موضوع: "عفاف وحجاب"

حدیث پیامبر درباره زنان بی حجاب

وای بر احوال بعضی‌ها...

جایگاه عقلی پوشش «چادر»

جایگاه عقلی پوشش «چادر»

یکی از مباحث بسیار مهمّ که در استنباط احکام شرعی کاربرد قابل توجّهی دارد بحث مفسده و یا مصلحت است. طبق این اصل، هر چند که ممکن است یک امری در زمان صدر اسلام واجب نشده باشد ولی اگر ترک آن در زمانی به مفسده و یا مفاسدی بینجامد ومخصوصاً اگر به فساد جوامع اسلامی و یا انحراف آنان از سایر ارزشهای اسلامی ختم گردد آن امر مهمّ بر مسلمانان واجب خواهد شد؛ و یا بر عکس، اگر چه ممکن است یک عملی فی نفسه حرام نباشد ولی اگر ارتکاب آن و یا ترویج آن در جامعه اسلامی موجب مفسده و یا مفاسدی شود آن امر مورد اشکال خواهد بود.
و امّا آنچه مسلّم است و احدی را یارای انکار آن نیست این است که در جامعه اسلامی ما ایران درست پس از آنکه برخی از روشنکفرمآبان بیمار چهره این حجاب کامل اسلامی را در بین بانوان ایرانی در هم شکستند و با انواع مغالطات و شبهه‌ها این سنّت تقریباً واحد و ملّی و شرعی را تضعیف نمودند انحراف از سایر ارزشهای حجاب و عفّت اسلامی هم که اغلب مُهر وجوب خورده اند به دنبال آن در جامعه تضعیف و بلکه برخی از آنها بکلّی تعطیل شدند و گویا این پوشش مقدّس بمنزله محور و شاخص بسیار مهمّ در حجاب و عفّت اسلامی بود که عدول از آن موجب افزایش روز افزون بی حجابی و بی عفّتی و یا بدحجابی در ایران و حتّی بسیاری از کشورهای مسلمان دیگر گشت.
این حقیقت همانگونه که گفته شد با اندک نظاره ای بر تاریخ معاصر ایران و برخی دیگر از کشورهای همداستان، بر هیچ عاقل منصفی قابل انکار نخواهد بود.
ابتدا در جامعه اسلامی ما چادر از آن جایگاهی که داشت فرود آمد، با آنکه اکثریّت مردم ایران آن را برای زنان مسلمان واجب می‌دانستند و حتّی با آن همه زور و قدرتی که رضاشاه بر علیه آن به کار بست بانوان اکثراً از این حجاب دست برنداشتند، ولی متأسّفانه آنها پس از مدّتی فریب یک عدّة افکار وسیاستهای بیمار را خورده و از این آرمان بلند فاطمی روز به روز فاصله گرفتند. ابتدا چادها کنار گذاشته شد و سپس مانتوهای جایگزین شده روز به روز تنگتر و کوتاهتر شدند تا اینکه امروز دیگر نمی توان بر آنها اسم مانتو نهاد، بلکه بلوز و شلوار و یا کت و شلواری بیش نیستند، و یا روز به روز روسریها رنگارنگتر و نازکتر شده و موهای سر را از جلو و عقب بیشتر نشان دادند، و یا شلوارها روز به روز غربی تر، جذّاب تر و تنگتر شدند، و همچنین سایر انحرافات که همگی با از بین رفتن جایگاه چادر در ایران روز به روز سرعت زیادتری به خود گرفتند.
و حتّی امروزه متأسّفانه در برخی از شهرهای بزرگ ایران برخی از دختران و زنان ایرانی شروع به کوتاه نمودن شلوارهای خود نموده اند و روز به روز شلوارها از ساق پا بالاتر رفته و کوتاه می‌شوند و معلوم نیست تا چند سال دیگر چه سرنوشتی در انتظار بانوان ایرانی و به دنبال آن جامعه اسلامی ایران باشد. فلذا آنچه مهمّ است اینکه علاوه بر مصالح گفته شده در خصوص پوشش چادر، مفسده‌های ناشی از ترک چادر و یا تضعیف آن از ناحیه برخی از نهادها، بر احدی پوشیده نیست، و به همین دلیل التزام به این نوع از پوشش و ترویج آن به عنوان یکی از سیاستهای مهمّ جوامع اسلامی بر مردم و دولتهای اسلامی واجب است.
منبع:حجاب برتر (بررسی جایگاه چادر در حجاب اسلامی) - حمید احمدی جلفایی - صفحه ۹۷

فلسفه چادرپوشی در قرآن کریم



فلسفه چادرپوشی در قرآن کریم

اغلب مفسّرین شیعه و بسیاری از مفسّرین اهل سنّت، در ذیل عبارت «ذلِکَ أَدْنی أَن یُعْرَفْنَ فَلایُؤْذَیْنَ» به نکته بسیار جالبی اشاره کرده اند که به نظر می‌رسد که این خود یکی از فلسفه‌های بسیار مهمّ توصیه به پوشش لباس سرتاسری و یا چادر برای زنان در قرآن محسوب شود.
در این آیه شریفه، پس از آنکه خداوند متعال، زنان مسلمان را در جامعه امر به پوشیدن جلباب و یا جمع نمودن گوشه‌های آن می‌کند، در ادامه می‌فرماید: «ذلِکَ أَدْنی أَن یُعْرَفْنَ فَلایُؤْذَیْنَ»؛ یعنی: «چون این کار (یعنی پوشش چادر و یا نزدیک کردن گوشه‌های آن در صورت) بهتر است برای خود زنان مسلمان، تا اینکه آنها در جامعه شناخته شوند و اذیّت نشوند».
حال در اینکه آیا منظور از «شناخته شدن» در این آیه شریفه چیست، بسیاری از مفسّرین مشهور، همچون مفسّر قمی و مرحوم علّامه طباطبایی و بسیاری از مفسّرین و محقّقین دیگر می‌گویند: «أی یُعرفن بالستر و العصمة» یا «بالتقوی و العفاف» و از این قبیل تعبیرات.
یعنی: چون در این صورت، زنان مسلمان، در جامعه اهل تقوا و عصمت شناخته می‌شوند و در نتیجه مزاحمان و نامحرمان هوسباز دیگر در آنها طمع نمی کنند و مزاحم آنها نمی شوند.
و این استفاده، با شأن نزول اوّلی که ذکر شد بسیار مطابقت دارد، و سخن ساده و کم ثمره ای هم نیست؛ و با اندکی تأمّل در آن مشخّص می‌شود که چه حرف بلند و سرنوشت سازی در اصلاح جوامع مسلمین و امنیّت اجتماعی نوامیس آنها است.
چرا که معمولاً در جوامع مختلف دیده شده و حتّی کارشناسان غربی هم اذعان داشته اند که تا مزاحمان خیابانی و یا مردان هرزه و هوسباز آثار تمایل و خودنمایی از ناحیه زن نامحرم احساس نکنند، (اگر چه ممکن است در برخی شرایط خاصّ کسانی آنقدر مریض باشند که در این صورت هم به اجبار دست به فساد بزنند ولی) غالباً تمایلی به مزاحمت بیش از حدّ در مردان ایجاد نمی شود و در برخی از کشورها همچون کشور ما اصلاً مرد جرأت مزاحمت و طعنه زدن و یا متلک گفتن و یا فراتر از آن را پیدا نمی کند، فلذا این زن است که همیشه قدم اوّل را در ایجاد مفسده، با پوشش جذّاب و حرکات محرّک خود بر می‌دارد و مرد نامحرم را به سوی خود جلب می‌کند.
مثلاً در کشور ما، زنی که چادر به سرکرده و خوب صورت و لباسهای دیگرش را زیر چادر خود پوشانده است، واقعاً بعید است در داخل جامعه، در کوچه و خیابان، مزاحمین هوسران به او طعنه بزنند و یا متلک بگویند و یا مزاحمش شوند، مگر در شرایط بسیار خلوت و یا ناامن که محلّ بحث نیستند. فلذا می‌فرماید: برای ریشه کن نمودن فساد جنسی در جوامع، از تأثیر گذارترین مهره ای که می‌توان از آن استفاده نمود، و مخصوصا مسئولین تأثیرگذار ما باید از آن استفاده کنند، تشویق و ترویج فرهنگ واقعی حجاب و عفّت در میان زنان
جامعه است.

منبع:حجاب برتر (بررسی جایگاه چادر در حجاب اسلامی) - حمید احمدی جلفایی- صفحه ۹۱

دور شدن جوانان از تهاجم فرهنگی


راه مقابله با تهاجم فرهنگي، نخست مقاومت فرهنگي به منظور بي اثر كردن كار دشمن و به زانو در آوردن مهاجم است تا به فرار ذليلانه مجبور گردد. سپس بايد از يك سو به تعقيب دشمن فراري پرداخت و با شوكهاي فرهنگي، علمي، تبليغاتي و سياسي، زمينه فروپاشي قدرتش را فراهم ساخت؛ از سويي ديگر به خانه تكاني افكار و پاك نمودن دلها از رسوبات فرهنگ بيگانه و جايگزين كردن فرهنگي ديني و ملّي اقدام نمود. رمز موفقيت در مقاومت فرهنگي، شناخت فرهنگي خودي و پديدههاي اصولي آن و عملياتي كردن آن است. روشهاي مقاومت فرهنگي روشهاي تربيتي اسلام كه موجب پرورش انسان آگاه، مؤمن و متعادل مي شوند، هم چنين تمامي شيوه هايي كه سبب سالم سازي و پايداري جامعه اسلامي مي گردند، در زمره روشهاي مقاومت فرهنگي محسوب مي شوند. مصون سازي، بهترين شيوه مقابله با تهاجم فرهنگي در تهاجم فرهنگي، عقايد و اخلاق ملت، به خصوص نسل جوان آن مورد هجوم قرار مي گيرد در برنامه ريزي مقاومت فرهنگي براي مقابله با هجوم بيگانگان بايد به دنبال مصون سازي جوانان و دانشآموزان در برابر تهاجمات بود. مصون سازي وابسته به خود آگاهي است. جمع آوري آنتنهاي ماهوارهاي، فيلمها و نوارهاي مبتذل و سيار مظاهر فساد امري لازم است كه از طرف مسئولان بايد دنبال شود، امّا كافي نيست. بايد گيرندههاي دروني و فكري ضعيف را جمع آوري نمود و به جاي آن گيرندههاي قوي و فكري مقابلهگر و مهاجم دشمن شناس و دشمن ستيز نصب كرد. بنياديترين روش مقاومت فرهنگي بنياديترين روش مقاومت فرهنگي، گسترش شناخت معارف اسلامي و تعميق باورهاي اصيل مذهبي است. فرد خداشناس و خداباور به خود آگاهي و خود باوري مي رسد. چنين فردي مفتون و مرعوب فرهنگ الحادي و هوس گرايانه بيگانه نميشود. ساير راه كارهاي مقابله با هجوم فرهنگي بيگانگان پناه بردن به قرآن و آشنايي با معاني و پيامهاي آن، تمسك به ولايت ائمه(ع) و برقراري ارتباط روحي و معنوي با آنان از راه آشنايي با روايات و احاديث و زيارت و توسل به آنان، آشنا شدن باتجلي دين و دين باوري در صحنههاي مختلف انقلاب اسلامي به ويژه صحنههاي جاويدان هشت سال دفاع مقدس، و مطالعه خاطرات رزمندگان و ايثارگران و آزادگان، مطالعه وصيت نامه شهدا، و بالاخره خلوت كردن با خدا و راز و نياز با او و در نظر آوردن خداوند در همه احوال از جمله عواملي است كه دين و باورهاي ديني را در درون انسان نهادينه ميكنند و جوان را به خودآگاهي و خود باوري مي رسانند. انسان خودآگاهي كه تواناييهاي ذاتي و مفاخر ديني و ملّي خويش را باور دارد و از اعتماد به نفس برخوردار است، نه تنها در برابر پيامهاي مهاجمان تسليم نميشود، بلكه آن پيامها را عليه آنان به كار مي گيرد. آگاه كردن مردم از اهداف فرهنگ سازان غربي و استفاده از شيوههاي تهاجمي مانند فيلم و كتاب و رمان، نيز توليد فكر و انديشه و حضور فعال در عرصه فرهنگ و هنر، هم چنين رفع بيكاري و فقر و اشتغال به كارهاي مفيد و مناسب و بسط عدالت اجتماعي از شيوههاي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمنان است. 

منبع:دفتر تبليغات اسلامي

بهترین راه مبارزه با تهاجم فرهنگی


بهترین راه مبارزه با تهاجم فرهنگی چیست؟ 

تهاجم فرهنگي از سه محور حركت خويش را سامان داده و شروع به تخريب مي كند: 1. بينش ها و باورها. 2. ارزش ها و گرايش ها. 3. رفتارها و كردارها. در مورد اوّل مثلا مي گويند معنويات، خيالات است. معاد و وحي و روح تجربي نيستند! در مورد دوّم مي گويند; ارزش ها و وسيله با خود ما آدم ها تعيين مي شوند و اعتباراتي بيش نيستند و مي توانند تغيير كنند. در مورد سوّم نيز اعمال اسلامي را با تمسخر و يا روشهاي ديگر كم رنگ مي كنند و هويّت ملّي و ديني را نابود كرده و مدها و روش هاي متروك را زنده مي كنند. در اينجا دو راهكار داريم: 1. راهكار ريشه اي. 2. راهكار سطحي. راهكار سطحي همانا تحريك احساسات و عواطف و روش هاي تكراري و كهنه است امّا راهكار ريشه اي همانا ترويج ارزش هاست با هر وسيله، با گفتگو، تبليغ فيلم، هنر. كه در چند محور خلاصه مي شود: 1. آگاه نمودن مردم از اهداف فرهنگ سازان غربي. 2. هجوم فرهنگي بر ضدّ فرهنگ غرب. ـ6ـ 3. ترويج ارزش هاي معنوي. 4. آگاهي بر مواضع كار و به كارگيري زبان مناسب. يعني فرق دبستان، با دبيرستان و دانشگاه برايمان روشن باشد و مناسبت را رعايت كنيم. 5. تكيه بر منابع اصيل ديني قرآن و سيره اهل بيت((عليهم السلام)).
تهاجم فرهنگی و راههای جلوگیری آن و مصادیق تهاجم فرهنگی
 تهاجم فرهنگي، غدة چركيني است كه پيكرة جامعة اسلامي را تهديد ميكند. استكبار جهاني و دشمنان اسلام بخوبي دريافتهاند كه براي دستيابي به منابع ملي مسلمين و از بين بردن فرهنگ مذهبي و به استضعاف كشيدن كشورها، بايد به تهاجم فرهنگي غرب در درون كالبد جوامع اسلامي پرداخت . بر اين اساس استكبار بعد از شكستهاي پي در پي در زمينههاي سياسي و نظامي، با استفاده از رسانههاي عمومي، ماهواره، مطبوعات ، عناصر نفوذي و روشنفكران وابسته و … به القاي فرهنگ غربي پرداخته است . عوامل مؤثر در تهاجم فرهنگي عبارتند از: 1 ـ ضعف آگاهي افراد از معارف غني اسلام2 ـ ضعف ايمان كه مهمترين عامل نفوذ فرهنگ اجنبي است. زيرا دين بينش فرد و طرز تفكر اوست، هر اندازه كه پايههاي اعتقادي فرد سست تر باشد، احتمال خطا و تأثيرپذيري از ساير عقايد و فرهنگها بيشتر خواهد شد.از اين رو زماني تهاجم فرهنگي در عمل موفق تر است كه جامعه داراي ضعف ايمان و عقيده باشد و بر عكس اگر جامعه از بعد ايمان و عقيده محكم باشد، هر قدر هم كه تهاجم فرهنگي قوي باشد هيچ گونه اثري نخواهد پذيرفت. حضرت علي (7) در نهجالبلاغه خطبه 57 ميفرمايند:بندگان خدا! بدانيد كه تقوي حصار بلند و غير قابل تسلط است و بيتقوايي و هرزگي حصار و بارويي پست است كه حافظ ساكنان خود نيست و آن كس را كه به آن پناه برد، حفظ نميكند.همانابا نيروي تقوي نيش گزنده خطاكاريها بريده ميشود. مقام معظم رهبري، اين كار را به شبيخون فرهنگي و گاهي به غارت فرهنگي تعبير كردهاند. حال ما وظيفه داريم، با هوشياري تمام، اوضاع و احوال را بخوبي بشناسيم و با استعانت از خداي متعال و ائمه اطهار(:) به قدر وسع و توانايي ، با آن مقابله كنيم. اما حل مشكل جوانان: راه حل اساسي اين است كه جوانان عزيز بايد با استفاده از فطرت خدادادي و زمينه هاي مناسب فعلي كه به بركت جمهوري اسلامي راه براي تحقيق و مطالعه باز است ; در بازسازي اعتقادي و استدلالي كردن باورها بكوشند تا فكر و دل آنها با باورهاي ديني آرام گيرد و طوفان تهاجم بر آنها تأثير نگذارد. 

