خواص انار از نظر پیشوایان دین و علم


انار

انار بخورید، زیرا انار برای آدم گرسنه غذایی کافی و برای آدم سیر میوه ای است گوارا.

امام صادق (ع):
یکصد و بیست نوع (اشاره به گوناگونی و زیاد بودن انواع) میوه هست که سرور و بهترین آن‌ها انار است.

امام صادق (ع):
میوه ای در روی زمین محبوبتر از انار نزد پیغمبر (ص) نبود.

امام باقر و امام صادق (ع):
هر کس در حال گرسنگی (و ناشتا) انار بخورد تا چهل روز قلب او روشن می‌ماند

امام صادق (ع):

انار را با پیه آن (پوست نازکی که میان دانه‌ها قرار دارد) بخورید زیرا معده را دباغی و ذهن را زیاد می‌کند.

امام صادق (ع):
انار ملس (ترش و شیرین) برای معده بهتر است.

امام صادق (ع):
خوردن انار شیرین، آب (نطفه) مرد را زیاد و فرزند را نیکو می‌سازد.

حضرت رضا (ع):
دود ساقه درخت انار، حشرات را از بین می‌برد.

امام موسی کاظم (ع):
از گرددانه انار برای بند آمدن خون قاعدگی استفاده می‌شود، التیام دهنده زخم‌های نیز هست. آب انار بسیار مفرح و مدر است. در بیماری‌های مجاری ادرار، و در موارد عدم ترشح کافی مجاری صفراوی بسیار مفید است. پوست ریشه آن نیز به واسطه داشتن ماده ای به نام پل له تیرین peiietierine یک ضد کرم بسیار قوی است.

پس از مصرف پوست ریشه انار، کرم کدو و انگل‌های دیگر بی حس و بی حرکت شده با مصرف مسهل به سهولت دفع می‌شوند. برای استفاده از پوست ریشه انار می‌توان از روش زیر استفاده کرد:
حدود ۸۰ گرم پوست خشک شده انار را مدت ۲۴ ساعت در مقدار دو لیوان آب بخیسانید و سپس آن را حرارت بدهید تا حجم آن به لیوان کاهش یابد. مایع حاصل باید در دو تا سه نوبت مصرف شود. در بعضی موارد بعد از مصرف جوشانده ریشه انار، عوارضی نظیر تهوع، سرگیجه، اسهال و دل پیچه دیه شده است.
در انار مقدار زیادی ویتامین‌های C. B. B. B PP موجود است.

منبع:خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها از نظر پیشوایان دین و علم / محمدتقی حکیم .

غذا را نیکو بجو...


