نظم و حسابرسى در امور در نهج البلاغه

نظم و حسابرسى در امور

بى گمان نظم در كارها و برنامه ريزى دقيق مبتنى بر زمان بندى حساب شده، براى رسيدگى و انجام امور، سودمندى هاى فراوانى دارد كه به پيشرفت فرد و اجتماع مدد مى رساند. نظم، از هدر رفتن وقت و از بين رفتن نيروها و امكانات آدمى جلوگيرى مى كند. شخص منظم مى تواند در سايه نظم در زندگى به تمامى تعهدها و پيمان هاى خود به موقع وفا كند. اشخاص منظم در هر كجا كه باشند موجب خير و بركت و اعتماد و تسكين خاطر مردمى هستند كه با وى سر و كار دارند. رعايت نظم از موضوع هاى اساسى در سامان دهى كارها به شمار مى آيد. امام على عليه السلام در حالى كه فرق سرش شكافته و از درد ناشى از آن در بستر افتاده ۱- «كُونا لِلظَّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنا. » نهج البلاغة، نامه ۴۷. بود و به هنگام آخرين وصيت هاى خويش پس از توصيه به تقواى الهى، نظم در كارها را متذكر شد كه در خود نكته‌ها نهفته دارد. امام فرمود: «شما امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و همه فرزندانم و كسانم و آنان را كه وصيت و نامه من به آنان مى رسد به ترس از خدا و نظم و آراستن در كارها سفارش مى كنم. »  با اين همه در اين كه چرا مسلمانان و شيعيان آن حضرت با نظم بيگانگى دارند و كشورهاى بيگانه از دين اين مقدار به رعايت آن پرداخته اند، جاى تأمل بسيار دارد. امام مى فرمود: «بندگان خدا خودتان را ارزش سنجى كنيد قبل از آن كه شما را بسنجند و خويشتن را حسابرسى نماييد قبل از آن كه به حسابتان برسند. » 

منبع:نهج البلاغه جوان - محمد بیستونی - صفحه۴۲

آفرینش جانوران در نهج البلاغه

 

آفرينش جانوران

حضرت در آفرينش جانوران نيز در پى نشان دادن دست تواناى خالق متعال و هدايت بشر به سوى پروردگار جهانيان است. حضرت در بيانى فرمود: «منزه است خداوندى كه پاها و ابزارهاى حركت مورچه و پشه هاى ريز تا جانوران بزرگ تر همانند نهنگ‌ها و فيل‌ها را در جاى مناسب جسم شان قرار داد و آنان را برپاى نگاه داشت. » «… آيا به خردترين چيزى كه خداوند آفريده نمى نگرند كه چه سان آفرينش او را ۱- «وَ اعْلَمُوا عِبادَاللّه ِ اَنَّهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثا…. » نهج البلاغة، خطبه ۱۶۵. استوار داشته و تركيب آن را برقرار؟ آن را شنوايى و بينايى بخشيده و برايش استخوان و پوست آفريده، بنگريد به مورچه و خردى جثه آن و لطافتش در برون و نهان… دانه را به لانه خود برد و در گرما براى سرماى خود فراهم آورد… اگر كه انديشه ات را به كار اندازى، دلايل روشن جز اين نخواهند گفت كه آفريدگار مورچه، همان آفريدگار درخت تنومند خرماست…. » 

منبع:نهج البلاغه جوان -محمد بیستونی - صفحه۱۴

شهادت امام باقر(ع)


شهادت امام باقر علیه السلام

امام باقر علیه السلام بوسیله ی هشام بن عبدالملک به سال ۱۱۴ به شهادت رسیدند، آن حضرت در شامگاه وفات خود به امام صادق علیه السلام فرمود: من امشب جهان را وداع خواهم گفت. هم اکنون پدرم را دیدم که شربتی گوارا نزد من آودر و نوشیدم و مرا به سرای جاوید و دیدار حق بشارت داد. پس از شهادت آن حضرت بدن مطهر آن حضرت را در قبرستان بقیع کنار آرامگاه امام حسن علیه السلام و امام سجاد علیه السلام به خاک سپردند.

منبع:بر امام باقر علیه السلام چه گذشت ؟ - محمدحسن موسوی کاشانی.