منابع:

جامعة الزهراء

تبيان

چرا زنان باید حجاب و پوشش داشته باشند؟


​اصولاً چرا زنان باید حجاب یا پوشش داشته باشند ؟ آیا خداوند با زنان نامحرم است که زنان وقت نماز خواندن باید حجاب داشته باشند ؟ 

« حجاب »علاوه برآنكه دستور صريح قرآن كريم است ( آيات 29 و 30 سوره نور ) براي نايل آمدن يك فرد مسلمان به لوازم ايمان امري ضروري است . حجاب علاوه براينكه فرد راازنفوذ وتسلط شيطان درامان نگه مي دارد . درسالم سازي يك جامعه نقش كليدي دارد . بايد توجه كرد كه ازديدگاه قرآن ، حجاب منحصر به زنان ويا پوشيدن چادر نيست ، بلكه مردان وزنان مأمور به رعايت حجاب ( به معني پوشش لازم برنگاه ومواضع بدن خويش براي دورماندن ودور نگهاشتن از گناه ) اند وچشم ها نيز مانند بدن بايد فرو افتاده ومحجبه باشد واز نگاههاي مسموم وآلوده پرهيز شود . حجاب نتايج و پيام هاي فراواني دارد كه برخي ازآنها به قرار زير است :

 1-رعايت كننده حجاب ، بندگي خدا مي كند نه اطاعت از هواها ونيازها ي نفساني وشيطاني 

2-حجاب جامعه را ( مرد وزن ) از آلوده شدن دور مي كند 

3-افراد جامعه به مسائل ونيازهاي اساسي مي پردازند وازانحراف افكار وتوجه ها پرهيز مي شود .

 4-امنيت رواني ورفتاري فرد محجبه درمجامع عمومي تأمين مي شود 

5- ميل افراد شرور ومعصيت كار رادرترويج گناه كنترل مي كند وباعث ترس ودوري آنها از ارتكاب بر معصيت مي شود 

6- به رشد وشكوفايي يك جامعه توأم باامنيت وآرامش مورد نياز آن ، كمك مي كند 

7- حضور بي دغدغه فرد محجبه رادرانجام رسالت اجتماعي خويش ممكن مي كند

8-از پاشيدگي وتزلزل زندگي هاي شكل گرفته افراد جلوگيري مي كند

 9-قلب ها وروحهاي آدم ها از توجه به معصيت دور نگهداشته موجب انتقال توجه ها به خدا مي شود و000 ازجمله آثار حجاب ايجاد « خضوع وخشوع » و «بندگي » درفرد است ونماز كه جايگاه لازمي براي بندگي است با حجاب تزيين مي شود . علاوه براين چگونه مي توان به محضر خدا حاضر شد وباوي به عبادت ونجوا ومناجات پرداخت ، درحاليكه حكم اورارعايت نكرده باشيم آيا « بصير » بودن خداوند بر« انسانها»جواز آن مي شود كه آدمها « عريان » با شند چون حجابي براي خداوند وجود ندارد واوبا هيچكس نامحرم نيست !

منبع :پاسخگوئي به سؤالات ديني آستان قدس رضوي

علت بی حجابی افراد جامعه


در این مطلب علت بی حجابی افراد جامعه باتوجه به بالابودن فرهنگ ما بالاخص با بالارفتن سطح علم و دانش در جامعه بررسی میکنیم. 

عوامل متعددي مي تواند منجر به اين پديده غير اخلاقي گردد كه در اينجا به اختصار ما آنها را به دو گروه عوامل دورني وبيروني تقسيم مي نماييم ودرمورد هريك به اختصار توضيح مي دهيم . يكي از عوامل مهم در بي حجابي افراد جامعه عدم معرفت ديني است چه اينكه بدحجابي تعبير كنيم بهتر است از اصطلاح بي حجابي . از اين جهت كه علي رغم آنچه ادعا مي شود سطح علم ودانش در جامعه بالا رفته ، بايد اذعان كرد كه آنچه به عنوان علم نمود پيدا كرده يك سري دانشهاو اطلاعاتي است كه هيچ گاه جاي معرفت ديني را نمي گيرد وعلم نمايي بيش نيست وحتي در همين جامعه ديني ما كه حداقل يك ربع قرن بعد از انقلاب تبليغ شده است هنوز عده اي از محرمات ومحرم نامحرم ها را به درستي نمي دانند وبرخي از امور را كه جزء محرمات است همچون دست دادن با برخي از اقوام نامحرم ، حضور عاري از حجاب در محافل يكديگر و000 برآنها مكشوف ومعلوم نيست وحتي برخي توصيه ها و تذكرها را دراين خصوص فقط امر حكومتي مي دانند واز اين كه بي حجابي وبدحجابي يك حرام الهي است بي خبرند. عامل دوم را مي توان در برخي افراد جستجو كرد ، عده اي از افراد بااينكه مي دانند برخي از حضورها ونمايشها خود در محضر ديگران حرام است اما غفلت نموده وسهل انگاري مي كنند وگهگاه ديده ميشود كه با وضعي نامناسب در مجامع و محافل حضور پيدا مي كنند كه البته اين خود به عوامل ديگري همچون خلاءهاي دروني افراد برمي گردد. كمبودهاي عاطفي در خردسالي وحتي بزرگسالي ، هويت وشخصيت انسان را به شدت كاهش مي دهد آنگاه نبود ايمان واعتقاد كافي وكمبودهاي عاطفي و دروني كه تحت عوامل مختلف گريبانگير يك زن شود ، سعي مي كند براي جبران آن خلاء به شيوه هاي گوناگوني از جمله توجه ديگران به خود و نماياندن خود به ديگران روي مي آورد. عامل چهارمي كه مي تواند درافزايش بدحجابي مؤثر باشد بعد رواني زنهاست كه اساساً سعي در زينت و زيور و اراستگي دارند واين توجه به خود در پيرايش و آرايش هنگامي كه مانعي همچون ايمان واعتقاد نباشد يا ضعيف باشد نتيجه اش آن مي شود كه با چهره هاي جذاب و جلب كننده درمحافل واجتماع ظاهر گردند تا آن تمايل دروني خويش را ارضاء نمايند. از جمله عوامل گسترش اين پديده ضد اخلاقي از تلاش مستمر ، آگاهانه و روافزون استعمار در زدودن پوشش اسلامي نبايد غافل بود . يكي از عوامل مهم جلوگيري از فساد و شيوع آن در سطح جامعه از بين بردن مظاهر شهوت ، لذت راني ومحرك شهوت است . استعمارگران خارجي وايادي داخلي آنها براي اينكه بتوانند در جوامع اسلامي با گسترش فساد جوانان و زنان ومردان به كامجويي وهوسراني مشغول كنند، تمام تلاش خود را براي كشاندن زنان نيمه عريان وبزك كرده و آرايش هاي غليظ و دلربا انجام مي دهند وحتي برداشته شدن هر چادر از سر زن ايراني ومسلمان را يك سنگر مهم در راستاي اهداف شوم خود مي دانند . حجاب يك اصل اجتماعي است ومصونيتي براي زنان از دست اهريمنان است و استعمار در جهت زدودن اين دژ مستحكم از هيچ كوششي فروگذار نكرده وبلكه بودجه هاي سرسام آوري را كه از طرق مختلف هزينه مي شود صرف اين راه مي كند . مسأله كشف حجاب در دوره رضاخان نمونه ي اين تلاشهاست. دگرگوني ارزشها عامل ديگري در راستاي ترويج بي حجابي وبدحجابي است كوشش پي گير استعمار وايادي فرنگي مآبش سعي در نمايش چهره اي خشن ، بيسواد ، كهنه پرست از يك زن محجبه دارد . آنان براي اينكه بتوانند ارزش يك زن محجبه را در اسلام فروريزند وحجاب كه نشانه اقتدار شخصيت يك زن مسلمان است را بريزند از راههاي گوناگون به هجو وتمسخر چنين شخصيتي مي پردازند و آنگاه كه موفق شوند يك ارزش را به ضدارزش تبديل كنند وآنرا به مردم الغا نمايند به آرزوي خود در فتح يك سنگر مهم دست يافته اند . بديهي است كه چنانچه بيرون بودن موي سر ، خودآرايي وبزك كردن در ملاء عام يك ارزش شود زنان ودختران نيز به همان گونه اي رفتار مي كنند كه بدان ارزش يابند. آخرين عامل را در ترويج بي حجابي از الگوهاي نامناسب در اجتماع مي توان ياد كرد . مسأله الگو در اخلاق اسلامي و روانشناسي جايگاه مهمي دارد . از اين رو بدخواهان پوشش وحجاب از هر تلاشي در راستاي معرفي زن شايسته والگو باظاهري عاري از پوشش اسلامي دريغ نمي كنند واين نيز كمك مؤثر در راستاي ترويج بي حجابي است . 

براي تحقيق بيشتر به منابع زير مراجعه نمائيد: 1-رساله حجابيه ، رسول جعفريان 2-مسأله حجاب ، شهيد مرتضي مطهري 3-حجاب از ديدگاه قرآن وسنت ، فتحيه فتاحي زاده 4-فرهنگ برهنگي وبرهنگي فرهنگي ،غلامعلي حدادعادل 5-زن از نظر اسلام ، فريد مصطفوي الخميني

آزادی های واقعی!!!!

ده حدیث گهربار درباره حیا


(1)امام علی (علیه السلام):
الحیاء مفتاح کل الخیر؛
حیا کلید همه خوبی هاست.

(2)رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):

الحیاء زینة الاسلام؛

حیا زینت اسلام است.

(3)رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله یحب الحیی الحلیم العفیف المتعفف؛
خداوند انسان با حیای بردبار پاک دامنی را که پاکدامنی می ورزد، دوست دارد.

(4)امام کاظم (علیه السلام):
احیاء من الایمان والایمان فی الجنة والبذاء من الجفاء و الجفاء فی النار؛
حیا از ایمان و ایمان در بهشت است و بدزبانی از بی مهری و بدرفتاری است و بدرفتاری در جهنم است.

(5)امام صادق (علیه السلام):
الحیاء علی وجهین فمنه ضعف ومنه قوة واسلام وایمان؛
حیا بر دوگونه است: یکی حیای ضعف و ناتوانی و دیگری حیای قدرت و اسلام و ایمان.

(6)رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
الحیاء عشرة أجزاء فتسعة فی النساء وواحد فی الرجال؛
حیا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان و یک جزء آن در مردان.

(7)امام علی (علیه السلام):
غایة الحیاء أن یستحیی المرء من نفسه؛
اوج حیا این است که آدمی از خودش حیا کند.

(8)امام علی (علیه السلام):
ثلاث لایستحیی منهن: خدمة الرجل ضیفه و قیامه عن مجلسه لابیه و معلمه وطلب الحق وان قل؛
از سه کار حیا نباید کرد: خدمت به میهمان، از جا برخاستن در برابر پدر و آموزگار خویش و طلب حق گرچه اندک باشد.

(9)امام علی (علیه السلام):
الحیاء من الله یمحو کثیراً من الخطایا؛
حیا از خدا بسیاری از گناهان را پاک می کند.

(10)رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
أما الحیاء فیتشعب منع اللین، والرأفة، والمراقبة لله فی السر والعلانیة، والسلامة، واحتناب الشر، والبشاشة، والسماحة، والظفر، وحسن الثناء علی المرء فی الناس، فهذا ما أصاب العاقل بالحیاء، فطوبی لمن قبل نصیحة الله وخاف فضیحته؛
اما شاخه های حیا عبارتند از: نرمش، مهربانی، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دوری از بدی، خوشرویی، گذشت، بخشندگی، پیروزی و خوشنامی در میان مردم، اینها فوایدی است که خردمند از حیا می برد. خوشا بحال کسی که نصیحت خدا را بپذیرید و از رسوایی خودش بترسد.

سخن رهبر درباره حجاب

عفاف در آینه شعر فارسی

نوع پوشش زنان،معرف شخصیت عفیف یا هوس انگیز آن ها


اساسا کیفیت پوشش زنان،بیانگر شخصیت عفیف یا هوس انگیز آن ها است،آنچنان که موضع مردان را در برابرشان معلوم می سازد.بنابراین آگاهانه یا نا خود آگاه،برخورد مردان با زنانی که پوشش نا مناسبی دارند،برخوردی جنسیتی یا شهوانی است ولی برخوردشان با زنان پوشیده و با حجاب،برخورد انسانی و توأم با احترام و تکریم است و این تاثیر نیکو و انکار ناپذیر حجاب و پوشش مناسب زنان که از پذیرش فرمان الهی وعدم پیذوی از خواهش های نفسانی نشأت گرفته،ضمن تأمین طهارت و سلامت و آرامش اجتماعی،درصدد مصونیت و امنیت بیشتری برای زنان محجبه فراهم می آورد.

نکته سزاوار دقت و تأمل اینکه اگرچه حجاب و پوشیدگی زنان،کمی دشوارتر از بی حجابی و کم پوشیدگی است ولی سختی و دشواری مفاسد و نابسامانی های اخلاقی ناشی از بی حجابی و کم پوشیدگی به مراتب افزون تر از زحمت و سختی حجاب و پوشش مناسب است.آن اندازه که بی حجابی براب زنان مشکل به وجود آورده،حجاب محرومیت ایجاد نکرده است.سختی و زحمت طبیعی حجاب به تعبیری حق بیمه ای است که زنان برای تامین طهارت و سلامت خود می پردازند.حجاب به مانند صدفی است که گوهر عفت و شخصیت زنان را در درون خود جای داده،زیبایی ها و ظرافت های جسمانی آنان را از شرّ نگاه بی شرمانه و شهوت آلود،افکار مریض و مفسده انگیز محافظت می کند.از این رو قاطعانه و با کمال اطمینان باید گفت:حجاب زن جهاد اکبر اوست.

منبع:کتاب عطر عفاف-نوشته غلامرضا اسماعیل پور

داستان واقعی از عفت پیشگان


عنایت امام زمان(ع)به بانوان عفیف

مرحوم آیت الله سید باقر مجتهد سیستانی،پدر بزرگوار آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی فرمود:من برای زیارت و تشرف به محضر حضرت ولیعصر،حضرت حجت ابن الحسن ارواحنافداه،چهل جمعه ختم زیارت عاشورا گرفتم.در یکی از جمعه های آخرین،ناگهان شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ی نزدیک آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم،می تابید،حال عجیبی به من دست داد.از جای برخاستم و به دنبال آن نور به در آن خانه رفتم.خانه کوچک و فقیرانه ای بود،از درون خانه نور عجیبی می تابید.در زدم وقتی در را باز کردند،با کسب اجازه وارد منزل شدم دیدم محبوب عزیزم حضرت ولی عصر (عج)در اتاقی کنار جنازه ای نشسته اند.من سلام کردم و آن بزرگوار پس از جواب سلام فرمود:چرا دنبال من می گردی؟!آنگاه به آن چناطه اشاره کرده،فرمودند:مثل این باشید تا من دنبال شما بیایم.این بانویی است که در دوره بی حجابی-رضاخان پهلوی-هفت سال از خانه بیرون نیامد،مبادا نامحرم او را ببیند.

منبع:کتاب عطر عفاف-نوشته غلامرضا اسماعیل پور

چادر نماد حجاب برتر


حجاب مایه عفت و عزت زنان مسلمان و نشانه حیا و طهارت روح و روان آنان و همانند سدی در برابر امیال هوس بازان است و چادر به عنوان حجاب برتر،بارزترین نمود حجاب اسلامی،خیمه عفاف و لباس رزم در مصافّ با هوای نفس و علامت پیروزی بر نفس امّاره است که ریشه در قرآن کریم و سیره زنان اهل بیت،به ویژه حضرت فاطمه(س) دارد.

نکته قابل ذکر اینکه رسول اکرم (ص)،چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ی ضروری جهیزیه برای حضرت زهرا(س)قرار داد و این خود نشانه اهمیت و فضیلت استفاده از چادر توسط زنان مؤمن و مسلمان است.زیرا چادر بیش از هر لباسی،حجم و حرکت و انحنای بدن را پوشش داده،توجه مردان نامحرم را به کمترین حدّ خود می رساند.به علاوه بیش از هر جامه ای،مورد تایید علمای دین و خار چشم دشمنان اسلام و مورد آماج سخنان زهر آگین استعمارگران و عمال پلید آن هاست.

مستر«همفر»جاسوس کار آزموده انگلیس می گوید:«باید زنان مسلمان را فریب داد و از چادر بیرون آورد.» و یا«مارتین ایندیک»،نظریه پرداز صهیونیست آمریکایی،ضمن سخنانی اظهار می دارد:«پروژه ی فعلی ما این است که حجاب را از زنان ایران بگیریم.زنان بی حجاب،علامت مخالفت با حکومت دینی ایران خواهد بود.»

از این رو با کمال افتخار،خطاب به زنان و دختران مؤمن و مسلمان باید گفت:

رخت زیبای آسمانی را

خواهرم با غرور بر سر کن

نه خجالت بکش نه غمگین باش

چادرت،ارزش است باور کن

البته ناگفته نماند امتیازات و فواید چادر و کمال و برتری این پوشش در صورتی است که از ویژگی های پوشش دینی چون:ضخامت وسادگی و رنگ مناسب برخودار بوده،به طور صحیح مورد استفاده قرار می گیرد.به علاوه مکمل پوشش های دیگر چون مقنعه و مانتو و شلوار باشد.چه اینکه استفاده از چادر بدون مقنعه یا روسری کامل و مانتو وشلوار،پوشش دینی و حجاب مورد نظر قرآن را تامین نمی کند.زیرا چادر بدون مقنعه از روی سر کنار می رود و چه بسا لباس زیر چادر که نوعا باید از نامحرم پوشیده بماند،آشکار می گردد و بدتر آنکه زنی که با چادر و بلوز آستین کوتاه برای خرید از منزل خارج می شود و یا جهت ایاب و ذهاب از وسایل نقلیه عمومی استفاده می کند،بدون ارتکاب گناه و معصیت به منزل باز نخواهد گشت.

