با شمشير به قتل مى‌رسانند».(25)
هم‌چنين مى‌فرمايد: «هنگامى كه قائم آل محمد(ص) قيام كند، دوستانش را به كمك قدرت تشخيصى كه دارد، از دشمنانش مى‌شناسد».
معاويه دهنى مى‌گويد: امام صادق(ع) در رابطه با آيه مجرمين از چهره‌هاى‌شان شناخته مى‌شوند، آن‌گاه از سر و قدم‌هاى‌شان گرفته مى‌شوند،(26) فرمود: «اى معاويه! ديگران درباره آن چه مى‌گويند؟» عرض كردم: مى‌پندارند كه خداوند، روز قيامت، گناهكاران را از قيافه‌شان مى‌شناسند و از موهاى جلوى سر و پاهاى‌شان مى‌گيرند و آنان را در آتش مى‌اندازد. امام فرمود: «خداوند چه نيازى دارد كه مجرمان را از چهره‌شان بشناسد و حال آن كه آنان را آفريده است». عرض كردم: پس معناى آيه چيست؟ فرمود: «هنگامى كه حضرت قائم قيام كند، خداوند به او علم سيماشناسى عطا مى‌كند و حضرت دستور مى‌دهد، كافران را از سرو پا گرفته و با شمشير ضربات سختى بر آنان بزنند».(27)

و) كرامات

>در آخرالزمان هر چند مردم براى روى كارآمدن دولتى قدرتمند و در عين حال پشتيبان ستمديدگان، لحظه شمارى مى‌كنند، ولى به بسيارى از دولت‌هايى كه روى كار مى‌آيند، خوش‌در این مقاله با توجه به روایات شریفه به خصوصيات جسمى، اخلاقى و كرامات امام زمان(علیه السلام) می پردازیم:بين نيستند و سخن هر حزب و گروهى را نمى‌پذيرند و اصولاً كسى را قادر نمى‌دانند كه بتواند نظم را به جامعه جهانى بازگرداند و دنياى پرآشوب را سامان‌بخشد.
از اين رو، مدّعى بازگشت نظم به جامعه و گسترش امنيّت در جهان، بايد داراى توانى فوق توان ديگر انسان‌ها باشد و اثبات اين مطلب نياز به نشان دادن كرامات و كارهاى خارق العاده دارد و شايد براى اين است كه حضرت مهدى(عج) در آغاز ظهور، دست به يك سلسله كرامات و معجزات مى‌زند؛ به پرنده در حال پرواز اشاره مى‌كند و او فوراً فرودمى‌آيد و در دست حضرت قرار مى‌گيرد. چوب خشك را در زمين باير فرومى‌برد و آن چوب بى‌درنگ سبز مى‌شود و شاخ و برگ مى‌دهد.
با اين كارها به مردم ثابت مى‌شود كه سرو كار آنان با شخصيتى است كه آسمان و زمين به امر خداوند در اختيار و تحت فرمان اوست. اين كرامات نويدى براى مردمى است كه سال‌ها و بلكه قرن‌ها خود را زير فشار و قهر آسمان و زمين مى‌ديدند. مردمى كه از بالاى سر، مورد تهاجم هواپيماها و موشك‌ها قرار گرفته، ميليون‌ها قربانى داده‌اند و قدرتى را نمى‌يافتند كه مانع آن همه تجاوزات گردد؛ ولى اينك خود را در برابر شخصيتى مى‌بينند كه آسمان و زمين و آن چه در آنهاست در اختيار اويند.
مردمى كه تا ديروز، چنان در قحطى به سر مى‌بردند كه حتى براى تهيه نيازهاى اوّليه زندگى، رنج‌ها و مشكلاتى را متحمّل مى‌شدند و در اثر خشكسالى و كمبود زراعت، در محاصره اقتصادى شديدى قرار گرفته بودند، امروز در برابر شخصيتى قرار گرفته‌اند كه با اشاره‌اى زمين را سبز و خرّم مى‌كند و آب و باران را جارى مى‌سازد.
مردمى كه دچار بيمارى‌هاى بى‌درمان شده‌اند، با كسى رو به رو مى‌شوند كه حتى بيمارى‌هاى غير قابل درمان را نيز علاج مى‌كند و مردگان را زندگى مى‌بخشد. اين‌ها معجزات و كراماتى هستند كه حكايت از توانايى، صداقت و حق بودن گفته‌هاى اين رهبر آسمانى دارد. كوتاه سخن آن كه جهانيان باور مى‌كنند كه اين نويد دهنده با هيچ يك از مدّعيان پيشين شباهتى ندارد و او همان رهايى بخش واقعى و ذخيره الهى و مهدى موعود است.
كرامات مهدى(عج) گاهى براى رزمندگانش روى مى‌دهد كه بر ايمانشان مى‌افزايد و اعتقادشان را استوارتر مى‌گرداند و گاه براى دشمنان و يا ترديد كنندگان است كه سبب ايمان و اعتقاد آنان به حضرت مى‌شود.
اينك به بخشى از آن معجزات و كرامات اشاره مى‌كنيم:

1. سخن گفتن پرنده
اميرمؤمنان(ع) مى‌فرمايد: «حضرت مهدى(عج) در مسير حركت خود به يكى از سادات حسنى كه دوزاده هزار نفر رزمنده را به همراه دارد، برخورد مى‌كند؛ حسنى در مقام احتجاج برمى‌آيد و خود را سزاوارتر به رهبرى مى‌داند. حضرت در پاسخ او مى‌گويد: «من مهدى هستم». حسنى مى‌پرسد: آيا دليل و نشانه‌اى دارى تا با تو بيعت كنم؟ حضرت به پرنده‌اى كه در آسمان در حال پرواز است، اشاره مى‌كند و آن پرنده فرود مى‌آيد و در دستان حضرت قرار مى‌گيرد. آن‌گاه به قدرت خداوند لب به سخن مى‌گشايد و بر امامت حضرت مهدى(عج) گواهى مى‌دهد.
براى اطمينان بيشتر سيّد حسنى، امام(ع) چوب خشكى را به زمين فرو مى‌برد؛ آن چوب سبز مى‌شود و شاخ و برگ مى‌دهد. بار ديگر، پاره سنگى را از زمين بر مى‌دارد و با يك فشار آن را خرد كرده، همانند خمير نرم مى‌كند.
سيّد حسنى با ديدن آن كرامات به حضرت ايمان مى‌آورد. خود و همه نيروهايش تسليم امام(ع) مى‌شوند و حضرت او را به عنوان فرمانده نيروى خط مقدّم مى‌گمارد».(28)

2. جوشش آب و آذوقه از زمين
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «هنگامى كه امام(ع) در شهر مكه ظهور مى‌كند و قصد حركت به كوفه را دارد، به نيروهايش اعلام مى‌كند كه كسى آب و غذا و توشه راه با خود برندارد. حضرت(ع) سنگ موسى(ع) را كه به وسيله آن دوازده چشمه آب زلال از زمين جوشاند، همراه دارد. در مسير راه هر جا توقف مى‌كنند، آن سنگ را نصب مى‌كند و از زمين چشمه‌هاى آب مى‌جوشد. هر كس گرسنه باشد با نوشيدن آن سير مى‌گردد و هر كس تشنه باشد، سيراب مى‌شود.
تهيه آذوقه و آب بين راه سپاهيان به همين ترتيب است تا هنگامى كه به شهر نجف برسند؛ در آن‌جا با نصب آن سنگ، براى هميشه از زمين آب و شير مى‌جوشد كه گرسنه و تشنه‌اى را سير مى‌كند».(29)
امام باقر(ع) مى‌فرمايد: «هنگامى كه حضرت قائم(ع) ظهور مى‌كند، پرچم پيامبر(ص) و انگشتر سليمان و سنگ و عصاى موسى همراه او خواهد بود. پس به امر حضرت در بين سپاهيان اعلام مى‌شود كه كسى زاد و توشه براى خود و علوفه براى چهارپايان بر ندارد. برخى از همراهان مى‌گويند: او مى‌خواهد ما را به هلاكت بيندازد و مركب‌هاى مان را از گرسنگى و تشنگى نابود كند. اصحاب با حضرت حركت مى‌كنند. به اوّلين جايى كه مى‌رسند، حضرت سنگ را بر زمين مى‌كوبد و آب و غذا براى نيروها و علوفه براى حيوانات بيرون مى‌آيد و از آن استفاده مى‌كنند تا به شهر نجف مى‌رسند».(30)