اخلاق امام باقر(ع)

اخلاق امام باقر

مردي از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه ي امام بسيار مي‌آمد و به آن گرامي مي‌گفت: «… در روي زمين بغض و كينه ي كسي را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده‌ام آنست كه اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمني با توست، اگر مي‌بيني به خانه ي تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردي سخنور و اديب و خوش بيان هستي! » در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مي‌فرمود و به نرمي سخن مي‌گفت. چندي بر نيامد كه شامي بيمار شد و مرگ را رويا روي خويش ديد و از زندگي نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون در گذرد ابو جعفر«امام باقر»
بر او نماز گزارد. شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصي او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب [۱] نشسته است، و آن گرامي همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مي‌پرداخت. عرض كرد: آن مرد شامي به ديگر سراي شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد. فرمود: او نمرده است… شتاب مكنيد تا من بيايم. پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه ي شامي آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را بر نشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتي طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاي سرد به او بدهند و خود بازگشت. ديري بر نيامد كه شامي شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهي مي‌دهم كه تو حجت خدا بر مردماني… » [2]. «محمد بن منكدر»- از صوفيان آن روزگار- مي‌گويد: در روز بسيار گرمي از مدينه بيرون رفتم، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين را ديدم-همراه با دو تن از غلامانشان- يا دو تن از دوستانش - از سركشي به مزرعه ي خويش باز مي‌گردد با خود گفتم: مردي از بزرگان قريش در چنين وقتي در پي دنياست! بايد او را پند دهم. نزديك آمدم و سلام كردم، امام در حالي كه عرق
از سر و رويش مي‌ريخت با تندي پاسخم داد. گفتم: خدا ترا به سلامت بدارد آيا شخصيتي چون شما در اين هنگام و با اين حال در پي دنيا مي‌رود! اگر در اين حالت مرگ در رسد چه مي‌كني؟ فرمود به خدا سوگند اگر مرگ در رسد در حال اطاعت خداوند خواهم بود زيرا من بدينوسيله خود را از تو و ديگر مردمان بي نياز مي‌سازم، از مرگ در آن حالت بيمناكم كه سرگرم گناهي باشم. گفتم: رحمت خدا بر تو باد، مي‌پنداشتم كه شما را پند مي‌دهم اما تو مرا پند دادي و آگاه ساختي [3].

پی نوشتها:

[۱] تعقيب: دعاها و ذكرهايي است كه بدون فاصله پس از نماز مي‌خوانند.

[۲] امالي شيخ طوسي ص ۲۶۱ چاپ
سنگي با اختصار.

[۳] ارشاد مفيد چاپ آخوندي ص ۲۴۷.

منبع:سیره عملی امام باقر ( علیه السلام ) - علی نظری منفرد- صفحه۴

خوراکی های مفید برای درمان وسواس

وسواس

۱- «سس» داراي عوامل مسهلي، صمغي، مازويي بوده و خاكستر آن داراي فسفر و پتاسيم زياد است و جهت وسواس مفيد مي‌باشد.

۲- «پنير» تازه كه آب آن را هنوز نگرفته و در اصطلاح پنيرسازان دلمه ناميده مي‌شود علاج وسواس است.

۳- «گشنيز» مقوي مغز و قلب مي‌باشد و براي وسواس مفيد است.

۴- عرق «گل گاوزبان» جهت وسواس مفيد است.

۵- مداومت در خوردن «اسطوخودوس» وسواس را از بين مي‌برد.

۶- پخته «كدو» با «تمر هندي» و «شكر» جهت وسواس مفيد مي‌باشد.

۷- شربتي كه با شكوفه گياه «پنبه» بسازيد براي درمان وسواس مفيد است.

۸- «هليله ها» براي وسواس سود فراوان دارند.

۹- «گل قند» جهت اشخاص گرم مزاج، جوانان و جلوگيري از وسواس جنون سودمند است.

۱۰- «مرباي پوست هندوانه» با «عسل» يا شكر براي وسواس نافع است.

۱۱- «دارچين» براي وسواس مفيد است.

منبع:فرهنگ درمان طبیعی بیماریها - علیرضا صدری - صفحه۱۴۵.