منابع:حکایت کشف حجاب-هفته نامه پرتو-عطر عفاف

پوشیده های برهنه!


با کمال تأسف،امروزه برخی از زنان و دختران، حتی پوشش را نیز برای خودنمایی بر می گزینند.آن ها هم لباس هایی که مد روز بوده، حجم و انحنای بدن را چنان نمایان می سازد که اغوا و مفسده آن پوشیدگی، از برهنگی نیز بیشتر است.1

یا بعضی دیگر از زنان در پوشیدن حجاب، آن چنان سهل انگار و بی اعتنا هستند که در عین داشتن حجاب، غالبا قسمتی از بدن آن ها نمایان است و همین امر موجب جلب توجه افراد هرزه و لاابالی به آن ها می گردد.از این رو چه گویا و رسا و تامل برانگیز است سخن امیر مؤمنان علی (ع) که فرمودند:«در آخر الزمان مه بدترین زمان هاست، ظاهر می شوند زنان پوشیده ای که در عین حال برهنه اند-لباس دارند اما تنگ و کوتاه و نازک و بدن نما- و از خانه با خود آرایی بیرون می آیند، اینان از دین خارج اند(به احکام دین توجهی ندارند) و در فتنه ها (آشوب ها یا محافل بزم و گناه) داخل وبه شهوات تمایل دارند و به سوی لذات نفسانی در شتابند و حرام ها را حلال می دانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار می آیند.»2

شعر ناصحانه از شاعر معاصر ،مرحوم محمد رضا آقاسی، خطاب به زن و دختر مسلمان ایرانی ، تحت عنوان «جلوهگری»:

ای عاشق مدهای رنگارنگ   

ای فریفته لباس های روشن تنگ

در خیابان چهره آرایش مکن  

 از جوانان سلب آرامش مکن

زلف خود را از روسری بیرون مریز 

در مسیر چشم ها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد

طرّه گیسو منه در دست باد

خواهرم دیگر تو کودک نیستی

فاش تر گویم ،عروسک نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین

یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهر من این لباس تنگ چیست؟

پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

خواهرم، اینقدر طنازی نکن

با اصول شرع لجبازی نکن

در امور خویش سر گردان مشو

نو عروس چشم نامردان مشو

منابع:

1-روانشناسی رنگ ها

2-وسائل الشیعه،ج14

3-عطر عفاف

سخن آقای قرائتی درباره حجاب

چهل حدیث گهربار درباره حجاب و عفاف



پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش، آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.

۱-پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: کسی که نظر به نامحرم را از خوف خداوند ترک کند، خداوند به او ایمانی عطا می‌کند که شیرینی آن را در قلبش می‌یابد.

(الحکم الزاهره، ج ۱، ص ۳۰۱)

۲- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: زنی که برای حفظ غیرت، استقامت ورزید و برای خدا وظیفه خود را به خوبی انجام داد، خداوند پاداش شهید را به او خواهد داد.

(نوادر راوندی، ص ۳۷ / بحار، جلد ۱۰۳، ص ۲۵۰)

۳- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: آن هنگام که پوشش، سر زنی باشد، ارزش آن از دنیا و آنچه در آن است، بیشتر است. (

نورالشافی فی الفقه الشافعی)

۴ – پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: هر که عاشق شد و عفت پیشه کرد و در همین حال از دنیا رفت، اجر شهید را دارد.

(کنزالعمال، ح ۷۰۰۰ )

۵- دعای پیامبر نور و رحمت (ص): پروردگارا، زنانی که خود را پوشیده نگه می‌دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان.

(مستدرک الوسایل، ج ۳، ص ۲۴۴)

۶- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: پاداش رزمنده شهید در راه خداوند، بالاتر از پاداش انسان پاک‌دامنی نیست که توان انجام گناه را دارد ولی خود را آلوده نمی‌سازد. انسان پاک‌دامن، نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان الهی گردد.

(نهج‌البلاغه، حکمت ۴۷۴)

۷- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: زنان خود را با پوشش اندام و جسم، از دیدار نامحرمان باز دارید، که زنان هرچه پوشیده‌تر باشند، سعادتمندتر هستند.

(سفینه البحار، ج ۲، ص ۲۹۸)
۸- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: برای زن، سزاوار نیست که هنگام بیرون رفتن از خانه‌اش، لباسش را جمع و فشرده کند.

(محمد محمدی اشتهاردی، پوشش زن در اسلام، ص ۱۹ )
۹- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: برای زن مسلمان، جایز نیست که روسری (مقنعه) و پیراهنی بر تن کند که بدنش را نپوشاند.

(وسایل الشیعه، جلد ۳۰، ص ۵۱۸۱)
۱۰- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: در مورد زینت‌هایی که جایز است زن در مقابل نامحرم ظاهر کند، صورت و کف دو دست است.

(بحار، ج ۱۰۴، ص ۳۳ / قرب الاسناد، ص ۴۰)
امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند:

پاداش رزمنده شهید در راه خداوند، بالاتر از پاداش انسان پاک‌دامنی نیست که توان انجام گناه را دارد ولی خود را آلوده نمی‌سازد. انسان پاک‌دامن، نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان الهی گردد.
۱۱- رسول خدا (ص) فرموده‌اند:

هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد، زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیر شوهرش انجام دهد، دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسبت به خود خشمگین کرده است؛ و همچنین زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیر شوهر نمی‌گذارد و در غیاب شوهر، خود را خوشبو نمی‌کند که اگر چنین کند، دینش را تباه و خدا را به خشم آورده است. برای زن، جایز نیست مچ پا را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد، اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.

(مستدرک حاکم، ج ۲، ص ۵۴۹)
۱۲- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش، آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.

(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵)
۱۳- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می‌آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نامحرم فرو بسته نمی‌شود، جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می‌شود.

(مصباح الشریعه، ص ۹)
۱۴- پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: همه چشم‌ها در قیامت گریانند، جز سه چشم: چشمی که در دنیا از خوف خدا بگرید و چشمی که از نگاه حرام خودداری کند و چشمی که به خاطر نگهبانی در راه خدا بیدار بماند.

(نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۸۳)
۱۵- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم، سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می‌سازد.

(بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۲۹۱)
حجاب
۱۶- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: بین مردان و زنان نامحرم، جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.

(بهشت جوانان صفحه ۴۶۸)
۱۷- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که چشمانش را از نگاه حرام به زنی پر کند، خداوند در روز قیامت، چشمانش را با میخ‌های آتشین و آتش پر می‌نماید و تا زمانی که خداوند بین مردم حکم می‌نماید، به این حالت خواهد بود. آنگاه دستور می‌رسد که او را به جهنم ببرید. (در صورتی که توبه نکرده باشد)

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۶۱۵)
۱۸- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند (عطر بزند) و سپس از خانه خارج شود، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه فرار خواهد گرفت، تا وقتی که به خانه برگردد، هرچند برگشتنش به خانه طول بکشد.

(فروع کافی جلد ۵ صفحه ۱۶۳، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۵۵۹)
۱۹- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: پیوسته امت مسلمان به راه خیر قدم می‌نهند، تا زمانی که از فرهنگ و آداب و رسوم (مانند پوشیدن لباس و غذا خوردن و … ) از کافران تقلید نکنند؛ و اگر در آداب از بیگانگان پیروی کردند، خداوند قادر، آنان را ذلیل می‌گرداند.

(بحارالانوار جلد ۷۹ ( ۷۶ ) صفحه ۳۰۳ باب التجمل و اظهار النعمه)
۲۰- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید، شما هم مثل آنان، دشمنان خدا محسوب می‌گردید.

(بهشت جوانان صفحه ۴۷۷، وسائل الشیعه جلد ۳ صفحه ۲۷۹)
۲۱- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: هیچ غنیمتی مانند غنیمتی که آدمی از راه کنترل چشم به دست می‌آورد نیست، زیرا دیدگان از نگاه به نامحرم فرو بسته نمی‌شود، جز آنکه در قلب او عظمت و جلال الهی مشاهده می‌شود.

(مصباح الشریعه، ص ۹)
۲۲- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: خانواده و اموال خود را با قرائت سوره نور حفظ کنید و زنان خود را به وسیله آن مصون و محفوظ نگه دارید، زیرا کسی که دائماً روزی یک‌بار این سوره را قرائت کند، هیچ فردی از اهل منزل او به فحشا کشانده نخواهند شد.

(نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۸۳)
دعای پیامبر نور و رحمت (ص): پروردگارا، زنانی که خود را پوشیده نگه می‌دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
۲۳- امام علی (علیه‌السلام) به اصحاب خویش فرمودند: هرگاه زنی نظر شما را جلب کرد، فوراً به همسر خود رجوع کنید، زیرا آنچه که نظر شما را جلب نمود، در او نیز هست و آن مرد نباید به شیطان مهلت نزدیک شدن به قلب خود دهد و باید دیدگان خویش را از توجه به آن زن «اجنبی» فرو بندد و اگر دارای همسر نیست، دو رکعت نماز گزارد و به حمد و ثنای الهی بپردازد و صلوات بر پیامبر و آل وی فرستد و سپس از خدا درخواست کند تا با رحمت و لطف خود، او را از راه دستیابی به حلال، از روی آوردن به حرام، بی‌نیاز کند.

(نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۸۳)
۲۴- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: «بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند».

(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵)
۲۵- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.

(مجمع‌البیان، ج ۷)
۲۶- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: (روز قیامت) زن زیبا را که به خاطر زیبایی‌اش در فتنه افتاده است و فریب زیبایی‌اش را خورده (و به بی‌حجابی و بی‌عفتی و گناه آلوده شده)، برای حساب می‌آورند. پس به خدا می‌گوید: خدایا، تو خود مرا زیبا خلق کردی و به سبب آن در فتنه افتادم. پس حضرت مریم (سلام الله علیها) را حاضر می‌کنند و ندا داده می‌شود: آیا تو زیباتری یا مریم؟ ما او را در نهایت زیبایی آفریدیم، اما او گناه نکرد.

(بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۲۴۱)
۲۷- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: زن در نزد نامحرمان، باید چهار لباس داشته باشد: ۱- چادر ۲- مقنعه ۳- پیراهن ۴- شلوار.

(تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۶۲۴)
حجاب
۲۸- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که خود را شبیه غیر مسلمان درآورد، از ما نیست.

(نهج‌الفصاحه صفحه ۵۰۹، بهشت جوانان صفحه ۱۶۷)
۲۹- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که با زن نامحرمی دست بدهد، در روز قیامت در حالی می‌آید که دست‌هایش به گردنش بسته شده است. آن گاه دستور می‌رسد او را به جهنم ببرید. (در صورتی که توبه نکرده باشد)

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۶۰۷)
۳۰- امام علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: من و پیامبر در یک روز ابری و بارانی در بقیع نشسته بودیم که زنی سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالی فرو رفت و زن به زمین افتاد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) رویش را برگرداند. حاضران عرض کردند: ای رسول خدا، آن زن شلوار به پا دارد. پیامبر سه بار فرمود: خدایا، زنان شلوار پوش را بیامرز. ای مردم، شلوار بپوشید که شلوار، پوشاترین جامه‌های شماست و زنان خود را در موقعی که بیرون می‌آیند با شلوار حفظ کنید.

(تنبیه الخواطر: ۲ / ۷۸، منتخب میزان الحکمه: ۱۳۰)

۳۱- حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در آخرین روزهای عمر پر برکتشان ضمن وصیتی به اسماء فرمودند: من بسیار زشت و زننده می‌دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌ای روی بدنش تشییع می‌کنند و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف می‌نمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد، قرار مده؛ بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن، خداوند تو را از آتش جهنم مستور و محفوظ نماید.

(تهذیب الأحکام، ج ۱، ص ۴۲۹)

۳۲- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: «بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند».

(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵)

۳۳- حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: کسی که با زن نامحرمی شوخی کند، در مقابل هر کلمه‌ای که در دنیا به او گفته است، هزار سال حبس می‌شود.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه ۶۰۷)

۳۴- رسول اکرم (ص) در حالی که به زنی که جامه‌های نازک و بدن‌نما پوشیده بود، روی خویش را از وی برگرداند و فرمودند: همین که زن به حد بلوغ رسید، سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود، مگر از مچ دست به پایین و صورتش

(الدرالمنثورج ۵)

۳۵- رسول خدا (ص) فرموده‌اند: بین مردان و زنان نامحرم، جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس بی‌دلیل نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.

(بهشت جوانان صفحه ۴۶۸)

پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: همه چشم‌ها در قیامت گریانند، جز سه چشم: چشمی که در دنیا از خوف خدا بگرید و چشمی که از نگاه حرام خودداری کند و چشمی که به خاطر نگهبانی در راه خدا بیدار بماند.
۳۶- امام صادق (ع) فرموده‌اند: خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مومنان بگو که در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید، شما هم مثل آنان، دشمنان خدا محسوب می‌گردید.

(بهشت جوانان صفحه ۴۷۷، وسائل الشیعه جلد ۳ صفحه ۲۷۹)

۳۷- امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: نگاه کردن به موهای زنان نامحرم، حرام است، زیرا این نگاه، مرد را تهییج و تحریک نموده و این تحریک و تهییج، شخص را به فساد و چیزی که حلال و پسندیده نیست می‌کشاند.

(علل الشرایع ج ۲ ص ۵۶۴)

۳۸- دختر ۶ ساله حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) در مجلس یزید، با آستین خود، روی خود را گرفته بود و اشک می‌ریخت. یزید پرسید چرا گریه می‌کنی؟ فرمود: چگونه گریه نکند کسی که پوشش و نقابی برای او نیست که صورت خود را از تو و حضار مجلست بپوشاند.

(ترجمه نفس المهموم، ص ۲۲۱)

۳۹- حضرت رسول اکرم (ص) فرموده‌اند: یکی از گروهی که وارد جهنم می‌شوند، زنان بدحجابی هستند که برای فتنه و فریب مردان، خود را آرایش و زینت می‌کنند.

(کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۳۸۳)

۴۰- امام صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند: حیا و ایمان، هم‌سنگ و هم‌دوش یکدیگرند، هنگامی که یکی از آن برود، دیگری در پی آن می‌رود.

(کافی، ج ۲)

فیلم سخنرانی آقای قرائتی درباره حجاب+دانلود

توطئه دشمن برای حجاب مسلمانان

تاثیر ماهواره بر حجاب

گرچه بی حجابی علل گوناگونی دارد، اما مهمترین عاملی که در حال حاضر می توان برای دامن زدن به فرهنگ بدپوششی و بدحجابی به آن اشاره کرد تأثیر مخرب شبکه های ماهواره ای و برنامه های غیر اخلاقی این شبکه ها بر جوانان است.

به گزارش باحجاب، به نقل از فرهنگ نیوز؛ موضوع بی حجابی از معضلاتی است که امروزه نمودهای آن را می توان به وفور در میان زنان و دختران جامعه مشاهده نمود. معضلی که اگرچه به یکی از آسیب های اجتماعی بدل شده اما در مقایسه با سایر این آسیب ها با تساهل بیشتری نسبت به آن برخورد می شود.

هرچند پدیده ی بدحجابی موضوع جدیدی نیست و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره حضور افرادی  هنجار شکن وبا پوشش نامناسب را در جامعه شاهد بوده ایم، اما گسترش این پدیده ی مذموم طی سال های اخیر و گرایش روز افزون جوانان به آن امری نگران کننده است که نیازمند ریشه یابی و برنامه ریزی برای ارائه ی راه کار های عملی از سوی نهادهای فرهنگی می باشد.

* دلایل سرمایه گذاری غرب بر روی شبکه های ماهواره ای

اگرچه بی حجابی علل گوناگونی دارد که هریک در جای خود نیازمند بررسی وتحلیل دقیق می باشند؛ اما مهمترین عاملی که در حال حاضر می توان برای دامن زدن به فرهنگ بدپوششی و بدحجابی به آن اشاره کرد تأثیر مخرب شبکه های ماهواره ای و برنامه های غیر اخلاقی این شبکه ها بر جوانان است که متأسفانه به دلیل عدم برنامه ریزی مناسب برای خنثی کردن آثار مسموم آن و طیف وسیع مخاطبین با سرعت سرسام آوری درحال دگرگون ساختن ساختار های ارزشی جامعه و القای فرهنگ برهنگی به جوانان است.

باز شدن پای ماهواره به خانه های ایرانیان به سال های دور و درازی برنمی گردد؛ با این حال در مقایسه ی  میزان استقبال مخاطبین از تلویزیون با سایر رسانه ها می توان دریافت که چرا دنیای غرب برای ترویج فرهنگ منحط و بی بند و بار خود بیش از هرچیز بر روی شبکه های ماهواره ای سرمایه گذاری می کند. عواملی همچون همگانی بودن و دسترسی آسان، ارسال سریع اطلاعات و تأثیر عمیق روانی برنامه های تلویزیونی موجب گردیده تا ماهواره به عنوان کاربردی ترین سلاح در جنگ نرم دنیای استکبار علیه ملیت ها و فرهنگ های بومی به کار گرفته شود؛ به طوری که این روزها می توان به روشنی آثار سلطه ی این شبکه ها را بر جامعه مشاهده نمود.