3. طىّ الارض و نداشتن سايه
امام رضا(ع) مى‌فرمايد: «هنگامى كه حضرت مهدى(عج) ظهور مى‌كند، زمين از نور خداوند روشن مى‌شود و زمين زيرپاى مهدى به سرعت حركت مى‌كند (و او با سرعت، مسيرها را مى‌پيمايد) و اوست كه سايه نخواهد داشت».(31)

4. وسيله انتقال
امام باقر(ع) به‌شخصى به‌نام سوره فرمود: «ذوالقرنين مخيّر گرديد كه يكى از دوابرسخت و رام را برگزيند. او ابر رام برگزيد و ابر سخت براى حضرت صاحب(ع) ذخيره شد».
سوره پرسيد: ابر سخت چيست؟ حضرت فرمود: «ابرهايى كه در آن رعد و برق و آذرخش و صاعقه باشد. هرگاه ابرى چنين بود، صاحب شما بر آن سوار است. بى‌شك او سوار بر ابر مى‌شود و با آن به سوى آسمان بالا مى‌رود و آسمان‌ها و زمين‌هاى هفت گانه را مى‌پيمايد؛ همان زمين‌هايى كه پنج عدد آن مسكونى و دو تاى ديگر ويران است».(32)
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «خداوند، ذوالقرنين را در انتخاب بين دو ابر سخت و رام مخيّر كرد. او ابر رام را برگزيد و آن ابرى است كه در آن رعد و برق وجود نداشت و اگر ابر سخت را برمى گزيد، اجازه استفاده از آن را نداشت؛ زيرا خداوند، ابر سخت را براى حضرت قائم(عج) ذخيره كرده است».(33)

5. كُندى حركت زمان
امام باقر(ع) مى‌فرمايد: «چون امام زمان(ع) ظهور كند، به سوى كوفه حركت مى‌نمايد. در آن‌جا هفت سال حكومت مى‌كند كه هر سال آن برابر ده سال از ساليان شماست. پس از آن، خداوند هر چه اراده كند، انجام مى‌دهد». گفته شد چگونه سال‌ها طولانى مى‌شود؟ امام فرمود: «خداوند به منظومه (و فرشته اداره كننده آن) دستور مى‌دهد كه از سرعت خود بكاهد. از اين رو، روزها و سال‌ها طولانى مى‌شود».
گفته شد: مى‌گويند اگر كم‌ترين تغييرى در حركت آنها پديد آيد، آنها به هم مى‌ريزند و فاسد مى‌شوند. امام فرمود: «اين سخن افراد مادّى گرا و كافر به خداست؛ ولى مسلمانان (كه عقيده به خداوند گرداننده آنها دارند) چنين سخنى را نمى‌توانند بگويند».(34)

