اطمينان فطرى به قبول دعا

اطمينان فطرى به قبول دعا

«اَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ…؟ »
«يا آن كه درمانده را وقتى كه بخواندش اجابت كند و محنت از او بردارد و شما را جانشينان اين سرزمين كند…؟ » (۶۲ / نمل)
چطور ممكن است نفس آدمى با توجه غريزى و فطرى خود متوجه امرى شود كه اطمينان بدان ندارد؟ حكم فطرت در موقع دعا مانند حكم اوست در وقتى كه حاجت خود را نزد كسى مى بيند و يقين دارد كه او كسى است كه حاجتش را برمى آورد.
وقتى انسان مى بيند كه تمامى اسباب هاى ظاهرى از كارافتاده است، فطرتش او را به دعا و خواندن خدا و عرض حاجت به پيشگاه او وامى دارد.
گاهى اتفاق مى افتد كه ما به اميد تأثير متوسل به اسباب هاى ظاهرى مى شويم ولى اطمينان نداريم كه در رفع حاجت ما تأثير خواهد كرد يا
نه. البته اين يك توجه فكرى است كه منشأ آن طمع و اميد است و اين فرق دارد با توجه و تعلق غريزى قلب.
البته، در ضمن توجه و توسل فكرى توجه غريزى فطرى نيز هست، ولى نه بخصوص آن سببى كه فكر متوجه آن است بلكه مطلق سبب، و مطلق سبب هم هرگز تخلف نمى پذيرد.
مثلاً بيمارى كه براى نجات از بيمارى اش به دارو متوسل مى شود فطرت او را به چنين كارى واداشته يعنى به او فهمانده كه شفادهنده اى هست، ولى فكر او به اين طمع افتاده كه شايد آن شفادهنده اين دارو بوده باشد، پس اگر دارو درمان نكرد آن حكم فطرى نقض نشده است. (۱)

پی نوشت:

۱- الميزان ج ۳۰، ص ۳۱۸.

منبع:دعاها و ارزوهای انسان از دیدگاه قران و حدیث - سیدمهدی امین-صفحه37

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.