رواج مد گرایی و استفاده ی افراطی از لوازم آرایشی در میان بانوان از بارزترین نمود های تأثیر مخرب ماهواره بر جامعه است. علاوه براین عادی جلوه دادن روابط خارج از عرف زن و مرد و اشاعه ی بی عفتی از دیگر رسالت هایی است که برنامه ریزان این شبکه ها دنبال می کنند.

نباید فراموش کرد که گسترش قارچ گونه ی شبکه های فارسی زبان که با پخش کلیپ ها و سریال های غیر اخلاقی هدفی جز قطع ریشه های فرهنگی جامعه و تعرض به حریم خانواده ها را ندارند از برنامه ریزی های بلند مدت دشمنان دین و فرهنگ ایران اسلامی است.


* فعالیت شبانه روزی ۷۴ شبکه ماهواره ای فقط برای تبلیغات مُد غربی

در بررسی رویکردهای این شبکه ها می توان به وضوح مشاهده نمود که برنامه های آنها در ابتدا بر روی تخریب حیاء فعالیت می نماید و با ساده انگاری اعمال منافی حیاء و عفت، پای به قدم بعدی یعنی ترویج انواع و اقسام بی حجابی از بد پوششی تا کنارگذاردن حجاب می گذارد.

قابل ذکر است که تعداد شبکه هایی که به طور اختصاصی به تبلیغات مد لباس و لوازم آرایشی می پردازند ۷۴شبکه است که به طور شبانه روزی اقدام به پخش برنامه و تبلیغات لباس هایی می کنند که هیچ تناسبی با پوشش و فرهنگ ایرانی و مسلمانی ندارد. با این اوصاف جای تعجب نیست که چرا ظاهر و رفتار جوانان جامعه با سرعت سرسام آوری به سمت غربی شدن و وارونگی ارزش ها پیش می رود.

باید توجه داشت که حجاب یک تکلیف شخصی نیست و دارای ابعاد گوناگون روانی اجتماعی و ارتباطی است و از اهمیت ویژه ای در ایجاد و حفظ امنیت اجتماعی برخوردار است. جای تردید نیست که نادیده گرفتن نقش غیر قابل انکار رسانه ها در تغییرات فرهنگی جامعه آثار غیر قابل جبرانی به جای خواهد گذاشت. بنابراین ضروری است که برنامه سازان داخلی با معرفی و شناساندن الگوهای والا و دوری از تبلیغات کلیشه ای ونشان دادن آثار مثبت روانی-امنیتی حجاب در جامعه افراد را به سمت پیروی از پوشش مناسب یک مسلمان هدایت کنند؛ زیرا تجربه نشان می دهد که گام هایی که تاکنون برای ترویج حجاب در رسانه های داخلی برداشته شده در مقایسه با برنامه های رسانه های بیگانه که به ترویج بی حجابی مبادرت می ورزند بسیار ناچیز بوده و پاسخگوی سوالات مخاطبین در این زمینه نمی باشد به طوری که حتی گاه با ارائه ی تصویر و الگوی نامناسب از زن محجبه در ضربه زدن به فرهنگ حجاب سهیم می گردند.

به هر روی چاره اندیشی برای حل این معضل نیازمند اقدامات فرهنگی و اصلاح نوع نگرش به زن در جامعه است؛ نگرشی که این روزها ما شاهد آن هستیم و با توجهِ بیش از حد به ظاهر در مناسبات اجتماعی به تنزل  مقام زن منتهی گردیده است.

استدلال حجاب زنان مؤمن در آیه 95سوره احزاب




خداوند تنها برای‌ دین‌ شرافت‌ و كرامت‌ قائل‌است‌ و بر همین‌ اساس‌ پارساترین‌ افراد را باكرامت‌ترین‌ می‌داند و حجاب‌ در تعریف‌ خالق‌انسان‌ یكی‌ از نمادهای‌ پارسایی‌ است‌. زن‌ مسلمان‌واقعی‌، پارسا و با كرامت‌ است‌ وخداوند راضی‌نیست‌ زیبایی‌ و محاسن‌ چنین‌ زنی‌ در منظر و دیدافراد فاسد قرار گیرد تا در بعضی‌ موارد مورداستمتاع‌ و شهوترانی‌ آنان‌ واقع‌ شود. حرمت‌ زن‌مسلمان‌ به‌ اعتبار اسلام‌ و پارسایی‌ اقتضا دارد كه‌زن‌ مسلمان‌ برخلاف‌ زن‌ كافر، محاسن‌ و زیباییهای‌خود را از نامحرمان‌ بپوشاند و مجاز باشد تنها برای‌محارم‌ تا حدودی‌ و برای‌ شوهرش‌ هیچ‌ گونه‌حجابی‌ نداشته‌ باشد. 

خداوند در استدلال‌حجاب‌ زنان مومن‌ در آیه‌ 95 سوره‌ «احزاب‌»می‌فرماید: «ای‌ نبی‌ به‌ همسران‌ و دخترانت‌ وزنان‌ مومنین‌ بگو كه‌ خودشان‌ را با جلابیب‌ (جمع‌جلباب‌ به‌ معنای‌ چادر یا لباس‌ بلند) بپوشانند; این‌كار به‌ خاطر این‌ است‌ كه‌ آنان‌ به‌ وقار، احترام‌ ومتانت‌ شناخته‌ شوند تا مورد اذیت‌ و آزارهوسرانان‌ قرار نگیرند و خداوند بخشنده‌ و مهربان‌است‌».
حجاب‌ واقعی‌ زن‌ موجب‌ حفظ حرمت‌ ومتانت‌ اوست‌ و حتی‌ نسبت‌ به‌ طمع‌ هوسبازان‌،نقش‌ باز دارنده‌ای‌ دارد و به‌ ویژه‌ حجاب‌ زنان‌جوان‌ این‌ دلالت‌ را برای‌ مردان‌ عیاش‌ وشهوتران‌ خیابانی‌ دارد كه‌ من‌ زن‌ مسلمانم‌ و حلال‌و حرام‌ خداوند را رعایت‌ می‌كنم‌ و اهل‌ مجالست‌با لهو و حرام‌ نیستم‌ و حتی‌ به‌ طور معمول‌ در عرف‌مردان‌ فاسد و شهوتران‌ نیز حریم‌ زنان با حجاب‌،عفیف‌ و با غیرت‌ محفوظ است‌ و آنان‌ مورد اذیت‌و آزار قرار نمی‌گیرند.

سخن حاج آقا قرائتی درباره  بد حجابی

100جمله کوتاه وزیبا درباره حجاب


۱- حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و  وسوسه هستم

۲- به زلفانت بیاموز که بیرون ارزش دیدن ندارند.

۳- کس غنچه نهان شده دربرگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است.

۴- حجاب نیمی از ایمان است.

۵- اصالت زن مسلمان عفت اوست که حجاب مهمترین رکن آن است.

۶- ای زنان زینت های خود را آشکار نسازید مگربرای محرمانتان .

۷- حجاب واکسن مقابله با تیر نگاههای آلوده.

۸- حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه  مردان شیطان صفت مصون و محفوظ نگه می دارد.

۹- حجاب بوته خوش بوی گل عفاف است.



۱۰- حجاب یعنی حیای جوان باعفت.

۱۱- بدحجابی زن از بی غیرتی مرد است.

۱۲- کسی که عفت داشته باشد ارزش و منزلتش زیاد خواهد بود.

۱۳- حجاب امن ترین پناهگاه زن

۱۴- حجاب بیانگر و قار و افتخار زن است.

۱۵- زن در حجاب مانند گوهر در صدف است.

۱۶- حجاب رساندن زن به رتبه عالی معنویت.

۱۷- حجاب سرچشمه کمال زن است.

۱۸-  چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست.

۱۹- عفت باید در فکر نگاه، زینت، حجاب، زبان، چشم، گوش و اندام تجلی داشته باشد.

۲۰- حجاب جاذبه خوبی ها و دافعه خطاهاست.

۲۱- ای زن به تو اینگونه خطاب است زیبنده ترین زن حفظ حجاب است.

۲۲- حجاب مادر پاکیهاست.

۲۳- حجاب تلالو شبنم بر چهره گل

۲۴- حجاب مظهر عفاف است.

۲۵- حجاب دژ و قلعه ای برای پاسداری از گوهر  عفاف است.

۲۶- حجاب یعنی حیا و جوانمردی و شرف و آزادگی و  بصیرت.

۲۷- حجاب ح= حریت، ج= جذبه، ا= آبرو و شرف، ب=  بندگی.

۲۸- حجاب یعنی حریت و آزادگی و افتخار و بندگی.

۲۹- حجاب برای زن تاج بند گی خداست.

۳۰- اقتدار زینب به حجاب او بود.

۳۱- حجاب مانع آلوده شدن جامعه به فساد است.

۳۲- حجاب عامل تحکیم خانواده و کاهش آسیب  های اجتماعی.



۳۳- هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا (ص) مرا از ظاهر شدن در پیش چشم  مردان معاف کرد.(حضرت فاطمه «س»)

۳۴- زن با حجاب همچون مرواریدی در صدف است.

۳۵- غنچه ای تا هست پنهان در حجاب / می کند از  او خزان هم اجتناب

۳۶-زنان مانند گل اند / برمقام حفظ عصمت سنبل اند.

۳۷- حجاب = کاهش آسیبهای اجتماعی.

۳۸- حجاب تضمین تداوم زیبایی و شرافت است.

۳۹- در تصویر حکاکی شده برسنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست،هیچ کس سوار بر اسب نیست. هیچ کس رادر حال تعظیم نیست. در بین این همه پیکر تراشیده شده حتی تصویر برهنه نیست یادمان باشدکه چه بودیم و چه شدیم.

۴۰- خواهرم استعمار قبل از هر چیز از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من (پیام شهدا(

۴۱- در فرهنگ لغات خود حجاب را پاکی صداقت  معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.

۴۲- همیشه گوهر انسانیت را در حجاب جستجو  کن.

۴۳- زن بخاطر ارزش و کرامتی که دارد باید با رعایت حجاب محفوظ بماند و خود را حراج نکند و در  بازار سوداگران شهوت خود را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد.

۴۴- خواهرم سرخی خونم را به سیاهی چادرت به امانت داده ام( پیام شهدا)

۴۵- .  ر بررو دژی است در برابر یورشهای شیطانی.

۴۶- یک گل خوش رنگ و یک گل خوشبو / از خس و خاشاک پنهان کند رو

۴۷- چادر ترنم عطر یاس در فضای غبار آلوده  دنیاست.

۴۸- فرمان خدا قول نبی نص کتاب است/ از بحر زنان افضل طاعات، حجاب است.

۴۹- حفظ چادر حفظ دین و مذهب است / شیوه زهرا  و درس زینب است.

۵۰- تا شهوت نفس در نهاد بشر است در کشفحجاب صد هزاران خطر است.

۵۱- تیری است نظر،ز تیرهای ابلیس این چادر در  مقابلش چون سپر است.

۵۲- گل عفاف در بوستان حجاب می روید و عطر پاکی وجود زنان محجبه را قیمتی می کند.

۵۳- نمی دهد اجارت چشم ها را به سیرو سفر/حجاب چهره تو و سربه زیری و وقارت.

۵۴- زن عفیف زیباست و عفتش به او قدرتی می  دهد که قوی ترین مردان در برابر او به خضوع وادار می کند.

۵۵- حجاب اسلحه محکمی است که زن با آن می  تواند از حقوق و ارزشهایش دفاع کند.

۵۶- روی فرو پوش چون دُرّ صدف تا نشوی تیر بلا در هدف.

۵۷- گل فرشهای وجود هر انسان خاکی به وسیلهپوشش و حجاب از گزند علفهای هرز درامان می  ماند.

۵۸- آنکه در حجاب چادر به سر کند یعنی فقط به  حد حکم خدا نظر کند.

۵۹- حجاب سپری است در مقابل چشمان  بوالهوسان و سدی محکم در برابر گناه.

۶۰- حجاب منشور والای اگاهی است.

۶۱- حجاب فریضه ای است که ترک آن فرصت قضا  ندارد.

۶۲- حجاب مهر عنایت حق برقامت فرشتگان زمین  است.

۶۳- من حجابم، کشتی راه نجات، چشمه آب حیاتم، معنی آب حیاتم معنی صوم و صلاتم بر حریم عفت و ناموس، من نیکو پا سبانم





۶۴- ای پیامبر به زنان و دختران خود و زنان مومن بگو که خویشتن را به چادر بپوشند (سوره احزاب آیه ۵۹ )

۶۵- حجاب تضمین کننده سلامت جامعه و مصونیت  آن دربرابر حیله شیطانی و تهاجم فرهنگی است.

۶۶- زنان خوب میراث دار عفاف فاطمه و مریم اند دریغا که بازیچه هوس شوند و به ویروس گناه آلوده  گردند.

۶۷- العِفَّه رأسُ کلِّ خَیر؛ عفت منشا تمام نیکهاست.

۶۸- ثمره العفه الصیانه میوه عفت محفوظ ماندن است.

۶۹- هرشاخه ای که از باغ برون آردسر/ درمیوه آن طمع کند را هگذر/ بی حجابی مانند شاخه ای است بیرون از حصارباغ که طمع هر رهگذری رابه خود جلب می کند.

۷۰- و الذینهم لفرو جهم حافظون آنان ((مومنین )) کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند.

۷۱- حجاب شما خواهران کوبنده تر از خون سرخ ما  است..(وصیت شهدا)

۷۲- مروارید گرانبها و صدف وجودت را بر نامحرم مگشا.

۷۳- با حجاب، زیبا تر بودن را تجربه کنید.

۷۴- حجاب آسمانی ترین راه به مدینه ی فا ضله  است.

۷۵- پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم/ زلف بر بادنده تا ندهی بربادم.

۷۶- حجاب صدف است که از گوهر وجودی زن  محافظت می کند.

۷۷- غنچه زیباست چون گلبرگها را در میان گرفته وحجاب زیباست چون تو را در بر گرفته.

۷۸- حجاب دستوری قرآنی و قانون الهی و تکلیف  انسانی و برنامه اخلاقی است.

۷۹- کس غنچه نهان شده در برگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است.

۸۰- حجاب یعنی وقار فاطمه (س).

۸۱- حجاب یک فرهنگ است که شهدا نیز به آن  افتخار کردند.

۸۲- حجاب حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی است.

۸۳- حجاب و عفاف یکی از محورهای زندگی قرآنی  است.

۸۴-حجاب همان اندازه حیاتی است که آب.

۸۵- حجاب نشانه شخصیت انسان است.

۸۶- خواهرم حجاب تو بها است نه بهانه.

۸۷- برای هر چیز زکاتی است وزکات زیبایی پا کدامنی وحجاب است.

۸۸-زنان باحجاب مرزبانان شرف اند.

۸۹-حجاب برتر به زنان ما عفت به مردان ما غیرت و  به جامعه ما عزت می بخشد.

۹۰-به زلفانت بیاموز که بیرون ارزش دیدن ندارند.

۹۱-حجاب محافظی ستبر است که از غنچه عفاف حفاظت می کند.

۹۲-حجاب صدفی است که گوهر عفت را حفظ می  کند.

۹۳-حجاب زن کوبنده تر از خون شهید است.

۹۴-حجاب کلید نزدیکی به فاطمه زهرا (س) است.

۹۵- زیباترین هدیه خداوند به زن حجاب است.

۹۶- حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و  وسوسه هستم.

۹۷- حجاب مایه عفت زنان است.

۹۸- حجاب تیر جانسوزی به چشم دشمن است.

۹۹- دختران خودنما در چشم ها جای دارند ولیدختران عفیف در دل ها

۱۰۰ – حجاب مصونیت است نه محدویت.

آثار وپیامد های فرهنگی-اجتماعی گسترش بد حجابی

بشربا وجه به اهمیتی که برای سلامت خود قائل است، به سلامت جامعه هم ارزش می‏نهد و بیماری جامعه را بیماری خود می‏داند؛ هم‏چنان‏که تلاش می‏کند برای حفظ و تأمین سلامت خود از بسیاری از امور بپرهیزد و یا از واکسن‏های پیش‏گیری و داروهای گوناگون استفاده کند، برای سلامت جامعه هم باید نهایت سعی و کوشش خود را بهکار گیرد و جامعه را از مبتلا شدن به بیماری‏های اخلاقی و روانی پرهیز دهد تا دیگر افراد جامعه به رشد، تعالی و سعادت برسند.