غذا را نیکو بجو

«دهان، گمرک خانه معده شماست؛ و در این جا است که مامورین گارد سر حدی هر غذائی را تفتیش می‌کنند، اخلال گران را توقیف می‌کنند و به زندان می‌فرستند، و واردین را راهنمایی می‌نمایند.
برای آنکه از خوردن غذا بیشتر لذت ببرند، تا می‌توانید لقمه را در دهان معطل کنید یعنی خوب آن را بجوید و با آب دهان مخلوط کرده و با تانی فرو برید. اگر لا بلای لقمه شما سمی باشد یا غذای ناسازگاری وجود داشته باشد فورا مامورین گارد سر حدی به سلطان غدد که در مغز قرار دارد اطلاع می‌دهند او فورا دستورات لازم را به سایر غدد برای دفع شر آن خواهد داد.
غذای نجویده زحمت معده را زیاد می‌کند و غدد هاضمه را خسته و ضعیف می‌سازد و گفته کسانی که پیری را از فرسودگی غدد می‌دانند جامع عمل می‌پوشاند. در اینجا است که معده، متعفن می‌شود و میکروب‌های گندزا که عامل دیگر پیری می‌باشند میدان برای خود نمایی پیدا می‌نمایند. عیب دیگر غذای نجویده این است که مقداری از مواد نشاسته ای مستحیل وارد معده می‌شوند و به جای هضم، با زحمت دفع می‌گردند. و از غذا حداکثر استفاده را نمی توان برد» (1)
بعضی از دانشجویان یا کارگران به
واسطه اشتغالات زیاد، فرصت بیشتری برای جویدن خوب ندارند و ممکن است همه غذا خوردن آنان بیش از پنج دقیقه طول نکشد، آنها خیال می‌کنند با این تند خوری وقت گرانبهای خود را از دست نداده و به شکم پرستی نپرداخته اند در صورتیکه با این کار علاوه بر ضربه ای که به سلامتی خود زده اند به یقین می‌توان گفت که از عمر طولانی و وقت عزیز خود کاسته اند امام ششم (ع) می‌فرمودند:
اطیلوا الجلوس الموائد فانها ساعة لا تحسب من اعمارکم (2)
«غذا خوردن را طولانی کنید (آهسته آهسته و خوب بجوید) زیرا لحظات آن از عمرهای شما بحساب نمی آید»
این سخن کوتاه با یک محاسبه دقیق، مطالب ارزنده بهداشتی را به ما آموخته است.
در این روایت آنات جویدن غذا را جزء عمر ما به حساب نیاورده است:
دلیلش هم این است که وقتی ما در غذا خوردن عجله نکنیم و خوب غذا را جویده و نرم نمائیم فشار زیاد به معده و سایر دستگاه‌های گوارشی وارد نمی شود. در نتیجه هاضمه، سالم و قوی می‌ماند. هاضمه سالم باعث عمر طولانی توام با نشاط بیشتر و نیروی کاملتر است روی این حساب اگر یک کارگر به جای ۵ دقیقه، بیست دقیقه از وقت خود را صرف خوردن غذا بکند پانزده دقیقه وقت اضافی مصرف کرده ولی در مقابل این پانزده دقیقه به اندازه ۴۵ دقیقه بر عمرش افزوده شده زیرا دستگاه گوارش او ضربه ندیده و به آسانی به کار خود ادامه داده است، و اگر ما برای ۱۵ دقیقه در هر وعده غذا خوردن، ۴۵ دقیقه عمر اضافه تصور نمائیم به این نتیجه می‌رسیم:
بهر مقدار که برای غذا خوردن طول
داده شود از عمر به حساب نیامده است.

پی نوشتها:

1 - اسرار خوراکیها ص ۱۷۵ 

2- سفینة البحار ج ۱ ص ۲۷

منبع:اسلام پزشک بی دارو- احمد امین شیرازی - صفحه۲۲۵.

ویژگی‌های مؤمن در نهج البلاغه

ويژگي‌هاي مومن از گفته ي امام (ع) قرار مي‌دهيم:

«المومن بشره في وجهه و حزنه في قلبه. اوسع شي ء صدرا و اذل شي ء نفسا. يكره الرفعه و يشنوا السمعه. طويل غمه، بعيد همه. كثير صمته، مشغول وقته. شكور، صبور. مغمور بفكرته، ضنين بخلته، سهل الخليقه، لين العريكه. نفسه اصلب من الصلد و هو اذل من العبد. »  شادي مومن در رخسار اوست و اندوه او در دلش. سينه ي او از هرچه فراخ تر است، و نفس او از همه چيز خوارتر. برتري جستن را دوست نمي دارد و به نيكي شهره شدن را دشمن مي‌دارد. غم او دراز است و همتش بر جهان فراز.

خاموشي او بسيار است و وقتش گرفتار. بسي سپاسگزار است و در برابر پيشامدها پايدار. فرورفته در انديشه ي خويش است. و بخيل از گفتن نياز و وضع پريش. آرام خوي است و نرم رفتار. نفس او از سنگ خارا سخت تر است و خود او از بنده خوارتر. نه صفت دوگانه كه برخي ضد يكديگر و برخي در راستاي هم هستند و اين صفات هيجده گانه، تصوير زيبايي است از يك مومن كه آيينه ي تمام نماي اخلاق اسلامي است. اين‌ها همه ي صفات يك مومن نيست و نيز اين صفات اختصاص به مومن ندارد. شخص پرواپيشه نيز، چنان كه در پيش از اين گفته شد، صفاتي دارد كه صفات مومن نيز بخشي از آن است. خداي بزرگ به ما توفيق دهد كه در رفتار و گفتار و انديشه، خود را به همه ي اين صفات بياراييم!