6. قدرت تكبير
كعب درباره گشودن شهر قسطنطنيه به دست مهدى(عج) مى‌گويد: حضرت، پرچم را به زمين فرو مى‌برد و به سوى آب مى‌رود تا براى نماز صبح وضو بگيرد؛ آب از حضرت دور مى‌شود. امام(ع) پرچم را بر مى‌دارد و به دنبال آب حركت مى‌كند تا آن كه از آن ناحيه مى‌گذرد. آن‌گاه پرچم را در زمين فرو مى‌برد و سپاهيان را فرا مى‌خواند و مى‌فرمايد: «اى‌مردم! خداوند دريا را براى شما شكافت؛ هم‌چنان‌كه آن را براى بنى اسرائيل شكافت». پس سپاهيان از دريا مى‌گذرند و رو به روى شهر قسطنطنيه قرار مى‌گيرند. سپاهيان نداى تكبير سر مى‌دهند و ديوارهاى شهر به لرزه درمى‌آيد.
بار ديگر تكبير مى‌گويند و دوباره ديوارها مى‌لرزد. بار سوم كه صدا به تكبير بلند مى‌كنند، ديوارهايى كه ميان دوازده بُرج مراقبت هستند، فرو مى‌ريزند.(35)
رسول خدا(ص) مى‌فرمايد: «… حضرت مهدى(عج) جلوى قسطنطنيه فرود مى‌آيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد. حضرت هفت تكبير مى‌گويد و ديوارها فرو مى‌ريزد و با كشتن تعداد بسيارى از روميان، آن‌جا به تصرف حضرت مهدى(عج) در مى‌آيد و گروهى نيز به اسلام رو مى‌آورند».(36)
اميرمؤمنان(ع) در اين زمينه مى‌فرمايد: «… سپس حضرت مهدى و يارانش به حركت خود ادامه مى‌دهند و بر هيچ دژى از دژهاى روميان نمى‌گذرند، مگر آن كه با گفتن «لا إله إلّا اللَّه» ديوارهاى آن فرو مى‌ريزد تا آن كه در نزديكى شهر قسطنطنيه فرود مى‌آيند. در آن جا چند تكبير مى‌گويند و ناگهان خليجى كه در مجاورت آن شهر است، خشك مى‌شود و آب‌هايش در زمين فرو مى‌رود و ديوارهاى شهر نيز فرو مى‌ريزد. از آن‌جا به سوى شهر روميه حركت مى‌كنند و چون به آن‌جا مى‌رسند، مسلمانان سه تكبير مى‌گويند و شهر چون رمل و شن نرم - كه در برابر تند بادها قرار گرفته باشد - از هم مى‌پاشد».(37)
نيز آن حضرت مى‌فرمايد: «… مهدى(عج) به پيش روى خود ادامه مى‌دهد تا اين كه به يكى از شهرهاى مشرف به دريا مى‌رسد. لشكريان حضرت تكبير سر مى‌دهند و در پى آن ديوارهاى شهر از هم گسيخته شده، فرو مى‌ريزند».(38)

7. عبور از آب
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «پدرم فرمود: هنگامى كه حضرت قائم قيام كند … سپاهيانى را به شهر قسطنطنيه مى‌فرستد. آن‌گاه كه به خليج برسند، جمله‌اى بر روى پاهاى خود مى‌نويسند و از روى آب مى‌گذرند. روميان چون اين معجزه و عظمت را مى‌بينند، به‌يك‌ديگر مى‌گويند: وقتى سپاهيان امام زمان اين‌چنين باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود! از اين رو، درها را بر روى آنان مى‌گشايند و سپاهيان حضرت وارد شهر شده، در آن‌جا فرمانروايى مى‌كنند».(39)

8. شفاى بيماران
اميرمؤمنان(ع) مى‌فرمايد: «… حضرت مهدى(عج) پرچم‌ها را به اهتزاز درمى آورد و معجزات خود را آشكار مى‌كند و به اذن خداوند چيزهايى را از نيستى به‌وجود مى‌آورد. بيماران دچار پيسى و خوره را شفا مى‌دهد و مردگان را زنده، و زندگان‌را مى‌ميراند».(40)

9. عصاى موسى در دست
امام باقر(ع) مى‌فرمايد: «عصاى موسى متعلّق به آدم بوده است كه به شعيب (پيامبر) رسيده و پس از او به موسى بن عمران داده شده است. آن عصا نزد ماست و به تازگى كه من آن را ديدم، هنوز سبز بود؛ مانند روزى كه از درخت جدايش كردند. چون از آن عصا سؤال شود، سخن مى‌گويد و آن براى قائم ما آماده است و آن چه موسى با آن كرد، حضرت قائم نيز با آن انجام مى‌دهد و هر چه بدان عصا دستور داده شود، انجام مى‌دهد و هرجا افكنده شود، جادوها را مى‌بلعد».(41)