بدحجابی از مسائلی است که سلامت فرد و جامعه را تهدید می‏کند. پوشش نامناسب پی‏آمدها و آثار جبران ناپذیری در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد وامنیت جامعه دارد که گاه مسیری انحرافی و بازگشت ناپذیری پدید می‏آورد.
فرهنگ هر جامعه‏ای از جنبه‏های گوناگونی تشکیل یافته است. جنب‏های هنجاری فرهنگ جامعه، از ارزش‏ها و قواعد خاص رفتاری تشکیل می‏شود. هنجارها نشان می‏دهند که چه چیزی ارزش و ضد ارزش است؛ مانند شیوه‏های پوشش برگرفته از فرهنگ آن جامعه. تلقی بد از بدحجابی، باور به ارزشی بودن حجاب و پوشش و قضاوت درست درباره حجاب، در زندگی اجتماعی و فرهنگی تأثیر بسزایی می‏گذارد.
قبل از هر چیز باید فرهنگ را تعریف کنیم تا آثار و پی‏آمدهای گسترش فرهنگ بدحجابی روشن شود. معروف‏ترین تعریف از فرهنگ از تایلور انسان‏شناس معروف انگلیسی است. او می‏گوید:
فرهنگ، مجموعه پیچیده‏ای است که دانش، معتقدات، هنر، اخلاقیات، قانون، رسم و هر استعداد و عادت دیگری را که بشر به عنوان عضو جامعه کسب می‏کند، شامل می‏گردد.(۱)
کلارک نیز می‏گوید:
تمامی مظاهر و شئون زندگی یک ملت را فرهنگ آن ملت تشکیل می‏دهد.(۲)
بنابراین، رفتارهای اجتماعی معجونی از آن‏چه جامعه از علم و دانش، باورها و مسائل اخلاقی کسب می‏کند و قوانینی است که از دین و آیین افراد سرچشمه می‏گیرد. در کنار این‏ها، برخی رسوم و عادات اجتماعی، در طول زمان سهم بسیاری در شکل‏گیری فرهنگ آن جامعه دارند که هسته اصلی حیات اجتماعی را به وجود می‏آورند و در الگوهای رفتاری و هنجارهای فردی و اجتماعی بسیار تأثیرگذارند.
● آثار و پی‏آمدهای فرهنگی بدحجابی عبارتند از:
▪ وازدگی در برابر فرهنگ بیگانه‏
داد و ستد فرهنگی مفید است، بلکه برای هر جامعه‏ای لازم به نظر می‏رسد. تجربه نشان داده که تعامل یا تبادل فرهنگی از عوامل بالندگی و پویایی جوامع است. حضرت آیت الله خامنه‏ای می‏فرماید:
در تبادل فرهنگی، هدف بارور کردن وکامل کردن فرهنگ ملی است.ولی در تهاجم فرهنگی، هدف ریشه کن کردن و از بین بردن فرهنگ ملی است.(۳)
اما در دنیای کنونی، فرهنگی که قادر نباشد عناصر فرهنگی مفید را جذب و عناصر غیر مفید را دفع کند و در الگوهای مختلف اجتماعی از ثبات لازم برخوردار نباشد، فرهنگ مهاجم با الگودهی آن را تخریب می‏کند؛ ارزش‏ها و هنجارهای آن را نادیده می‏انگارد و با غلبه و تهاجم، ارزش‏ها و الگوهای مورد نظر خویش را جای‏گزین می‏کند تا در این ره‏گذر به اهداف خود دست یابد. بنابراین، فرآیند بدحجابی، مقدمه تهاجم گسترده‏تر به فرهنگ مقابل و شکستن هنجارها و جای‏گزین ساختن هنجار مورد نظر فرهنگ مهاجم است. چنین جامعه‏ای به نظر اسپنسر، جامعه‏شناس معروف، قدرت دفاعی خود را از دست می‏دهد و در مقابل بیماری‏ها، قدرت مقابله و دفاع ندارد و با ورود کوچک‏ترین عامل مخرب، از بین می‏رود. احساس بیگانگی در برابر فرهنگ خودی و بی‏هویتی اجتماعی، زمینه‏ساز پذیرش تهاجم فرهنگی است. بنابراین، جامعه‏ای که دچار تهاجم فرهنگی گردد و تغییرات اجتماعی در آن سریع صورت گیرد، ارزش در آن جامعه ناپایدار است و هنجارشکنی در آن مرسوم می‏شود و در برابر فرهنگ بیگانه همیشه از خود وازدگی نشان می‏دهد و در نتیجه، بحران‏زا می‏گردد. سوغاتی که بدحجابی به همراه دارد، تنها پوشش نامناسب نیست؛ بلکه ترویج لباس‏های نامناسب، بزک کردن‏ها و… را به دنبال دارد. در نتیجه، افراد متحمل بسیاری از الگوهای دیگر از فرهنگ بیگانه می‏شوند.
▪ سلطه بیگانگان و تأمین منافع آنان‏
هر جامعه‏ای در پی آن است که به ارزش‏های خود پابندد و جامعه خود را از فرهنگ‏های بیگانه مصون نگه دارد تا افراد از سلامت و ثبات لازم برخوردار باشند. چنین جامعه‏ای سریع‏تر می‏تواند به اهداف خود برسد و آرمان‏های خود را عملی سازد. بنابراین، استعمارگران در جایی که ببینند جامعه‏ای مطابق با منافع، اهداف و خواسته‏های آنها پیش نمی‏رود. برای رسیدن به منافع خود و چپاول آن، غیرمستقیم طرح‏هایی می‏ریزند تا افراد را مشغول و سرگرم کنند و به اهداف شوم خود برسند. مانند ترویج بدحجابی و بی‏حجابی است. در طرح استعماری انگلستان به مأموران خود چنین آمده است:
باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی، ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی‏عباس متداول شده و مطلقاً سنت نیست. مردان همسران پیامبر را بدون حجاب می‏دیده‏اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگی، دوش به دوش مردان فعالیت داشته‏اند. پس از آن‏که حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق‏بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.»(۴)
رهبر فرزانه انقلاب می‏فرماید:
این چیزهایی که شما می‏شنوید درباره مبارزه با دختران محجبه در فرانسه، اینها جرقه‏هایی است؛ آتش‏های زیر خاکستر است و از یک کار عظیم پشت پرده خبر می‏دهد.(۵)
به راستی، دشمنان انقلاب اسلامی در تهاجم به ارزش‏های مقدس ما می‏خواهند تقدس‏زدایی کنند. آن‏گاه به اهداف شوم خود برسند. 
▪ گسترش فساد و تباهی‏
«ارزش‏های جامعه، آن دسته از عوامل و عناصری هستند که اکثریت یک جامعه به اعتبار و اهمیت آنان ایمان دارند و بدان‏ها ارج می‏گزارند».(۶)
در جامعه‏ای که حجاب، متانت، عفت و حیا ارزش تلقی می‏شود، زن پایه‏های این ارزش را از رفتار و کردار خود، به بینش و باور خویش سرایت می‏دهد و از طرفی نه‏تنها زنان دیگر بلکه مردان را نیز به ارزش‏های جامعه متوجه می‏سازد و جامعه را به سلامت و ارزش‏های واقعی سوق می‏دهد. اما اگر زن،روش‏ها و منش‏های خود را تغییر دهد و به خودنمایی و آرایش‏های ظاهری بپردازد، ارزش‏هایی چون حجاب و حیا و وقار را خدشه‏دار می‏کند و خود و اجتماع را به تباهی و فساد و بالاخره به ضدارزش‏ها می‏کشاند.
زمانی این سؤال مطرح بود که بر اساس روایات، در آخرالزمان زنان پوشیده ولی برهنه‏اند. این پارادوکس را چگونه می‏شود حل کرد. امیرالمؤمنین علی(ع) می‏فرماید: 
یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمانِ وَ هُوَ شَرُّ الْاَزْمَنْهِٔ نِسْوَهٌٔ کاشِفاتٌ عارِیاتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّین خارجاتٌ فِی الْفِتَنِ داخِلاتٌ مائِلاتٌ اِلی الشَّهَواتِ وَ مُسْرِعاتٌ و اِلَی اللَّذّاتِ مُسْتَحِلاّتُ المُحَرَّمات وَ فی جَهَنَّمَ خالِداتٌ؛
در آخرالزمان که بدترین زمان‏هاست، زنانی هستند که پوشیده اما برهنه‏اند و از خانه با خودآرایی بیرون می‏آیند. اینان از دین بیرون رفته‏اند و در فتنه‏ها وارد شده و به شهوات تمایل پیدا کرده‏اند و به کوی لذات نفسانی در شتابند و حرام‏ها را حلال می‏دانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتارند.(۷)
بنابراین، امروزه پاسخ این سؤال پاسخ روشن شده است که بعضی زنان پوشش دارند ولی بدحجاب یا بی‏حجابند، پوشش دارند ولی عریان و برهنه‏اند. چنین مسائلی آدمی را از ارزش‏ها دور می‏سازد و در فتنه‏ها وارد می‏نماید و از همه بالاتر گاهی از دین خارج می‏کند.
▪ افت تحصیلی و آموزشی‏
فرهنگ هر جامعه‏ای، به آموزش‏های آن بستگی دارد. هر قدر آموزش‏ها از غنای بیشتری برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهیختگان، در پرتو تحصیلات شناخته می‏شوند. جامعه‏ای که دانش‏مندان آن بیشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاتری برخوردار است و پویایی در تمامی زمینه‏های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی کاملاً مشاهده می‏شود. خلاصه، پیشرفت هر جامعه‏ای در گرو آموزش آن است.
دختران و پسران اگر در کنار تحصیل، دل مشغولی‏های دیگری داشته باشند، از تحصیل باز می‏مانند و وقت زیادی از فرصت‏های مطالعاتی و تحصیلی آنان به هدر می‏رود. بسیاری از مشاوران از صحبت‏های دختران و پسران جوان درباره مدهای روز و آرایش‏های جدید گله‏مند هستند. نمی‏خواهیم بگوییم دختران و پسران باید در دانشگاه‏ها کاملاً از هم جدا باشند و دیواری بین آنها کشیده شود. اگر اینها فضای آموزشی را رعایت کنند و محیط را محیط درس بدانند و از آن‏چه برازنده فضای آموزشی نیست پرهیز کنند، بسیار تحسین برانگیز خواهد بود. به گفته مربیان تربیتی، در مدارسی که دختر و پسر با هم درس می‏خوانند، کم‏کاری، عقب‏افتادگی و بی‏مسئولیتی به خوبی مشاهده شده است.(۸) زیرا دختران در چنین محیطی، با بدحجابی توجه دیگران را به خود جلب می‏کنند و تمرکز ذهنی و روحی را از آنان می‏گیرند و باعث افت تحصیلی آنان می‏شوند و خود نیز دیگر حوصله درس خواندن ندارند و تمام حواسشان به لباس و نوع پوشش است. روح مطالعه و تحقیق در آنها خاموش می‏شود و افت تحصیلی پیدا می‏کنند. 
▪ تضعیف اعتقادات دینی در جامعه‏
جامعه‏ای که در سطح بالایی از باورهای دینی باشد، در سایه ایمان، در برابر بسیاری از آسیب‏ها مصون می‏ماند و دشمنان نمی‏توانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشه‏های آنان نقش بر آب می‏شود. این جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگی را رسیدن به خالق خود می‏داند، دل به دیگری نمی‏سپارد و عقاید خود را متزلزل نمی‏کند. در این جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دین و مذهب به شمار می‏رود و زنان حاضر نمی‏شوند خود را به زینت‏های زودگذر و دنیایی مزین کنند و در پرتو آن عقاید دیگران را متزلزل نمایند و خود نیز زمینه‏ساز فساد در جامعه شوند.
تظاهر به بدحجابی نشانه پای‏بند نبودن و بی‏مبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامی است؛ زیرا زنان با بدحجابی، چشم‏های هوس‏آلود را متوجه خود می‏سازند و پایه‏های ایمانی مردم را سست می‏کنند و جامعه را به فساد می‏کشانند. «هیچ راهی برای امریکا و ابرقدرت‏ها بهتر از این نیست که بدون جنگ و کشتار و بدون این‏که پولی خرج کنند و حساسیتی ایجاد نمایند، ایمان را از دل‏های مردم بدزدند و بزدایند. این کار به سادگی انجام می‏شود؛ با فیلم‏ها، نمایش‏نامه‏ها و چیزهایی از این قبیل به نام پیشرفت علم و… هیچ راهی بهتر و موفق‏تر از این وجود ندارد.»(۹) و می‏دانیم که باورها و ایمان‏های راسخ نقش بسزایی در بالندگی زندگی جامعه ایفا می‏کنند و زمانی که ایمان به سستی گراید، نفوذ دشمن و به انحراف کشیدن آن جامعه به راحتی صورت می‏پذیرد.
● بدحجابی پی‏آمدهای اجتماعی نیز به دنبال دارد، از جمله:
▪ ایجاد ناامنی و سلب آرامش‏
آرامش و امنیت والاترین نعمتی است که خداوند به جامعه عنایت می‏فرماید و می‏توان گفت، اگر جامعه‏ای فاقد آن باشد به یک معنا، هیچ چیز ندارد و با وجود امنیت، همه چیز دارد. سلامت جسمی و روحی - روانی جامعه در سایه امنیت حفظ می‏شود و خلاقیت و نوآوری بروز می‏کند. زنان بدحجاب نمی‏دانند که چه ضربه‏های و جبران‏ناپذیر خانمان براندازی بر پیکره جامعه وارد می‏سازند.
در جامعه‏ای که بدحجابی رواج پیدا کند، چشم و هم چشمی‏ها و ارائه هر چه بهتر زینت‏آرایی، تمامی نخواهد داشت و زنان سعی می‏کنند تا چشمان بیشتری را متوجه خود سازند و در معرض دید همگان قرار گیرند و این امر تمامی نخواهد داشت تا جایی که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتیجه، ناامنی نه تنها دامان خود بدحجاب را می‏گیرد بلکه خیلی سریع به اجتماع سرایت می‏کند و جامعه را از فعالیت‏های سالم باز می‏دارد.
بسیاری از کجروی‏های گوناگون اجتماعی مانند مدگرایی، شورش‏ها و درگیری‏های خیابانی، ناهم‏نوایی اجتماعی و آزارهای جنسی، از بدحجابی و بی‏هویتی اجتماعی سرچشمه می‏گیرند.
زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع می‏پردازند و هر روز به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات جالب‏تر و کفش و لباس شیک‏تر می‏روند، از سرمایه‏های معنوی محرومند و جمال معنوی برای آنان نامفهوم است. اینان کمبود خویش را بدین‏گونه جبران می‏کنند و عطش شخصیت‏یابی را از این طریق فرومی‏نشانند.
«آری، بدحجابی، ارزش‏های راستین دختران را تحت‏الشعاع ظواهر جنسی‏شان قرار می‏دهد و آنان را فدای هرزگی‏ها و هوس‏رانی‏های شیادان می‏سازد. بدحجابی ارزش زن را از بین می‏برد و او را تا حد یک کالا پست می‏کند. زنی که تن و اندام خود را در معرض دید همگان می‏گذارد و آن‏چه را که به جنسیت او مربوط می‏شود، به کوچه و بازار می‏کشد، در حقیقت می‏خواهد با تکیه بر زنانگی خویش، جای خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش. در واقع او بدین ترتیب اعلام می‏کند که آن‏چه برای او اصل است، زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه اندیشه و لیاقت و کارآیی او. چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود است. او به مغازه‏داری شبیه است که دائماً در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است».(۱۰)
▪ ترویج رذایل اخلاقی‏
بدحجابی علاوه بر این‏که خود یک ناهنجار اجتماعی به شمار می‏آید و جامعه را به بی‏بند و باری می‏کشد، زمینه‏ساز بسیاری از زشتی‏های اخلاقی است. وقتی به پوشش و متانت بی‏اعتنایی می‏شود، مسائل اخلاقی دیگر هم از جامعه رخت بر می‏بندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال دارد، چنان‏که مدپرستی، هواپرستی می‏آورد. جامعه‏ای که هر روز مد جدیدی را به شکل‏های گوناگون بپذیرد، دچار بسیاری از بیماری‏های اخلاقی چون غرور، تکبر، عصیان، قساوت قلب و فخرفروشی خواهد شد. هرگاه جامعه‏ای به انجام دادن گناه جسارت پیدا کرد و مفاسد و معاصی رواج پیدا کرد، زشتی گناه از بین می‏رود و این خود گناه بزرگتری است. یعنی جامعه‏ای که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زیاد و همگانی شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراین، بدحجابی قبح و زشتی گناه رااز بین می‏برد و باعث رواج گناهان دیگر می‏شود. امام صادق(ع) می‏فرماید:
وَ اَمّا اللِّباسُ یَحْمِلُکَ عَلَی الْعُجْبِ وَ الرِّیاء وَ التَّزْییِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُیَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّینِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَهُٔ فِی الْقَلْبِ؛ لباست، لباسی نباشد که تو را به گناه خودپسندی، ریا، آراسته نشان دادن، مباهات به دیگران، فخرفروشی و تکبر، آلوده کند که تمام اینها از آفات دین و موجب سختی دل است.(۱۱)
بدحجابی موجب سوء ظن نیز می‏گردد. پوشش، نشانه ترس از خدا و آتش جهنم است و زن باحجاب، خود را به احکام الهی پای‏بند می‏داند. از آن طرف زنان بدحجاب به راحتی احکام الهی را زیر پا می‏گذارند و بی‏مبالاتی خود را به موازین اسلامی اعلام می‏دارند. چنین زنانی در معرض گناه هستند و افراد جامعه به آنها گمان بد می‏برند و زمینه این گناه را تنها زنان بدحجاب به وجود می‏آورند. پس زنان پاک‏دامن و با عفاف، باید کاری کنند که در معرض تهمت قرار نگیرند.
▪ کم‏رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه‏
زن در بسیاری از جوامع در فعالیت‏های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و… شرکت می‏کند و سهم بسزایی در این زمینه‏ها دارد. بنابراین، حضور زنان در جامعه امری انکارکردنی نیست و روز به روز به این فعالیت‏ها اضافه می‏شود و زنان دوش به دوش مردان در تمامی زمینه‏ها به فعالیت می‏پردازند. حال آیا پوشش می‏تواند بر حضور زن در جامعه تأثیر داشته باشد یا خیر؟ پاسخ بسیار روشن است؛ زیرا اسلام همان‏گونه که به اختلاط مرد و زن نامحرم هشدار داده و آنان را از پی‏آمدهای بد و زشت آن بازداشته است، به پوشش و حجاب او توجه خاصی داشته تا حضور او را در جامعه حفظ و سلامت نفسانی جامعه را تضمین کند.
زنان بدحجاب در محل کار، به دلیل خودآرایی و خودنمایی، تمرکز فکری لازم را از دست می‏دهند؛ در حالی که لازمه کار و تلاش جدی در محل کار، حضور قلب و تمرکز حواس است. زن با بدحجابی و آرایش، نه تنها به کار جدی نمی‏پردازد، بلکه نیروی کارآمد دیگران را نیز دچار سستی و رکود می‏سازد. در نتیجه، که چرخه فعالیت کاری جامعه را به کندی رهنمون می‏سازد.
از طرفی خانواده‏هایی که غیرت دینی بالایی دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنین جامعه‏ای نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آن‏ها در فعالیت‏های اجتماعی جلوگیری می‏کنند. در نتیجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگی از نیروهای کاری را از دست خواهد داد.
▪ برهم زدن تنظیم روابط جنسی و عاطفی‏
پوشش و حجاب، نه تنها باعث سلامت اخلاقی جامعه و پای‏بندی به هنجارهای دینی می‏شود، بلکه زمینه بروز و شکل‏گیری بزه‏کاری‏های جنسی را به حداقل می‏رساند و اعضای جامعه را نیز به سوی تشکیل خانواده، تنظیم روابط جنسی و عاطفی و قاعده‏مند کردن آن سوق می‏دهد.
حجاب باعث می‏شود فاصله‏های اجتماعی محفوظ بماند و رعایت شود، یعنی هر کسی نمی‏تواند با دیگران هر نوع تعاملی را برقرار سازد. لذا پوشش، تعامل‏ها را الگودار و معنادار می‏سازد. این ویژگی مانع نزدیک شدن غریبه‏ها و در نهایت ارتباط جنسی می‏شود. رعایت حجاب و پوشش مناسب، افراد را از بزرگ‏ترین نعمت یعنی آزادی برخوردار خواهد ساخت؛ زیرا زنان اجازه نخواهند داد کسی بدون اجازه، به حریم شخصی و خصوصی‏شان نزدیک شوید و در این زمینه تصمیم بگیریم. بنابراین اگر افراد پاک و پاکدامن و جامعه سالم می‏خواهیم، باید زنان ما پوشش را کاملاً رعایت کنند؛ چنان که امیر مؤمنان در نهج‏البلاغه به فرزندش امام حسن(ع) می‏فرماید: 
وَ اکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِیّاهُنَّ فَاِنَّ شِدَّهَٔ الْحِجابِ اَبْقی‏ عَلَیْهِنَّ؛
از راه حجاب و پوشش بانوان آنها را بپوشان؛ زیرا رعایت حجاب به طور جدی و محکم، زنان را به طور سالم‏تر و پاک‏تر حفظ خواهد کرد.(۱۲)
▪ افزایش آزار جنسی‏
زنان و دختران با پوشش نامناسب در فعالیت‏های اجتماعی، به جوانان و مردان بزهکار اجازه خواهند داد تا به حریم آنان تجاوز کنند و مورد اذیت و آزار خود قرار دهند. نقطه شروع بسیاری از ناهنجاری‏ها، مزاحمت‏ها و بی‏احترامی‏هایی است که افراد جامعه برای یک‏دیگر به وجود می‏آورند و بدحجابی عامل بسیار مهمی در ایجاد این مزاحمت‏ها به شمار می‏آید، دختران بزرک کرده با پوشش‏های زننده و گاه بسیار تهییج کنده، در جامعه خود را ارائه می‏نمایند تا شاید نگاه‏های آلوده بیشتری را به خود جلب کنند و از این طریق،حس خودآرایی و خودنمایی را به نحوی ارضا کنند، ولی این سرابی بیش نیست و عاقبت پشیمان خواهند شد که دیگر راه بازگشت نخواهند داشت. خداوند در قرآن کریم به پیامبرش(ص) می‏فرماید:
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحیمًا)؛(۱۳)
ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو پوشش‏های خود را برخود فروتر گیرند. این برای آن‏که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیک‏تر است و خدا آمرزنده مهربان است.
در شأن نزول این آیه آمده، هنگامی که شب‏ها زنان برای نماز به مسجد می‏رفتند، بعضی از جوانان هرزه بر سر راه آنها می‏نشستند و آنان را با مزاح و سخنان ناروا آزار می‏دادند و مزاحم آنها می‏شدند. این آیه به زنان دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا از کنیزان، آلودگان و یهودیان شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.(۱۴)
پس جامعه‏ای که بخواهد ثبات امنیتی بیشتری داشته و از ناهنجاری‏ها به دور باشد، باید خود را از عواملی که باعث ناهنجاری و بزه می‏شود، دور نگه دارد و حجاب بهترین وسیله‏ای است که زنان و دختران را از آزار جنسی محافظت می‏کند.
▪ جلب نگاه‏های چشم‏چران و هوسباز
خداوند به پیامبر اعظم(ص) می‏فرماید: 
«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ؛(۱۵)
به مؤمنان بگو چشم‏های خود را از نگاه نامحرمان فرو گیرند.»
شهوت از غرایزی به شمار می‏آید که خداوند در آدمی قرار داده است. شهوتی که باعث بقای نسل و سامان‏دهی زندگی و حیات می‏شود، آرامش و آسایش را برای جامعه به ارمغان می‏آورد و آثار بسیار مطلوبی در جامعه خواهد داشت. اما اگر از مسیر اصلی خود منحرف شود و در سمت و سویی دیگر قرار گیرد، آثار بسیار بدی برای فرد و جامعه دارد. بدحجابی از مسائلی است که غریزه شهوت را از سیر خود منحرف می‏سازد. زنان بدحجاب، نگاه‏های آلوده مردان هوس‏باز را به خود جلب می‏کنند و آتش شهوت را در دل آنان شعله‏ور می‏سازند. به ویژه در جامعه‏ای که بیشتر افراد آن جوان هستند، نگاه‏های شیطانی به سوی دختران بزک‏کرده و بدحجاب جامعه را به فساد و تباهی رهنمون می‏سازند.
آری، در جامعه‏ای که چشم‏چرانی بر اثر بدحجابی رواج پیدا کند، بسیاری از گناهان در آن جامعه رواج پیدا می‏کند و سرانجام، جوانان چشم‏چران بر اثر این گناه خانمان‏سوز، زندگی بسیاری از دختران معصوم و ساده‏لوح را بر باد می‏دهند و آبروی خانواده‏ها را به ارزانی می‏فروشند و زندگی‏ها را سست می‏کنند و سرمایه عفت و پاک‏دامنی را از بین می‏برند.امام صادق(ع) می‏فرماید:
النَّظَرُ سَهْمٌ مِن سِهامِ اِبْلیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَهِٔ اورثَتْ حَسْرَهًٔ طویلهًٔ؛(۱۶)
نگاه، تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است. چه بسا یک نگاه حسرت طولانی در پی دارد!
▪ اختلالات روحی و روانی‏
اختلال روحی و روانی از آثار ناگوار بدحجابی در جامعه است. برخی از دختران و زنان، بر اساس نیاز ذاتی خود برای جلب رضایت محیط و توجه بیشتر بینندگان، به خودآرایی و جلوه‏گری و ارائه پوشش غیرمتعارف می‏پردازند و افکار خود را در بعد تمایلات و تخیلات موهوم، تقویت می‏کنند. بنابراین، پوشش و حجاب ناقص فشارهای فراوانی را بر روح و روان افراد وارد می‏سازد. چنین افرادی همیشه در پی آنند که خود را به گونه‏ای ارائه دهند که افکار و نگاه‏های آلوده و هوس‏انگیز را به خود جلب کنند و شخصیت خود را با خواسته‏های دیگران همگون سازند. این خواسته‏ها محدود نیست و وقتی دختران نتوانند خود را مطابق خواست‏ها ارائه دهند. افراد جامعه ثبات روحی و روانی خود را از دست می‏دهند و امیدها و آرزوها به ناامیدی می‏گراید. شهید مطهری؛ می‏فرماید:
روح بشر فوق العاده تحریک‏پذیر است. اشتباه است که گمان می‏کنیم تحریک‏پذیری روح بشر، محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می‏گیرد. همان طور که بشر در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی‏شود و اشباع نمی‏گردد، در امور جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی‏شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیمارهای روانی می‏گردد. چرا در دنیای غرب این همه بیماری‏های روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی انجام می‏شود.(۱۷)
اگر بتوان از لحاظ پوشش، الگوی مناسبی به جامعه ارائه داد، سلطه‏ای آگاهانه به افراد جامعه پیدا خواهیم کرد و جامعه را از بی‏ارادگی و بی‏اختیاری نجات خواهیم داد. اما با بدحجابی، به افراد جامعه اجازه داده‏ایم که هرگونه می‏خواهند، برای پوشش خود تصمیم بگیرند و مدل‏های متنوع را جای‏گزین کنند و دل‏ها را به سمت و سوی انحرافات اجتماعی سوق دهند که در این صورت، اداره و اختیار از افراد جامعه گرفته می‏شود و جامعه‏ای که از خود اراده‏ای نداشته باشد، اختلالات روحی و بیماری‏های روانی به سراغ آن خواهد آمد و به منجلاب کشیده خواهد شد. «بدحجابی زن در جامعه، سبب نقش بازی کردن او در اسلوب‏ها و مدل‏های گوناگون می‏شود. این اعمال او را به صورت موجودی بی‏اختیار و بی‏اراده، به هر طرف می‏کشد و دیگر بر زندگی‏اش تسلط آگاهانه نخواهد داشت. در زندگی و اعمال خود، نظر دیگران را ترجیح می‏دهد که برای جلوگیری از این امور منفی، حجاب بهترین درمان می‏باشد».(۱۸)
▪ تزلزل نهاد خانواده‏
تشکیل نهاد خانواده، مقدس‏ترین پیوند زناشویی است. برای ثبات این نهاد، عفت و حجاب خانوادگی مهم‏ترین عامل به شمار می‏آید. اگر زن لذت‏های جنسی خود را از محیط خانواده بیرون نبرد و دستورهای اسلام را اطاعت کند، محیط خانه سالم و آرام‏بخش خواهد بود. ولی اگر عفت را رعایت نکند و لذت‏های جنسی و خودنمایی‏ها را به بیرون منزل بکشاند، مورد نگاه‏های هوس‏آلود نامحرمان قرار خواهد گرفت و ناخواسته عامل پاشیدگی و تیرگی روابط افراد خانواده خواهد شد.
وقتی اختلافات زن و شوهر در محکمه‏های قضایی، را ریشه‏یابی می‏کنیم، پی می‏بریم که بسیاری از ناسازگاری‏ها به دلیل رعایت نکردن حجاب است. وقتی زن با آرایش و بدحجابی در جامعه ظاهر می‏شود، چشم‏ها، به سوی او نشانه می‏روند و او هم دل‏باخته و فریفته چشم‏چرانان می‏شود و کم کم از نگاه‏های شوهرش لذت نمی‏برد و از او سرد می‏شود و سرانجام باعث جدایی می‏گردد. گاهی همین امر از طرف شوهر صورت می‏گیرد. بر اثر چشم‏چرانی و نگاه‏های هوس‏آلود به دختران و زنان بدحجاب، از همسرش دل‏سرد می‏گردد و لذات‏ها و محبت‏هایش در بیرون از خانه صرف می‏شود. در نتیجه، بنای ناسازگاری با همسرش شروع می‏شود و تیرگی بر کانون خانواده سایه می‏افکند.
بنابراین، برای حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محیطی سالم و فرزندان پاک رعایت حجاب ضروری است و باید بالاترین امنیت، یعنی امنیت ناموسی، در خانه حاکم شود. از طرفی بدیهی است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعایت کند، جامعه که از اجتماع خانواده‏ها تشکیل شده، سالم و پایدار خواهد ماند. در جامعه‏ای که بیشتر اعضای آن را جوانان تشکیل می‏دهند باید در برابر این فرآیند حساس‏تر باشند؛ زیرا جوانان در برابر مناظر شهوت‏ انگیز و تهییج‏ کننده، زودتر تحریک می‏شوند و چنین مناظری عامل مهمی در سوق دادن آنان به فساد خواهد شد. در نتیجه، نیروی فعال اجتماع به راه‏های فساد و تباهی کشانده می‏شوند و به جامعه ضربه جبران ‏ناپذیری از جهات اقتصادی مادی، اجتماعی و اخلاقی وارد خواهد شد.
«آمارهای قطعی و مستند نشان می‏دهد که با افزایش بی‏ حجابی و بدحجابی در جهان، طلاق و از هم ‏گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آن‏چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه دل در این‏جا یعنی هوس‏های سرکش، بخواهد، به هر قیمتی باشد به دنبال آن می‏رود و به این ترتیب هر روز دل به دل‏بری می‏بندد و با دیگری وداع می‏گوید».(۱۹)
به امید روزی که بتوان جامعه را به زیور عفاف و حجاب مزین کرد و از بدحجابی رهانید.





