تربیت عاطفی کودکان

تربیت عاطفی کودکان

از هدف‌های اساسی در تربیت کودکان، پرورش عاطفی آنهاست. منظور از عاطفه در این بحث، استعداد و گرایش درونی و پشتوانه نوع دوستی در انسان است. بر پایه این استعداد فطری، انسان با مهر و محبت به هم نوع خود، با او انس و الفت قلبی می‌یابد.
استعداد عاطفی در انسان سبب رشد بسیاری از کمالات می‌شود. این کمالات شامل امتیازهایی است که بر اساس «دیگرخواهی» در انسان پدید می‌آید، از قبیل محبت و ازخودگذشتگی، گذشت، بخشش، همکاری، دل سوزی، غم گساری و به طورکلی، مقدّم داشتن دیگران بر خود. بی وفایی، فراموش کاری، قدرنشناسی، خشونت، بی رحمی، خودخواهی و بی خبری از دیگران و مانند آنها، از کاستی‌های روحی و اخلاقی هستند که ریشه در فقر عاطفی دارند. [1]خانواده نخستین کانونی است که باید در آنجا عاطفه انسانی را در کودکان پرورش داد. مهر و عطوفتی که کودک از مادر و دیگر بستگان نزدیک، همچون پدر، خواهر و برادر دریافت می‌کند، در هیچ کس دیگر نمی بیند و هیچ دایه و پرستاری نمی تواند نقش طبیعی مادر را در زندگی طفل بازی کند و جای خالی او را پر سازد.
زمانی که مادر با هیجان عاطفی خاصی طفل را در آغوش خود می‌فشارد و به او شیر می‌دهد یا وقتی به زبان کودکانه و با تمام وجود با فرزند خود سخن می‌گوید و برق عشق و محبت از چشمان او می‌جهد و تا اعماق وجود طفل نفوذ می‌کند، هنگامی که مادر فرزند خود را شب در کنار خود پناه می‌دهد و او را نوازش می‌کند، شیرینی محبت را به طفل خردسال خود می‌چشاند و گرمای عشق و عاطفه را به ذره ذره وجود او می‌رساند. همین گرمای مطبوع محبت است که بذرهای عاطفه را در وجود کودک می‌پروراند و او را با کیمیای محبت آشنا می‌سازد.
کودکانی که این نیروی معنوی را از خانواده نمی گیرند، از پرورش عاطفی محروم می‌مانند. بررسی‌های انجام شده درباره کودکانی که در پرورشگاه‌ها بزرگ می‌شوند یا به علت جنگ، متلاشی شدن خانواده یا به هر علت دیگر، دور از خانواده رشد می‌کنند، نشان می‌دهد این گونه کودکان با وجود مراقبت‌های بسیار، از خلأ عاطفی شدیدی رنج می‌برند. بدون تردید، بسیاری از ناآرامی‌های روحی و روانی، بزهکاری‌ها و کج روی‌های اخلاقی و اجتماعی، بیماری‌های روانی، افسردگی‌ها و مانند آن در کمبود عاطفی ریشه دارند.
نگهداری حیواناتی مانند سگ و گربه در خانه‌ها و پناه بردن به این حیوانات زبان بسته در کشورهای غربی و صرف هزینه‌های سرسام آور برای این منظور، در واقع، کارهایی برای پر کردن خلأ عاطفی است. [2] بدین ترتیب، والدین باید، با توجه به روحیات فرزندان خود و ابراز علاقه به آنها، فضای زندگی کودک خود را سرشار از مهر و محبت کنند تا فرزندانی سیراب از عاطفه تحویل جامعه دهند، نه اینکه به علت کمبود محبت، در نوجوانی و جوانی دچار عقده‌های روانی شوند.

پی نوشتها:
[1]: تربیت دینی فرزندان، ص ۷۹.

[2]: نک: راهنمای پدران و مادران، صص ۱۸۵ ۱۹۰.

منبع:گفتارهایی در رابطه با روابط والدین با فرزندان - شکیبا السادات جوهری- صفحه ۴۰

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.