10. نداى ابر
امام صادق(ع) مى‌فرمايد: «… حضرت مهدى(عج) در آخر الزمان ظهور مى‌كند. بر سر آن حضرت ابرى در حركت است و هرجا برود، آن ابر نيز مى‌رود تا حضرت را از تابش خورشيد حفظ كند و با صدايى رسا و آشكار، ندا مى‌دهد، اين مهدى است».(42)
سرانجام طبق فرموده امام صادق(ع): «هيچ معجزه‌اى از معجزات پيامبران و اوصيا نمى‌ماند، مگر آن كه خداوند عزّوجلّ آن را به دست قائم ما انجام مى‌دهد تا حجّت بر دشمنان تمام گردد».(43)

پي نوشت : 

1. ابن‌طاووس، ملاحم، ص‌142.
2. كمال الدين، ج‌1، ص‌315؛ كفاية الاثر، ص‌224؛ اعلام الورى، ص‌401؛ الاحتجاج، ص‌289.
3. عالم ذر - عالم پيش از آفرينش انسان‌ها بر روى زمين است كه خداوند در آن عالم، از انسان‌ها درباره پروردگارى خودش اقرار گرفت؛ (وإذا أخَذَ ربُّكَ مِنْ بَنى آدَمَ من ظُهُورهِمْ ذريَّتهُمْ و أشْهَدهُمْ عَلى أنفُسهِمْ ألسْتُ بربِّكُم قالُوا بَلى‌شَهِدنا أنْ تَقُولوا يَوْم القيمَة إنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلينَ؛ اى رسول ما به ياد آ ور هنگامى كه خداى تو از پشت فرزندان آدم، ذريّه آنان را برگرفت و آنان را بر خود گواه ساخت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه گفتند: بلى ما به خدايى تو گواهى‌مى‌دهيم.) برخى مفسران گفته‌اند: مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در عالم روح وگواهى آنان به توحيد خدا و پروردگارى او در عالم ملك و ملكوت تا آن كه ديگر نگويند ما از اين واقعه (قيامت يا يكتايى خدا) غافل بوديم؛ اعراف(7) آيه 172.
4. نعمانى، غيبة، ص‌188؛ عقد الدرر، ص‌41؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌287؛ ينابيع المودّه، ص‌492.
5. احقاق الحق، ج‌19، ص‌654.
6. كمال الدين، ج‌2، ص‌652؛ اعلام الورى، ص‌435؛ خرائج، ج‌3، ص‌1170.
7. بحارالانوار، ج‌52، ص‌283.
8. بحارالانوار، ج‌52، ص‌283.
9. ملاحم، ابن‌طاووس، ص‌73؛ كنز العمّال، ج‌14، ص‌586.
10. ابن‌حمّاد، فتن، ص‌102.
11. بصائر الدرجات، ج‌4، ص‌188؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌440 و 520؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌319.
12. كمال الدين، ج‌2، ص‌48؛ اعلام الورى، ص‌407؛ كشف الغمّه، ج‌3، ص‌314؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌322؛ وافى، ج‌2، ص‌113؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌478.
13. ينابيع المودّه، ص‌401؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌537؛ احقاق الحق، ج‌13، ص‌367.
14. ابن‌حمّاد، فتن، ص‌100؛ عقد الدرر، ص‌158؛ ابن‌طاووس، ملاحم، ص‌73؛ متقى هندى، برهان، ص‌101.
15. ابن‌طاووس، ملاحم، ص‌73.
16. نعمانى، غيبة، ص‌233 و 234، با كمى تفاوت؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌354.
17. كافى، ج‌6، ص‌444؛ بحارالانوار، ج‌41، ص‌159، و ج‌47، ص‌55.
18. نعمانى، غيبة، ص‌243؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌542؛ حلية الابرار، ج‌2، ص‌575؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌355.
19. يوسف (12) آيه 94.
20. كافى، ج‌1، ص‌232؛ كمال الدين، ج‌2، ص‌674؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌327.