محمدحسین درافشان‏
۱) پرویز صانعی، جامعه‏شناس ارزش‏ها، ص ۵۰۱ - ۵۰۲، کتاب‏خانه گنج دانش، تهران، ۱۳۷۲.
۲) همان.
۳) فرهنگ و تهاجم فرهنگی، ص ۲۰، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۷۳.
۴) قرهٔ العین، «درآمدی بر تاریخ بی‏حجابی در ایران»، تهران، نشر نور، ۱۳۶۳، ص ۴۰.
۵) فرهنگ و تهاجم فرهنگی، ص ۹.
۶) جامعه‏ شناسی ارزش‏ها، ص ۱۰۱.
۷) محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۹، مکتبهٔ الاسلامیهٔ، تهران، ۱۳۷۲.
۸) ستار هدایتخواه، زیور عفاف، ص ۳، اداره کل آموزش و پرورش خراسان، مشهد، ۱۳۷۴.
۹) محمدتقی مصباح یزدی، تهاجم فرهنگی، ص ۹۵ - ۹۶، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ۱۳۷۹.
۱۰) غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی، سروش، ۱۳۷۹، ص ۵۹.
۱۱) عبدالرزاق گیلانی، مصباح الشریعه، پیام حق، ص ۶۹، تهران، ۱۳۷۷.
۱۲) نهج ‏البلاغه، نامه ۳۱.
۱۳) احزاب، ۵۹.
۱۴) ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۲۵.
۱۵) نور، .
۱۶) کافی، ج ۵، ص ۵۵۹، ح ۱۲.
۱۷) مسأله حجاب، صص ۸۷ - ۸۸، صدرا، تهران، ۱۳۷۹.
۱۸) حسین حبیب ‏اللهی، حجاب در بی ‏حجابی، قم، انتشارات داوری، ۱۳۷۳، ص‏۲۴.
۱۹) تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۴۴۴.





منبع : مجله پیام زن

ریشه های بد حجابی وراه های مقابله با آن



پدیده بدحجابی

طلیعه

فرزندم زنان را در پرده ی حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زیرا که سخت گیری در پوشش عامل سلامت و استواری آنان است، بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری. اگر بتوانی به گونه ای زندگی کنی که غیر تو را نشناسند، چنین کن، کاری را که برتر از توانایی زن است به او وامگذار که زن گل بهاری است نه قهرمانی سخت کوش

حضرت علی (ع) (1)

***

در کلام الهی اینگونه رعایت حجاب را به زنان گوشزد می فرماید که: و ای رسول زنان مومن را بگو تا چشم ها (از نگاه ناروا) بپوشند و دامن ها و اندامشان را ( از عمل زشت ) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و بر و دوش خود را با مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای محارم خویش. (2)

قران کریم همچنین در آیه ی دیگری مردان را محور توجه قرار داده و می فرماید: ای رسول ما، مردان مومن را بگو تا چشم ها ( از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را از کار زشت) محفوظ دارند که این برای پاکیزگی ( جسم و جان آن ها ) اصلح است و البته خدا به هر چه کنید آگاه است. (3)

از این دو آیه چنین برداشت می شود که لازمه سلامت جامعه، حفظ حجاب و نگاه به طور توامان است.

زمینه های روانشناختی و جامعه شناختی

برخی از عواملی که در تکوین پدیده بد حجابی موثر است عبارتند از:

1) جو زدگی

برخی دختران و زنان در برابر جو غالب جامعه مقاومت خود را از دست داده و به بد حجابی گرایش پیدا می کنند زیرا برای آنان اکثریت معیار حقیقت است.

 

2) ضعف سرمایه های درونی

انسان ها از ارزش ها و سرمایه های وجودی متفاوتی با دیگران برخوردارند. برخی به ارزش های درونی خود متکی اند و لذا نیازی به بروز و ظهور جلوه های ظاهری خود در اجتماع ندارند و در مقابل این دسته، آن هایی که از درون احساس تهی بودن می کنند ناگریزند به ظاهر آرایی روی آورند. به عبارتی می توان گفت بد حجابی مظهر انسان هایی است که احساس خلاء وجودی دارند.