منبع:آموزش نهج البلاغه - محمدمهدی جعفری

زمان مناسب برای دعا کردن



زمان مناسب براى دعا

«قالَ سَوْفَ اَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبّى اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ! »
«به زودى از پروردگارم برايتان آمرزش خواهم خواست كه او آمرزگار و رحيم است! » (۹۸ / يوسف)
حضرت يعقوب عليه السلام در آيه فوق فرمود: به زودى برايتان استغفار مى كنم، و استغفار جهت فرزندان را تأخير انداخت.
در بعضى از اخبار آمده كه تأخير انداخت تا وقتى كه دعا مستجاب مى شود.

در «كافى» از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود:
«رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده بهترين وقتى كه مى توانيد در آن وقت دعا كنيد و از خدا حاجت بطلبيد وقت سحر است، آنگاه، اين آيه را تلاوت فرمود كه يعقوب به فرزندان خود گفت: به زودى برايتان استغفار
مى كنم، و منظورش اين بود كه در وقت سحر طلب مغفرت كند. »
در «درّالمنثور» از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده اندكه شخصى ازآن جناب پرسيد چرا يعقوب استغفار را تأخير انداخت؟ فرمود: «تأخير انداخت تا هنگام سحر فرارسد، چون دعاى سحر مستجاب است. »
در برخى روايات ذكر شده كه استغفار را تأخير انداخت تا شب جمعه فرا رسد.(1)

پی نوشت:

۱- الميزان ج ۲۲، ص ۱۱۳.

منبع:دعاها و ارزوهای انسان از دیدگاه قران و حدیث - دکتر محمد بیستونی - صفحه۵۱

سیره اولیاء دین درباره نماز جمعه

 

سیره اولیاء دین

روش رسول خدا صلی الله علیه وآله و پیشوایان معصوم درباره نماز جمعه، بیانگر اهمیّت آن و ضرورت اهتمام به این فریضه است.

در روایت است که علی علیه السلام فرمود: روز پنجشنبه، دوا (های ضعیف کننده) نخورید، پرسیدند: چرا؟ فرمود: برای آنکه شمارا از حضور در نماز جمعه باز ندارد.

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «وَ کانَ اَصحابُ النّبیِ یَتَجَهّزُونَ لِلْجُمْعةِ یومَ الخَمیسِ، لِضیقِ الْوَقتِ» یاران پیامبر، آن روز پنجشنبه برای جمعه آماده می‌شدند، چرا که جمعه (بخاطر کارهایی که دارد) وقت تنگ است.

امیرالمؤمنین علیه السلام زندانیان و متّهمان پرونده‌های بدهکاری، تهمت و… را برای نماز جمعه بیرون می‌آورد، تا در نماز جمعه حضور داشته باشند، و اولیاء آنان ضمانت می‌کردند که برگردند. فاسقان زندانی را هم برای شرکت در نماز جمعه، بیرون می‌فرستاد، با کنترل و مراقبت. [۱]
علی علیه السلام به عنوان بزرگداشت نماز جمعه و تعظیم این شعائر، پابرهنه برای نماز جمعه حاضر می‌شد و کفشها را در دست چپ می‌گرفت و می‌فرمود: این نماز، جایگاه خاصّ الهی است، و این کار را از روی تواضع در برابر خداوند انجام می‌داد. [۲]
با این حساب، اهمیّت این فریضه آشکار می‌شود و مسلمانان متعهّد نباید از حضور در این صحنه سیاسی عبادی غفلت ورزند.
امام امّت فرموده است:
نمازجمعه، که نمایشی از قدرت سیاسی واجتماعی اسلام است، باید هر چه با شکوهتر و پر محتواتر اقامه شود… ملّت عظیم و عزیز، با شرکت خود، باید این سنگر اسلامی را هر چه عظیمتر و بلند پایه تر، حفظ نماید، تا به برکت آن، توطئه‌های خائنان و دسیسه‌های مفسدان خنثی شود. [۳]

پی نوشتها:

[۱]: مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۲۷.

[۲]: بحارالانوار، ج ۸۶، ص ۲۵۵.

[۳]:صحیفه نور، سخنان مورخه ۲۱/۶/۵۸.

منبع:پرتوی از اسرار نماز - محسن قرائتی - صفحه ۱۱۹.