قیام امام حسین(ع)


قيام امام حسين

امام حسين (ع) و برادر بزرگ ترش امام حسن (ع)، به مدّت پنج سال در دامان حضرت رسول اكرم (ص) و دختر ايشان پرورش يافتد. پس از مرگ اين دو حضرت علي (ع)، با توجّه و مراقبت از اين دو چنان كرد كه هر دو الگوي رفتاري اسلامي شدند. امام حسين (ع) انديشمندي والا، اهل عمل و سازنده بود. او شناخت عميقي از قرآن و سنّت حضرت رسول اكرم (ص) و جانشينان او داشت. هيچ كس نمي توانست در شخصيت والاي امام (ع) تناقضي ببيند. آن حضرت در زهد همتا نداشت. او شخصيتي بي نظير و تجسّم عيني يك مسلمان واقعي و معتقد بود. امام حسين (ع) خالصانه معتقد بود كه كتاب خدا و رسالت پيامبر تنها راه نجات، رضايت، صلح و پيشرفت بشري است. براي ايشان قابل تحمّل نبود كه در حكومت اسلامي مردي منحرف و بي تعهد، از بالاترين قدرت برخوردار باشد. امام تأكيد مي‌فرمود كه برخورداري از يك شخصيت اخلاقي نيكو به تنهايي براي يك دولتمرد در مقام خلافت كافي نيست، بلكه خليفه
مي بايست مروّج حق باشد و حكومت را بپذيرد و با مسئوليت كامل انجام وظيفه كند. امام (ع) دريافت كه حكمران جديد مردي است كه از تربيت صحيح - كه از نشانه‌هاي حكم رانان مردمي است - بهره اي نبرده و اعمال او موجب خفّت اسلام است. امام با حمايت از اصلاحات و قيامي مؤثر، حكم ران جديد را به مبارزه فرا خواند. با اين هدف بي درنگ به دعوت مردم كوفه و عراق پاسخ مثبت داد. در اين جا مي‌بايست تأمل كرد و به تصميم امام حسين (ع) انديشيد. برخي از نويسندگان قيام امام حسين (ع) يك «خليفه مقبول» را نوعي بي سياستي مي‌دانند و معتقدند كه مقابله با قدرت امويان بدون آمادگي كافي يك اشتباه بوده است. به نظر آنها اين عمل بيشتر «جاه طلبانه» بوده است تا عاقلانه. آنان معتقدند كه امام بسان دولتمردان عمل نكرده و نگرش ايشان نسبت به اين قضيه عاقلانه نبوده است. بنا به گفته خود يزيد، امام حسين (ع) آن آيه قرآن كريم را از ياد برده بود كه مي‌فرمايد: «خداوند كه مالك همه چيز است قدرت را به هر آن كس كه بخواهد مي‌بخشد و از هر كه بخواهد دريغ مي‌كند، مقصود يزيد آن بود كه خداوند اراده كرده بود كه او (يزيد) رهبر حكومت اسلامي باشد. پاسخ اين است: اسلام و واقع گرايي اي كه اسلام منادي آن است اين دستاويزها را نمي پذيرد. آنان واقع بين نمي تواند بفهمد كه اين مكتب به اصطلاح پيشرفته فكري نوظهور در تاريخ اسلام به چه دليل امام حسين (ع) را مسئول اين واقعه شوم قلمداد مي‌كند و چگونه عمل يزيد را توجيه مي‌كند. آيا منظور اين افراد آن است كه تمامي قيام، تفكر و عمل امام حسين (ع)، در آن برهه حساس تاريخي سياسي اسلام اشتباه محض بوده است؟ آيا قيام عليه حاكمي كه جلوسش بر تخت از پيش و به نحو مشكوكي تعيين شده بود بي سياستي بود؟ اگر حب ّ قدرت انگيزه قيام امام بود، آن حضرت ابتدا كساني راگرد خود جمع مي‌كرد كه از نظر عقيدتي موافق او بودند. امام حسين (ع) مشاهده كرد كه بخشي از جامعه مسلمانان در شمال زير نظر حكومتي اداره مي‌شد كه آشكارا تعاليم وسنّت حضرت پيامبر (ص) را نفي مي‌كرد، آيا اعتراض و مبارزه عليه چنين حكومتي، عاقلانه و شايسته يك دولتمرد نبود؟ مردم متّقي و صلح دوست را با اعمال شريرانه و به زور ارعاب وادار به بيعت كرده بودند. آيا امام (ع) نبايد به مسئولان هشدار مي‌داد؟ امام پيش بيني كرد كه اگر ايمان به قدرت حياتي و ويژگي اسلام نابود شود، نسل‌هاي آينده نخواهند توانست تصور كنند كه اسلام اوّليه چه بوده و چگونه نظامي داشته است. آيا اين پيش بيني درست نبود؟ و بالا´خره تمسّك يزيد به قرآن مجيد براي توجيه رفتارش نسبت به خاندان بني فاطمه و حاميان آنها حركتي سياست مدارانه بود تا كينه و عناد او را پنهان كند. ظاهراً هنگامي كه سر سيد الشهداء را به يزيد نشان دادند، او آيه: (قل اللهم ّ مالك ِ المُلك.. ) را خوانده است. كنايه از آن كه امام حسين (ع) اين مسئله را «ناديده» گرفته است كه خداوند مالك كاينات است و قدرت را به هر كه بخواهد واگذار مي‌كند. امّا يزيدخود از همان آغاز حكومت با مخالفت، اعتقاد به عظمت پروردگار را زيرپا گذاشته بود و تنها معتقد به يك چيز بود و آن اين كه وي برگزيده پروردگار است. امام حسين (ع) بارها به او و ديگران يادآور شده بود كه اصول قرآن بايد در تمام شؤون زندگي اعمال شود، نه فقط در بخشي از آن. يزيد آشكارا در گمراهي بود. پيوندهاي امام حسين (ع) با حضرت محمّد (ص)، وارستگي شخصي او شناخت اصول اسلام و خود وجود او در اوج وقايع هراس انگيز دمشق سبب شد كه آن حضرت براي نجات كشتي جامعه و حكومت كه درحال غرق شدن بود، مسئولانه اقدام كند.

منبع:در افاق حماسه عاشورا - سعید خود محمدی خیرآبادی - صفحه۶

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.