 

3) فقدان هویت

کسانی که هویت خویش را گم کرده و به آن دست نیافته اند ناگزیر به تقلید کورکورانه از دیگران می پردازند. این افراد در حقیقت خودشان نیستند بلکه هر لحظه به رنگی و جلوه ای خود را می آرایند و بد حجابی یکی از مظاهر بی هویتی است.

 

4) رشد فمنیسم

یکی از تبعات فمنیسم حق استقلال زن در تصمیم گیری های زندگی و از جمله شغل، پوشش، ارتباطات و مناسبات انسانی اوست. در این صورت زن خود را ملزم به تبعیت از مرد نمی بیند و چون طبیعت زن متمایل به ظاهر آرایی است زمانی که در برابر خواسته های نفسانی اش مانعی نمی بیند ناگزیر آزادانه با هر نوع لباس و پوششی در جامعه حاضر می شود.

 

5) تربیت نامطلوب خانوادگی

فرزندان بیش از گفتار والدین از رفتار آنان می آموزند و این تاثیر در دوران کودکی به مراتب قویتر از دوران دیگر زندگی است.

 

6) ضعف مدیریت مرد

مردانی که از قاطعیت و صراحت در خصوص ارزش های اخلاقی خانواده برخوردار نیستند در حقیقت به طور ضمنی به زنان خود اجازه استفاده از هر نوع پوشش و یا حضور در هر محفلی را می دهند. این دسته از مردان از عوامل موثر در تقویت بد حجابی محسوب می شوند.

علاوه بر عوامل مذکور می توان به برخی زمینه های موثر در پیدایش بد حجابی از قبیل شیوه ی افراطی والدین توام با سختگیری، تقلید نا آگاهانه از فرهنگ بیگانه و تاثیر پذیری از تهاجم فرهنگی و معاشرت های آلوده و غیر اخلاقی نیز اشاره کرد اما به منظور جلوگیری از اطاله ی کلام به همین چند مورد بسنده می کنیم.

پیشنهادها و راهکارها

در خصوص مقابله با بد حجابی راهکارهای پیشنهادی اجمالا عبارتند از:

1) تبیین و ترویج الگوی اسلامی

ضرورت معرفی الگوی حجاب و به ویژه حجاب برتر، زمینه ی آشنایی دختران و بانوان را به مراتب در سطح مطلوبی مهیا می کند به خصوص اگر اینگونه آموزش ها از دوران کودکی و نوجوانی در مدارس آغاز شود.

 

2) آموزش خانواده با محوریت حجاب

برخی از سلسله مباحث آموزش خانواده در مدارس به مبحث حجاب اختصاص یابد تا والدین به صورت دقیق و کارشناسی با شیوه های آموزش و ایجاد علاقه به حجاب در دختران آشنا شوند.

 

3) گسترش و تقویت جشن تکلیف

جشن تکلیف یا همان جشن عبادت غالبا نقطه ی عطفی در زندگی نوجوانان محسوب می شود و در مورد دختران که حدود شش سال زودتر از پسران به مرحله تکلیف الهی می رسند باید با ظرفیت، ظرافت و تشویق بیشتری صورت بپذیرد تا آنان را برای پایبندی بهتر و بیشتر به حجاب بر انگیزد.

 

4) گسترش و تعمیق ادبیت حجاب

با وجود اهمیت روز افزون موضوع حجاب، متاسفانه ادبیات غنی و گسترده ای که متضمن کتاب های مستدل و آموزشی در خصوص حجاب باشد وجود ندارد و آثار بسیار محدود موجود، قادر به پاسخگویی به نسل جوان نمی باشد.

 

5) بهره گیری ابزاری از هنر

هنر می تواند به عنوان ابزاری در جهت تبیین و ترویج حجاب محسوب شود. طرح و تدوین آثار هنری در سطح وسیع با محوریت حجاب قادر است به نیاز های نسل جوان در حد و اندازه مطلوبی پاسخ دهد.

 

6) بازنگری برنامه های سیما

“سیما” در مقایسه با “صدا” از جذابیت و در نتیجه اثر گذاری بیشتری برخوردار است و به همین لحاظ چنانچه اندکی غفلت، مسامحه یا کوتاهی در قالب ها یا محتواهای تصویری صورت گیرد می تواند تاثیرات منفی زیادی بر جای گذارد. به عنوان مثال، زمانی که ایفای نقش های روشنفکرانه بر عهده ی زنان بد حجاب محول شده و نقش افراد بی سواد، خرافاتی و خدمتکار بر عهده ی زنان چادری گذاشته شود. تاثیر دراز مدت آن، قطعا بی اعتنایی و دلسردی به پوشش و حجاب کامل خواهد بود.

……………………………………………………………………………………………………

1) نهج البلاغه - ترجمه ی محمد دشتی، نامه 31، فراز 118 – 116

2) سوره ی نور – آیه ی 31 ( نام محارم در آیه ی مذکور دقیقا 12 مورد بیان شده است و به لحاظ اختصار در این مقاله نیامده است. )

3) سوره ی نور – آیه ی 30

عفاف وحجاب از دیدگاه حضرت فاطمه(س)

 مقدمه :

بدون ترديد پوشش اسلامي براي زنان، از ضروريات دين مقدس اسلام است، چنان که آيات متعددي از قرآن بر اين مطلب دلالت دارند.1 از طرفي مسأله حجاب يکي از جنجالي‏ترين مسائل دنياي ديروز و امروز است، به ويژه طرفداران اعلاميّه حقوق بشر، که با عنوان کردن «تساوي حقوق زن و مرد»، پوشش را براي زن دست و پاگير دانسته، و آن را برخلاف آزادي قلمداد و به عنوان حمايت از حقوق زن، مطرح مي‏نمايند، اين مسأله را بسيار حسّاس نموده است، در صورتي که پوشش اسلامي را بايد در مجموع ابعادش مورد تجزيه و تحليل قرار داد، که با توجّه به مجموع، به نفع زن و جامعه است، و نه تنها دست و پا گير نيست و تضادي با آزادي ندارد، بلکه زنان در عين حفظ پوشش اسلامي، مي‏توانند برترين فعاليّت‏هاي اجتماعي را داشته باشند، و در چارچوب آزادي‏هاي صحيح و مقبول، از حق آزادي خود بهره‏مند گردند، زيرا حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است، و ما امروز در جمهوري اسلامي ايران مي‏بينيم که زنان در همه صحنه‏ها و عرصه‏ها، از مجلس قانون‏گذاري گرفته تا آموزش و پرورش و بيمارستان‏ها و ادارات، مي‏توانند در چهارچوب حفظ پوشش اسلامي، به کار و تلاش بپردازند، بي آن‏که حجاب اسلامي براي تلاش‏هاي آنان، مشکلي ايجاد کند، و حقّ آزادي صحيح آنها را تضييع نمايد.

 حجاب در اسلام از يک مسأله کلّي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد، و آن اين است که اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج قانوني، اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي کار و فعّاليت باشد، برخلاف سيستم غربي عصر حاضر، که کار و فعّاليت را با لذّت‏جويي‏هاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند».3
علاّمه اقبال لاهوري در اشعار نغز خود در اين رابطه، چنين مي‏سرايد:
بايد اين اقوام را تنقيد غرب شرق را از خود برد تقليد غرب 
ني زرقص دختران بي‏حجاب قوت مغرب نه از چنگ و رباب 
ني زعريان ساق و ني از قطع موست ني زسحر ساحران لاله روست 
از همين آتش چراغش روشن است قوّت افرنگ از علم و فن است 
مغز مي‏بايد نه ملبوس فرنگ علم و فن را اي جوان شوخ و شنگ 

حضرت فاطمه(س)زن نمونه يا نمونه زن؟


الگو يکي از طرق سازندگي درمراحل مختلف زندگي است. بسياري از بي هدفي ها زاييده بي الگويي هاست. زبان الگو، زبان عمل است در   نتيجه تأثيري که الگو برافراد مي‌گذارد، بسيارعميق تر و ماندني تر ازگفتار است. به دليل اهميت الگو اديان الهي و مکاتب بشري سعي درارائه الگو ازنوع خود انسان داشته  اند و ازنقش الگو درآباداني و ويراني جوامع غافل نبوده اند  .
دين مبين اسلام  الگوها و شاخص‌هاي‌متعالي ‌ارائه داده و انسانها را به پيروي از سيره عملي و نظري آنان دعوت نموده است. اگر درمکاتب ساخته بشر، الگوي عملي وجود ندارد و آنان ناگزيرند ايده آليستي بينديشند، خوشبختانه درمکتب اسلام راستين يعني تشيع، الگوهاي بسياري وجود دارد.   
دامنه تأثير گذاري اسوه ها از نظر قرآن اعم از حوزه فردي، اجتماعي و تاريخي است . در حوزه فردي نقش سرمشقها اصلاح مناسبات اجتماعي و سياسي است و درعرصه تاريخي تأثير اسوه ها به تغيير و تحول در جهت گيريهاي تاريخي   ارتباط مي‌يابد.   
هم اکنون جا دارد به اين سؤال پاسخ گفته شود که آيا حضرت زهرا(س) الگوي زنان است يا الگوي انسان؟ و آيا سيره ايشان قابليت پيروي براي همه انسانها را دارد و يا مختص زنان مي‌باشد؟ پرواضح است که حضرت زهرا (س) الگوي کاملي براي همه انسانهاست و همه بشريت مي‌توانند با تأسي از سيره ايشان راه نجات و سعادت خود را طي نمايند.
کرامت ها وفضيلت ها مختص مردان نيست. چنانچه زنان جوهري داشته باشند، مسير تعالي وبالندگي معنوي براي آنان هموار است. اگر علي (ع) الگو ونمونه انسان کامل و ايده آل است در وجود مرد بودن، زهراي مرضيه نيز الگوي ايده آل انسان کامل است درمظهر زن بودن. قران وقتي مي‌فرمايد :« لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة »( احزاب،33/ 31 ) مقصود از «لکم» همه انسان هاست،نه فقط مردان. اين مطلب درمورد حضرت زهرا (س) نيز صادق است .آنچه فاطمه (س) را اسوه و نمونه ساخته،کمال انساني اوست و بدين خاطر متعلق به عالم انسانيت است. ارزش هاي انساني اختصاص به زن يا مرد ندارد و به تبع آن اسوه هاي انساني نيز همين گونه اند. فاطمه(س) چنان که اسوه زنان است اسوه مردان نيزهست.( همانند پيامبران و امامان)
بين زن نمونه بودن و نمونه زن بودن تفاوت است ؛ زن نمونه يعني زني که سيره و روش او را همگان قادرند در زندگي اتخاذ واعمال نمايند و براساس سيره و سلوک او مسيرزندگي خويش را بپيمايند و نمونه زن يعني زني که ميان زنان نمونه و الگوست.


بالاترين ارزش زن از نظر حضرت زهرا عليهاالسلام

از منظر حضرت زهرا عليهاالسلام نزديک ترين حالات زن به خداوند متعال هنگامى است که خود را از ديد نامحرمان دور نمايد و در منزل خود به خانه دارى و تربيت فرزند و پذيرايى از همسر خود بپردازد. امام صادق عليه السلام به نقل از حضرت فاطمه عليهاالسلام دراين باره فرمود: «أَنَّ أَدْنَى مَا تَکُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا، نزديک ترين حالات يک زن به خداوند متعال زمانى است که در منزل مى ماند [و به امور خانه دارى و تربيت فرزند مى پردازد].»

آرى، يک زن مسلمان هرگز فرمان خداوند متعال را در مورد حفظ عفت و عصمت خود فراموش نمى کند و در طول زندگى حجاب خود را همانند گوهرى گرانبها پاسدارى مى کند. اين سخن معروف حضرت زهرا عليهاالسلام که ضامن پايدارى جوامع و مايه استحکام خانواده هاست، همواره بايد در معرض ديد بانوان مسلمان به ويژه دختران جوان باشد که فرمود: «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ؛ بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که [بدون ضرورت] مردان [نامحرم] را نبينند و مردان [نامحرم] نيز آنان را ننگرند.»

خوشبختى و سعادت زن و جامعه بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که [بدون ضرورت] مردان [نامحرم[ را نبينند و مردان [نامحرم[ نيز آنان را ننگرند. در همين جمله نهفته است که تا مى تواند از نامحرمان دورى کند و کمترين ارتباط را با آنان داشته باشد؛ امّا متأسفانه در عصر ما شياطين وسوسه گر و دشمنان اسلام تلاش مى کنند به هر وسيله و عنوانى زنان مسلمان را از هويت خود جدا کنند و به مجامع عمومى و معرض ديد نامحرمان بکشانند و به اين وسيله آنان را از اهداف اصلى خلقتشان بازدارند.

فرانس فانون نويسنده فرانسوى مى گويد: «نيروهاى اشغالگر در کشور مسلمان الجزائر مأموريت داشتند تا هويت و اصالت فرهنگى ملت الجزائر را نابود سازند و در اين راه حداکثر کوشش خود را بر تخريب مسئله حجاب و چادر زنان متمرکز کرده بودند؛ زيرا آن را نشانه مهم اصالت ملى زنان الجزائرى تلقى مى کردند. از ديدگاه استعمارگران هجوم به تار و پود جامعه اسلامى الجزائر ابتدا بايد از تحت تأثير قرار دادن زنان آغاز مى شد. دستگاه استعمارى فرانسه براى مبارزه با حجاب زنان و بيرون کشيدن آنان از کانون خانواده، مبالغ هنگفتى را اختصاص داده بود. آنها بر اين باور بودند که حجاب زن سدّ محکم و دژ عظيمى در برابر نفوذ غربيهاست. هر چادرى که کنار گذاشته شود، افق جديد و گام بلندى در تسلط استعمارگران بر کشورهاى اسلامى است. پس از ديدن هر زن مسلمانى که حجاب را کنار گذاشته است، اميد تسلط آنان ده برابر مى گردد. با هر چادرى که رها مى گردد، گويى جامعه اسلامى براى پذيرش و تسليم در برابر استعمارگران آماده تر مى شود.»

حجاب حضرت فاطمه(س)
حضرت زهرا سلام الله عليها يك افتخار است براي همه عالم، نه فقط براي شيعه، نه فقط براي عالم اسلام، نه فقط براي ائمه طاهرين (ع)، بلكه آن حضرت براي پدر بزرگوارش نيز مايه سربلندي و افتخار به شمار مي‌رود. پيامبر اكرم (ص) به اين بانو خيلي افتخار مي‌كردند و بارها مي‌فرمودند كه خودم و پدر و مادرم به فداي تو. افتخار پيغمبر اكرم (ص) خيلي معنا دارد؛ حضرت زهرا (س) از نظر حسب و نسب داراي درجات رفيعي بوده است. شما نمي‌توانيد يك خانمي پيدا كنيد كه اين قدر از نظر نسب، والا و نوراني باشد. ايشان پدري دارد مثل پيامبر اكرم كه خاتم الانبياء بود. پيغمبري كه همه پيامبران به وجود او افتخار مي‌كردند، وجود مباركي كه خود خداوند متعال به او افتخار مي‌كند و نظيرش در عالم وجود نيامده و نخواهد آمد. حضرت صديقه طاهره مادري دارد مانند حضرت خديجه كه در مورد ايشان هم بايد بگوييم يك افتخار براي همه انسانها و مخصوصاً براي تمامي خانمها مي‌باشد. در باره حضرت خديجه همين مقدار بس كه پيغمبر اكرم مي‌فرمودند: پيروزي اسلام، مرهون خديجه است. همسر حضرت زهرا (س) نيز اميرالمومنين علي (ع) است كه پيامبر گرامي (ص) فرمودند: زهرا جان اگر علي نبود، كفوي براي تو در عالم وجود يافت نمي‌شد. و اگر تو نبودي كفوي براي علي در عالم نبود. حضرت فاطمه زهرا از لحاظ فرزند نيز فرزنداني نظير امام حسن و امام حسين و حضرت زينب و ام كلثوم سلام الله عليهم را تحويل عالم بشريت داده‌اند. اسلام مرهون مجاهدتها و تلاشهاي فرزندان گرامي حضرت زهراست. شهادت امام حسين (ع) اسلام را بيمه كرد و مجاهدت حضرت زينب(س)، شهادت آن حضرت را جهانگير كرد. حضرت زينب با آن شهامت مثال زدني در مقابل دشمن گفت: «‌ثكلتك امك يابن مرجانه ما رأيت الا جميلا». نظير چنين فرزنداني را در عالم كسي نداشته و نخواهد داشت. اما اولاد حضرت زهرا سلام الله عليها منحصر به اين چهار بزرگوار نيست، بلكه دوازده امام از نسل حضرت زهرا به وجود آمدند كه بارها پيغمبر اكرم به اين موضوع افتخار مي‌كردند. از همان وقتي كه امام حسين طفلي كوچك بود، پيامبر اكرم او را در دامن مي‌نشاندند و مي‌فرمودند: «يا حسين التاسع من ولدك هو القائم بالحق به يملأ الله الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا» يعني حسينم، نهم از فرزندان تو امام زمان است كه به دستش پرچم اسلام روي كره زمين افراشته مي‌شود. آنكه عدالت اجتماعيِ سرتاسري مي‌آ ورد. آن كه ظلم جهاني را ريشه كن مي‌كند و بالاخره آن كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌گويد «انّ في إبنه رسول الله لي اسوه حسنه» يعني سرمشق من در حكومت، زهراي مرضيه است. آن امامي كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌فرمايد كه «‌نحن حجج الله علي خلقه و فاطمه حجه علينا» يعني ما دوازده امام حجت براي مردم هستيم و زهرا (س) حجت براي ما است. درك كردن معناي اين گونه روايات سخت است، اين گونه روايات حيران كننده است و انسان با غور در اين مطالب پي به جهل خود مي‌برد.
نكته مهم كه تذكر آن در اين مجال ضروري است اينكه، شناخت ما نسبت به نعمت بزرگي همچون وجود مبارك حضرت زهراي مرضيه چه مقدار است؟ و مهمتر اينكه تا چه اندازه آن حضرت را براي خود اسوه مي‌دانيم و از او پيروي مي كنيم؟ اگر ما در اين باره كوتاهي كنيم و از حضرت زهرا (س) الگو نگيريم، بالاترين گناه را مرتكب شده‌ايم. زيرا كفران نعمت كرده‌ايم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إنّ عذابي لشديد». اگر حضرت صديقه طاهره سرمشق جامعه باشد، جامعه رو به تزايد و ترقي خواهد بود و اما اگر زهرا سرمشق زندگي مردم نشد، در دنيا و آخرت عذابي دردناك در انتظار آنان خواهد بود. در خصوص لزوم الگوگيري از سيره حضرت زهرا (س) به دو نكته اشاره مي‌گردد كه از مصاديق برجسته شيوه‌ زندگاني حضرت زهراست كه نسل كنوني بايد اسوه خود قرار دهد.