21. كفاية الاثر، ص‌263؛ بحارالانوار، ج‌36، ص‌409؛ عوالم، ج‌15، بخش‌3، ص‌269؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌563.
22. نعمانى، غيبة، ص‌308؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌223؛ ر. ك: ارشاد، ص‌275.
23. الاصول الستة عشر، ص‌79؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌588؛ بحارالانوار، ج‌26، ص‌209؛ مستدرك الوسائل، ج‌11، ص‌38.
24. كمال الدين، ج‌2، ص‌671؛ خرائج، ج‌2، ص‌930؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌493؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌58 و ج‌52، ص‌389.
25. احقاق الحق، ج‌13، ص‌357؛ ر. ك: نعمانى، غيبة، ص‌242؛ كمال الدين، ج‌2، ص‌366؛ ارشاد، ج‌5، 36؛ اعلام الورى، ص‌433؛ كشف الغمّه، ج‌3، ص‌256.
26. (يُعْرَفُ المُجرمونَ بِسيماهُمْ فَيْؤخَذُ بِالنَّواصى والأقْدامِ؛ (آن روز) بدكاران به سيماى‌شان شناخته مى‌شوند. پس موى پيشانى آنان با پاهاى‌شان بگيرند)؛ الرحمن (55) آيه 41.
27. اختصاص، ص‌304؛ نعمانى، غيبة، ص‌128؛ بصائر الدرجات، ص‌356؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌321؛ الشيعة و الرجعه، ج‌1، ص‌431؛ المحجة، ص‌217؛ ينابيع المودّه، ص‌429.
28. عقدالدرر، ص‌97، 138، 139؛ القول المختصر، ص‌19؛ الشيعة و الرجعه، ج‌1، ص‌158.
29. بصائر الدرجات، ص‌188؛ كافى، ج‌1، ص‌231؛ نعمانى، غيبة، ص‌238؛ خرائج، ج‌2، ص‌690؛ نورالثقلين، ج‌1، ص‌84؛ بحارالانوار، ج‌13، ص‌185 و ج‌52، ص‌324.
30. كمال الدين، ص‌670؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌351؛ وافى، ج‌2، ص‌112.
31. كمال الدين، ص‌372؛ كفاية الاثر، ص‌323؛ اعلام الورى، ص‌408؛ كشف الغمّه، ج‌3، ص‌314؛ فرائد السمطين، ج‌2، ص‌336؛ ينابيع المودّه، ص‌489؛ نورالثقلين، ج‌4، ص‌47؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌157؛ ر. ك: كفاية الاثر، ص‌324؛ احتجاج، ج‌2، ص‌449؛ اعلام الورى، ص‌409؛ خرائج، ج‌3، ص‌1171؛ مستدرك الوسائل، ج‌2، ص‌33.
32. مفيد، اختصاص، ص‌199؛ بصائر الدرجات، ص‌409؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌321.
33. اختصاص، ص‌326؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌312؛ غاية المرام، ص‌77.
34. مفيد، ارشاد، ص‌365؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌337؛ الشيعة و الرجعه، ج‌1، ص‌400.
35. عقد الدرر، ص‌138.
36. العلل المتناهيه، ج‌2، ص‌855؛ عقد الدرر، ص‌180.
37. عقد الدرر، ص‌139.
38. الشيعة و الرجعه، ج‌1، ص‌161.
39. نعمانى، غيبة، ص‌159؛ دلائل الامامه، ص‌249؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌573؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌365.
40. الشيعة و الرجعه، ج‌1، ص‌169.
41. كمال الدين، ج‌2، ص‌673؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌318، 351؛ كافى، ج‌1، ص‌232.
42. تاريخ مواليد الائمه، ص‌200؛ كشف الغمّه، ج‌3، ص‌265؛ صراط المستقيم، ج‌2، ص‌260؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌240؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌615؛ نورى، كشف الاستار، ص‌69.
43. خاتون آبادى، اربعين، ص‌67؛ اثبات الهداة، ج‌3، ص‌700.
منبع: چشم اندازى به حكومت حضرت مهدى (علیه السلام)