 

حجاب از ديدگاه حضرت زهرا(س)

آن بانوي بسيار بزرگ جهان، با اين که حريم عفاف و حجاب را به طور کامل رعايت مي‏کرد، در عين حال، در بحراني‏ترين حوادث سياسي و اجتماعي، حضور و ظهور داشت. 
روزي مرد نابينايي با کسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانيد، پيامبر اکرم(ص) که در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسيد: «با اين که اين مرد نابيناست و تو را نمي‏بيند، چرا خود را پوشاندي»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمي‏بيند، من که او را مي‏بينم، وانگهي او بو را استشمام مي‏کند». پيامبر(ص) (به نشانه تأييد شيوه و گفتار حضرت زهرا«س») فرمود: «أَشْهَدُ اَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنّي؛4 گواهي مي‏دهم که تو پاره تن من هستي».
اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: روزي همراه گروهي در محضر رسول خدا(ص) نشسته بوديم. آن حضرت به ما رو کرد و فرمود: «بهترين کار براي زنان چيست؟» هيچ کدام از حاضران نتوانستند جواب صحيح بدهند. هنگامي که متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همين موضوع را از حضرت زهرا(س) پرسيدم، و ماجراي سؤال پيامبر(ص) و پاسخ صحيح ندادن اصحاب را براي حضرت زهرا(س) تعريف کردم، و گفتم هيچ يک از ما نتوانستيم پاسخ صحيح بدهيم. حضرت زهرا(س) فرمود: ولي من پاسخ به اين سؤال را مي‏دانم، و آن اين است که: «خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لايَرِينَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
* حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است.
من به محضر رسول خدا(ص) بازگشتم و عرض کردم: «اي رسول خدا! از ما پرسيدي که چه کار براي زنان برتر است، پاسخش اين است که برترين کار براي زنان اين است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
پيامبر(ص) فرمود: «چه کسي به تو چنين خبر داد، تو که اين‏جا بودي و پاسخي نگفتي؟» علي(ع) عرض کرد: «فاطمه(س) چنين فرمود».
پيامبر(ص) از اين پاسخ خشنود شد، و سخن فاطمه(س) را پسنديد و به نشانه تأييد او فرمود: «اِنَّ فاطِمَةُ بضْعَةٌ مِنّي؛5 همانا فاطمه، پاره تن من است».
نيز روايت شده: روزي جابر بن عبدالله انصاري همراه رسول خدا(ص) به سوي خانه فاطمه(س) رهسپار شدند. وقتي که به در خانه رسيدند، پيامبر(ص) اجازه ورود طلبيد. فاطمه(س) اجازه داد، پيامبر(ص) فرمود: شخصي همراه من است، آيا اجازه هست با او وارد خانه شويم؟ فاطمه(س) عرض کرد: «اي رسول خدا «قِناع» (يعني مقنعه و روسري) ندارم.» پيامبر(ص) فرمود: «يا فاطِمَةُ خُذِي فَضْلَ مَلْحَفَتِک فَقِنِعِي بِهِ رأسَکِ؛ اي فاطمه! زيادي لباس بلند روپوش خود را بگير و سرت را با آن بپوشان».
حضرت فاطمه(س) همين کار را کرد، آن گاه پيامبر(ص) و جابر، با کسب اجازه وارد خانه شدند.6



تلاش‏هاي سياسي و اجتماعي حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا(س) در عين آن که حجاب کامل را رعايت مي‏کرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلکه شواهد بسياري وجود دارد که آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شرکت فعّال داشت. 
محدّثين نقل مي‏کنند: شخص پيامبر(ص) دست فاطمه(س) را گرفت، و به ميان مردم آمد و خطاب به مردم فرمود: «هر کس که فاطمه(س) را شناخت که شناخت، و هر کس که او را نشناخته بداند که فاطمه(س) دختر محمّد(ص) است. او پاره تن من است. او قلب و جان من است. هر کس او را بيازارد مرا آزرده، و هر کس مرا بيازارد، قطعا خدا را آزرده است» بنابراين، حجاب در سيره فاطمه(س) پرده نشيني نيست.
 در مکّه قبل از هجرت، مشرکان به تحريک ابوجهل به پيامبر(ص) آزار مي‏رساندند، يکي از آنها به نام «ابن زبعري» شکمبه گوسفندي را برداشت، و به طرف پيامبر(ص) انداخت، به طوري که سر و صورت آن حضرت را آلوده نمود، ابوطالب(ع) به دفاع از آن حضرت پرداخت، 
* پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن و موي خود را بپوشاند، و به جلوه‏گري و خودنمايي نپردازد، آيات مربوطه همين معني را ذکر مي‏کند، و فتواي فقهاء هم مؤيّد همين مطلب است».
در اين هنگام حضرت زهرا(س) که در آن وقت خردسال بود با آب نزد پدر آمد، و سر و صورت آن حضرت را شست و شو داد.8


اين ترتيب نتيجه مي‏گيريم، حضرت زهرا(س) در عين آن كه در همايش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهاي حريم حجاب و عفاف را رعايت نموده است.

بشارت هاي خدا به زنان عفيف
امام جعفر صادق(ع) : اگر زن عفت داشته باشد به دنيا مي ارزد وگرنه به خاک هم نمي ارزد.
پيامبر اکرم (ص) : … زني که براي حفظ غيرت ، استقامت ورزيده و براي خدا وظيفه خود را بخوبي انجام داد ، خدا پاداش شهيد را به او خواهد داد.
پيامبر اکرم (ص) : پروردگارا زناني که خود را خود را پوشيده نگه مي دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
پيامبر اکرم (ص) : شرف مقنعه اي که زن بر سر دارد از دنيا و آنچه در آن است ارزندا تر مي باشد.


نتيجه گيري

حجاب و عفاف حضرت زهرا به گونه‌اي است كه ذكر شد، در حالي كه در مقابل نامحرم كوبندگي و قاطعيت دارد، به مسلمانان مي‌فهماند كه اختلاط بين زن و مرد ممنوع است. تصور نكنيد اين بي‌حجابي و بي‌عفافي كه فعلاً در جامعه رايج است، فقط براي ما باعث ناراحتي شده است، بلكه حضرت زهرا نيز از اين موضوع بسيار ناراحت است. همه مي‌دانيم كه حضرت زهرا بهترين سرمشق است. سرمشق يعني چه؟ يعني جامعه بايد وضعيت حجاب و عفاف حضرت زهرا را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به همان صورت عمل نمايد.

حضرت زهرا(س) در عين آن كه حجاب كامل را رعايت مي‏كرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلكه شواهد بسياري وجود دارد كه آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شركت فعّال داشت.

بنابراين «تعادل و تنظيم روابط»، پي آمدهايي چون حضور پرنشاط، سالم، شاداب و تأثيرگذار براي مردان و زنان در عرصه هاي مختلف خانواده و جامعه خواهد داشت و بن بستي از فساد و تباهي در هيچ يک از ميدانهاي فعاليت ايجاد نخواهد کرد.

به هرحال آنچه که بر مي آيد اين است که حجاب محدوديت ساز نيست بلکه ايجاد مصونيت مي کند. البته بايد ذکر کرد که حجاب فقط براي زنان نيست و براي مردان نيز ضروري به نظر مي رسد. از بين رفتن حجاب در جوامع کنوني نماد رشد و پيشرفت نيست نماد عقب ماندگي و غربزدگي کشورهاي اسلامي مي باشد.

 

منابع:

1 ) نور (24) آيه 30 و 32و 33؛ احزاب(33) آيه 32، 33 و 59.

2 ) مرتضي مطهّري، مسأله حجاب، چاپ جديد، ص79.

3 ) همان، ص83.

4 ) علاّمه مجلسي، بحار، ج43، ص91.

5 ) علاّمه علي بن عيسي (اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص23 و 24.

7 ) علاّمه علي بن عيسي اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص24.

8 ) علاّمه سروي، مناقب آل ابي‏طالب، ج1، ص60

مسأله حجاب در سيره حضرت زهرا،‌ حجة‏الاسلام والمسلمين محمد محمّدي اشتهاردي

حجاب حضرت زهرا ، آمنه مظاهري

 

تهيه و تنظيم : اعظم اسدي

كارشناس فرهنگي اداره كل تبليغات اسلامي گلستان

معنای حجاب وعفاف


معنای حجاب وعفاف

حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه بـشرى و بـویژه جوامع اسلامى مطرح اسـت. همواره این دو واژه در کنار هم بـه کار بـرده مى شوند و در نگاه اول بـه نظر مىآید هر دو بـه یک معنا بـاشند, اما با جستجو در متون دینى و فرهنگنامه ها بـه نکته قابـل توجهى مى رسیم و آن تفاوت این دو واژه است.  

در بـرخى کتـب لغت حجاب را این گونه تـعریف کرده اند: الحجاب: المنع من الـوصـول; حـجـاب یعـنى آنچـه مانع رسـیدن مى شـود.

برخى گفته اند: حجب و حجاب هر دو مصدر و بـه معناى پنهان کردن و منع از دخول است.(و به عنوان شاهد آیه شریفه ((و من بـیننا و بینک حجاب)) را ذکر کرده اند.  

در دیگر کتـابـهاى لغت حجـاب را بـه معناى ((پـرده)) آورده و نوشته اند: امرإه محجوبـه(محجبـه); زنى که پوشانیده است خود را به پوشاندنى. 

بـا تـوجه بـه معانى ذکرشده درمى یابـیم حجاب امرى ظاهرى و در ارتبـاط بـا جسم است, اگر چه این پـوشش بـرخاسته از اعتقادات و باورهاى درونى افراد است, ولى ظهور در نشئه مادى و طبیعى دارد; یعنى پوشش ظاهرى افراد و بـویژه زنان را حجاب مى گویند, که مانع از نگاه نامحرم به آنان مى شود.  

عفاف نیز داراى معانى گوناگونى است, که در مجموع تعریف کاملى را بـه ما خـواهد داد. راغـب اصـفـهانى در ((مفـردات القـرآن)) مى نویسد: العفه حصول حاله للنفس تـمتـنع بـها عن غلبـه الشهوه; عفت حالتى درونى و نفسـانى اسـت که تـوسـط آن از غلبـه شهوت جلوگیرى مى شود.  

البته قابـل ذکر است که در قرآن کریم از واژه عفت در دو معنا استفاده شده است; گاه بـه معناى خودنگهدارى و پـاکدامنى است که در مورد برخى افـراد آمده اسـت, مانند; و ان یسـتـعـفـفـن خـیر لهنو: ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا.  

در ادامه تـوضیح بـیشتـرى در بـاره این آیات خـواهد آمد. گاه ((عفت)) به معناى قناعت آمده و مسایل مالى مورد نظر است, نظیر; و من کان غنیا فلیستعفف و من کان فقیرا فلیإکل بالمعروف; و آن کس که توانگر است, باید(از گرفتـن اجرت و سرپـرستـى)خوددارى کند و آنکه تهیدست است, مطابق عرف بخورد.  

آنچـه در این مقاله مورد نظر ما اسـت, مفهوم اولى اسـت; یعنى خودنگهدارى از شهوت و مسایل جـنسى; اگر چه مى تـوان بـراى هر دو معنا واژه عفت را آورد و ضررى به مفهوم آن نمى خورد.  

دیگر کتب لغت نیز آورده اند: تعفف(عفت داشتن): نگاه داشتن نفس از انجام حرام و درخواست از مردم است.

 برخى از لغت شناسان, عفت را بـه معناى ((ترک شهوات و پاکى خوى و جسم)) آورده اند.  

از مجموع معانى ذکرشده براى حجاب و عفاف مى تـوان نتـیجه گرفت که عفاف نوعى حجـاب درونى است که انسان را از گناه بـازمى دارد.  

حفظ چشم, گوش, قلب و تمامى اعضا و جوارح از هر گونه خطا و گناه عفاف است که حاصل این عفت و حجـاب درونى, پـوشش ظاهرى است. بـه تـعبـیرى لطیف تـر; حـجـاب میوه عفاف اسـت و عفاف ریشـه حـجـاب. بـرخى افراد ممکن است حجـاب ظاهرى داشتـه بـاشند, ولى عفاف و طهارت باطنى را در خویش ایجاد نکرده بـاشند. این گروه, از حجاب تنها پوسته اى و ظاهرى بى معنا دارند, و از سوى دیگر کسانى هستند که ادعاى عفاف کرده و با تعابیرى همچون; من قلب پاکى دارم, خدا با قلبها کار دارد, آدم باید چشمش پاک باشد و … خود را سرگرم کرده و مصداق ((لیفجر امامه)) مى شوند. انسانهایى چنین باید در قاموس اندیشه خود نکته اى اساسى را بـنگارند و آن این است که درون پاک, بیرونى پاک مى پروراند و هرگز قلب پاک موجب بارور شدن میوه ناپاکى به نام بى حجابى و بدحجابى نخواهد شد.  

امام خـمینى, پـیامآور ارزشهاى الهى, در بـاره حـجـاب و عفاف مى فرماید: ((توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است, بـراى حفظ ارزشهاى شماست. هر چه را که خدا دستـور فرموده است ـ چه براى مرد و چه براى زن ـ بـراى این است که آن ارزشهاى واقعى که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه هاى شیطانى یا دستهاى فاسد استـعمار پـایمال شـوند, این ارزشـها زنده بـشوند

زنان چون مظهر جمال خداوند هستند و همینطور به این دلیل است که میل به خود نمایی و خود آرایی دارند، پوشش در اسلام به آنها اختصاص یافته است و برای مردان هم مسئله کنترل نگاه بیان شده است.

اما در فلسفه پوشش در اسلام به آرامش روانی نیز توجه شده است که در اثر وجود حجاب و عفاف در زنان این آرامش برای جامعه به ارمغان می آید. در صورت عدم آن و از بین رفتن حریم میان زن و مرد هیجانها و التهابهای جنسی افزایش می یابد و باعث می شود که جامعه آرامش خود را از دست بدهد و دچار تزلزل شده و افراد آن به بیماری های روحی مبتلا شوند، این با توجه به روح سرکش و غریزه اشباع نشدنی انسان قابل درک است.

جنبه دیگر فلسفه پوشش جنبه خانوادگی است که به استحکام پیوند خانوادگی برمی گردد، این کاملا واضح است که زن اگر زیبایی های خود را در خانه و برای همسر خود محدود کند هم به تقویت بنیان خانواده ی خود کمک می کند و هم به آرامش روانی جامعه و جلوگیری از ایجاد فساد در آن، با رواج یافتن التذاذهای جنسی در سطح جامعه و بیرون از محیط خانه باعث آسیب های اجتماعی از جمله گریز جوانان از ازدواج می شود.



جنبه اجتماعی حجاب به استواری اجتماع مربوط می شود. همانطور که در مورد قبلی مطرح کردیم کشیده شدن التذاذهای جنسی از محیط خانه به اجتماع علاوه بر بروز آسیب های اجتماعی متفاوت، باعث تضعیف نیروی کار و فعالیت جامعه می شود

شهید مطهری در این باره می فرمایند که بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خرده گیری کرده اند و گفته اند: ((حجاب موجب فلج کردن نیمی از افراد اجتماع است)) بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است. و این کاملا در کشورهای غربی معلوم است و چه رسوایی هایی که در اینباره در این جوامع پیش آمده و می آید.

و بالاخره آخرین جنبه که  بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او است موجب ارزش و احترام زن میگردد، زنان هر چقدر که در جامعه و در رفتارشان با نامحرمان عفیف تر و با وقار تر باشند بر ارزششان افزوده می شود و احترامشان بیشتر می شود و مردان اجازه هر نوع برخوردی با آنان را به خود نمی دهند.

حال غرب با توجه به حجاب و اهمیت آن در سلامت جوامع اسلامی سالهاست که درصدد ضربه زدن به آن درآمده تا بتواند از طریق آن به پاکی زنان ضربه وارد کند و از طریق این ضربه است به راحتی می تواند به تمامی جامعه آسیب زند و به سمت نیل باهداف خود پیش برود.